دسته بندی :آموزنده

4 مقاله

يک داستان آموزنده

یک داستان آموزنده

در سال (۱۳۴۰) شمسی که در مشهد مقدّس تحصیل می کردم، در یکی از شب های جمعه به منزل آقای حاج آقا حسن قمی، فرزند مرحوم حاج آقا حسین قمی (مجتهد معروف) برای استماع موعظه که خود متصدّی آن بود رفتم. ایشان در ضمن نصایحی که داشتند، به زائران مرقد

جملات آموزنده

جملات آموزنده

……………………………………………………………… خوشبختی انسان ، بیش از همه ، براساس چیزهایی است که دارد ، نه چیزهای که می خواهد ! ……………………………………………………………. تا روان انسان به بلو غ ، بالندگی و پختگی واقعی نرسد ، قادر به عشق ورزیدن نیست ! …………………………………………………………… یگانه راه رفتن از خود ، فرو رفتن در

جملات زیرخاکی

جملات زیرخاکی

به گونه ای زندگی کنید که وقتی کسی شما را در فاصله شش ماه نبیند بعد از شش ماه باور نکند که این همه تحول در شما رخ داده است . ——————————————– یک رابطه دوستانه واقعی مثل رابطه چشم و دست است . زمانی که دست زخمی می شود چشمانت

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید