اصطلاحات جنگ 9

اصطلاحات جنگ 9

عزرائیل خمپارهٔ 60، توپ فرانسوی، نامرد هم به آن می‌گفتند، گلوله‌ای که مثل جناب عزرائیل بی‌خبر و بی‌صدا یک مرتبه از راه می‌رسید و نفس‌های زکیه را با خود می‌برد. این تعبیر در قیاس با سایر گلوله‌ها گفته می‌شد که قبل از آمدن، با سوت و سر و صدای خود

اصطلاحات جنگ 6

اصطلاحات جنگ 6

 آقاي قيلوله روايتي از معصوم (ع) در باب استحباب خواب قبل از ظهر به نام خواب قيلوله وجود دارد، بر اساس همين روايت، كسي كه در وسط روز، قبل از ظهر در منطقه مي‌خوابيد، تا مدتي با عبارت «آقاي قيلوله» خطاب مي‌شد.  آدم بيدار كن نمازشب خوان _ كسي كه

اصطلاحات حنگ 5

اصطلاحات حنگ 5

مهر شكوني كردن بسيار اهل نماز و سجده‌هاي طولاني بودن و دائم سر بر آستان دوست ساييدن. مي‌گفتند فلاني بر اثر كثرت عبادت و سر بر مهر داشتن، مهر را خرد و خمير مي‌‌كند!  ماهي گير كسي كه در يك غذاي آبكي، تندتند با قاشق در جست‌وجوي گوشت‌هاي آن بود.

اصطلاحات جنگ 4

اصطلاحات جنگ 4

ريادون نمكدان. نمك را به اعتبار استحباب ميل آن قبل از غذا و احياناً تظاهر به آن مي‌گفتند ريا و نمكدان را به اعتبار اين‌كه نمك رادر خود دارد، مي‌گفتند ريادون. رنگي تعريف كردن خاطرات را با آب و تاب تمام و ذكر همه‌ي جزئيات، حالات و حركات مخصوص به خودشان

اصطلاحات جنگ 7

اصطلاحات جنگ 7

توپ دستی سلاح ‌ام یک اصطلاح پیشمرگان کرد است و حکایت از لگدزدن این سلاح هنگام تیراندازی است. منبع: کتاب اصطلاحات جلد 1 صفحهٔ 61 ترکش طلایی به ترکش‌های ریز و ناز و دوست‌داشتنی که بدون رنج و زحمت بود گفته می‌شد. منبع: کتاب اصطلاحات جلد 1 صفحهٔ 59 تنبلیغات

اصطلاحات جنگ 8

اصطلاحات جنگ 8

 بسم الله ريا بفرما نمك ميل كن با غذا. بيا با نمك شروع كن به خوردن طعام. كنايه‌ از احتمال ريا شدن يا ريا كردن است. با اين عمل مستحب در آداب غذا خوردن و در حقيقت نوعي تأكيد غير مستقيم بر انجام امور مستحب و ممدوح بود و روشي

اصطلاحات جنگ 1

اصطلاحات جنگ 1

خال هندی جای تیر سلاح سیمینوف و تفنگ قناصه بر پیشانی را به خال هندی تعبیر می‌کردند و این نوع شهادت را زیبا تلقی کرده و آن را به فال نیک می‌گرفتند. خمپارهٔ 60 کسی که سرزده و ناگهانی وارد سنگر یا چادر می‌شد و در چشم به هم زدنی

اصطلاحات جنگ 3

اصطلاحات جنگ 3

پشه زده مجروح شده، نوعي تحقير دشمن بود يا به چيزي نگرفتن زخم و جراحتي كه تفنگ و توپ و تانك او به بار مي‌آورد، هر چند كاري و مردافكن!  پياز مداح گردان، البته به مزاح، اشاره‌اي بود به بعضي از مداحان كه كارشان درآوردن اشك نيروها بود و براي

اصطلاحات جنگ 2

اصطلاحات جنگ 2

آش خرگوشي آش و خوراك. غذايي كه در آن از هويج زياد استفاده مي‌شد، معمولاً هويج‌ها را درشت درشت و در كنار سيب زميني و لوبيا در آن خرد كرده بودند و آدم را به ياد غذاي خرگوش‌ها مي‌انداخت. منبع :كتاب اصطلاحات جلد 2 صفحه ي 17 اصلاح دامادي اصلاح سر

فلسفه جنگ و دفاع

فلسفه جنگ و دفاع

1- و قاتلوا فی سبیل‌الله الّذین یقاتلونکم و لا تعتدوا انّ الله لا یحبّ المعتدین.(بقره/190) ترجمه: و در را ه خدا با کسانی که با شما به جنگ برخاسته‌اند بجنگید، ولی از اندازه در نگذرید، زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد. «قتال»BBb به معنای آن است که انسان در مقام

به سوى جنگ و جهاد

به سوى جنگ و جهاد

سرانجام وقت انتخاب فرا مى رسد، و رزمنده پیكار جوى مسلمان مى خواهد به آنچه كه در فكر اوست عینیّت بخشد، و بدان جامه عمل بپوشند، گویا بسان تشنه اى مى ماند كه به دنبال آب مى گردد، و همین اندازه را نیز مقامى بس بالا و والاست، چون او

شهادت در ساير اديان

شهادت در ساير اديان

مقاله ي پيش روي شما ،شهيد و مسأله شهادت را در دين مسيحيت بررسي مي کند . طبيعي است که اين مسأله در اسلام غناي بيشتري برخوردار است و ما فقط به مطرح کردن نظرات آنها مي پردازيم . واژه يوناني martus بيانگر شاهدي است که بر حقايقي که تجربه

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید