
باغ
آب باران دو نوع گردش در درون زمين را شکل مي دهد. يکي در عمق سطح زمين(بالاي لايه يا لايه هاي سفت و فشرده و سنگي زمين) که دوران وجود و گردش آن به طور ميانگين تقريباً 10 روز است، و ديگري نفوذ در اعماق زمين (نفوذ به زير لايه
1497 مقاله

آب باران دو نوع گردش در درون زمين را شکل مي دهد. يکي در عمق سطح زمين(بالاي لايه يا لايه هاي سفت و فشرده و سنگي زمين) که دوران وجود و گردش آن به طور ميانگين تقريباً 10 روز است، و ديگري نفوذ در اعماق زمين (نفوذ به زير لايه

در تاريخ و ملل گوناگون زن را يك موجود ضعيف و ناچيز به شمار مى آوردند. به دختران ارث نمى دادند و بعضى او را از افراد بشر و انسانيت به شمار نمى آوردند، فقط زنان را براى خدمت به مردان و اطفاى شهوت جنسى براى مردها نگاه مى داشتند.

از آيات(عظمت) خدا اين است که بادها را به عنوان بشارتگراني مي فرستد تا شما را از رحمتش بچشاند(و سيراب کند) و کشتيها بفرمانش حرکت کنند و از فضل او بهره گيريد؛ شايد شکرگزاري کنيد. خداوند همان کسي است که بادها را مي فرستد تا ابرهايي را به حرکت درآورند،

لازم به ذکر است که متون دینی یهود عمده ترین عامل ایجاد این نحله فاسد فلسفی و فرهنگی بوده است. بر اساس آموزه های یهودی و عبرانی شیطان نه یک موجود بد , بلکه یک فرشته خادم برای آزمایش انسانها است. در مکاشفات نیز به عدد 666 , عدد مقدس

سیدابوالحسن ندوی هندی در کتاب ” ماذا خسرالعالم بانحطاط المسلمین ندوی ” در فصل ” عبور مسلمان از جاهلیت به اسلام ” تحت عنوان ” محکمات و بینات در الهیات ” میگوید: پیامبران مردم را از ذات خدا و صفات او و آغاز و انجام جهان و سرنوشت نهائی بشر

فرمول و قاعده اصلی آفرینش جهان، قاعده تضاد است و دنیا جز مجموعه ای از اضداد نیست. هستی و نیستی، حیات و مرگ، بقا و فنا، سلامتی و بیماری، پیری و جوانی و بالاخره خوشبختی و بدبختی در این جهان توأمند. سعدی در این باره می گوید: ”گنج و مار

پیروان برخی مکتبها بطور کلی جریانات اجتماعی را به گونه ای دیگر تعلیل و تحلیل می کنند. پیروان این مکتبها یک سلسله قالبهای ساخته و از پیش پرداخته ای دارند و به هر ضرب و زور هست می خواهند همه حوادث را در آن قالبها بشناسانند. در این گونه مکتبها

اگر کسی دارای صفت تسلیم باشد و به عللی حقیقت اسلام بر او مکتوم مانده باشد و او در این باره بی تقصیر باشد، هرگز خداوند او را معذب نمی سازد، او اهل نجات از دوزخ است. خدای متعال می فرماید: «و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا؛ ما هرگز

در بحث عذاب اخروی اعمال و کردارهائیکه انسان در دنیا مرتکب می گردد، در جهان دیگر تجسم و تمثل پیدا می کنند و حقیقت عینی آنها جلوه گر می شود. حتی نه تنها اعمال تجسم پیدا می کنند بلکه روابط نیز مجسم می گردد، روابط معنوی ای که در این

از نظر حکما و همچنین از نظر متکلمین غیر اشعری، اشکالات مربوط به عدل الهی بصورت یک سلسله مسائل که باید راه حل آنها را ارائه داد مطرح است. در این بین، حسی مذهبان مدعی اند راههای کلامی و فلسفی، همه عقلانی و ذهنی است و متکی به هیچ مشاهده

هر عملی دو جنبه و دو بعد دارد و هر یک از دو جنبه آن از نظر خوبی و بدی حسابی جداگانه دارد. ممکن است یک عمل از لحاظ یک بعد نیک باشد ولی در بعد دیگر نیک نباشد. عکس آن نیز ممکن است، و نیز ممکن است یک عمل

خطبه 50 نهج البلاغه استفاده باطل از حق را به خوبی نشان می دهد. حضرت امام علی علیه السلام در این خطبه می فرماید: «انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع» همانا آغاز فتنه ها و نابسامانیها هواهای نفسانی است که متتبع واقع می شوند یعنی انسانهائی تحت تأثیر هواهای نفسانی

صفاتی که اشیاء به آنها موصوف می گردند به دو قسم است: حقیقی و نسبی. وقتی یک صفت برای چیزی در هر حال و با قطع نظر از هر چیز دیگر ثابت باشد آنرا صفت حقیقی می نامیم. صفت حقیقی آن است که برای امکان اتصاف یک ذات به آن

ظلم عبارت است از پامال کردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران. معنی حقیقتی عدالت اجتماعی بشری، یعنی عدالتی که در قانون بشری باید رعایت شود و افراد بشر باید آن را محترم بشمارند همین معنی است. این عدالت متکی بر دو چیز است: یکی حقوق و اولویتها،

نظر اسلام درست برخلاف نظر مارکسیسم است. قرآن کریم جریان هستی را براساس حق می داند و حق را اصیل معرفی می کند و در مقابل، هر چند باطل را نفی نمی کند اما آن را اصیل نمی داند از این رو قرآن به تاریخ خوشبین است و برای انسان

تبعیض آن است که در شرایط مساوی و استحقاقهای همسان، بین اشیاء فرق گذاشته شود. ولی تفاوت آن است که در شرایط نامساوی، فرق گذاشته شود. به عبارت دیگر تبعیض از ناحیه دهنده است و تفاوت، مربوط به گیرنده. با یک مثال ساده، مطلب روشن می شود: اگر دو ظرف

موجودات جهان با نظامی هماهنگ به یک سو و به طرف یک مرکز، تکامل می یابند، آفرینش هیچ موجودی عبث و بیهوده و بدون هدف نیست، جهان با یک سلسله نظامات قطعی که سنن الهیه نامیده می شود اداره می شود. پدیده های جهان، محکوم یک سلسله قوانین ثابت و

گاهی که می گویند فلانی عادل است، منظور این است که هیچگونه تفاوتی میان افراد قائل نمی شود. بنابراین، عدل یعنی مساوات. این تعریف نیازمند به توضیح است. اگر مقصود این باشد که عدالت ایجاب می کند که هیچگونه استحقاقی رعایت نگردد و با همه چیز و همه کس به

در حكمت الهی، این بحث، تحت عنوان كیفیت صدور موجودات از ذات باری مطرح می گردد. موضوع بحث این است كه: آیا اراده خدا بطور جدا جدا به آفرینش موجودات تعلق می گیرد؟ مثلا اراده می كند و آقای الف را می آفریند، اراده دیگری می كند و آقای ب

از مهم ترین مباحث موجود در فلسفه سیاسی اصل عدالت است. طرح مسایلی همچون مبحث عدالت در یک جامعه حاکی از حیات سیاسی و عقلانی آن اجتماع است. چراکه هیچ جامعه زنده و پویایی از طرح این مسایل مستغنی نیست. جامعه ای که این مقولات را مطرح نمی کند، خبر

غالب مردم، خداوند را از راه آثار، یعنی از راه نظام جهان می شناسند، تکیه گاه معرفت آنها جهان است. اینچنین معرفت، معرفت ناقصی خواهد بود. طبعا وقتی به مجهولاتی در همان تکیه گاه معرفت خویش برمی خورند کم و بیش مضطرب می گردند و حل اشکالشان جز از طریق

تسلط شیطان بر بشر محدود می باشد به اینکه خود بشر بخواهد دست ارادت به او بدهد. چنانکه خداوند می فرماید: انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون* انما سلطانه علی الذین یتولونه؛ همانا شیطان بر مردمی که ایمان دارند و به پروردگار خویش اعتماد و

تنها اسلام بود که توانست خرافه ثنویت چند هزار ساله را از مغز ایرانیان خارج سازد. این یکی از مظاهر قدرت شگرف اسلام و تأثیر عمیق آن در روح ایرانیان است که توانست مردمی را که ثنویت با گوشت و پوستشان آمیخته شده بود، (تا آنجا که برخی از خاورشناسان

وقتی که جهان را جمعا مورد نظر قرار دهیم ناچاریم بپذیریم که در نظام کل و در توازن عمومی، وجود پستیها و بلندیها، فرازها و نشیبها، همواریها و ناهمواریها، تاریکیها و روشناییها، رنجها و لذتها، موفقیتها و ناکامیها همه و همه لازم است. زشتی، نمایانگر زیبایی است زشتیها نه تنها

باید دید ایمان به نبوت و امامت از چه نظر لازم است و چرا باید شرط قبول اعمال باشد؟ به نظر می رسد دخالت ایمان به انبیاء و اولیاء خدا در پذیرش اعمال از دو جهت است: یکی اینکه معرفت آنان برمی گردد به معرفت خدا. در حقیقت شناختن خدا

گاهی منظور از عادل بودن فرد این است که او هیچگونه تفاوتی میان افراد قائل نمی شود لذا عدل در اینجا یعنی مساوات. البته مقصود این است که عدالت ایجاب می کند که هیچگونه استحقاقی رعایت نشود و با همه چیز و همه کس به یک چشم نظر شود، این

طبق این نظریه طبیعت و سرشت بشر بر خیر است، بر حق است، بر درستی و راستی است، انسان موجودی اخلاقی و صلح جو و خیرخواه است، اصل در طبیعت بشر، نور و عدالت و امانت و تقواست پس چه چیز انسان را فاسد می کند؟ می گویند انحراف بشر

موجودات در نظام هستی از نظر قابلیتها و امکان فیض گیری از مبدأ هستی با یکدیگر متفاوتند، هر موجودی در هر مرتبه ای هست از نظر قابلیت استفاضه، استحقاقی خاص به خود دارد. ذات مقدس حق (خدا) که کمال مطلق و خیر مطلق و فیاض علی الاطلاق است، به هر

مقصود از نظام طولی علت و معلول، ترتیب در آفریدن و خلق اشیاء، و به اصطلاح ترتیب در فاعلیت خدا نسبت به اشیاء و صدور اشیاء از اوست. علو ذات پروردگار و قدوسیت او اقتضاء دارد که موجودات، رتبه به رتبه و پشت سر یکدیگر نسبت به او قرار داشته

در سایر مسائل الهیات اگر شبهات و اشکالاتی هست، برای طبقه متکلمین و فلاسفه و اهل فن مطرح است. آن مطالب هر چند دشوار باشد ولی چون از قلمروی افکار عامه مردم خارج است، اشکال و جواب آنها هر دو در سطحی بالاتر از سطح درک توده طرح می شود.