دسته بندی :اتوبوس

5 مقاله

اتوبوس

اتوبوس

اتوبوس زهرا وافر (همسر پاسدار) همه‌چیز آماده بود؛ لباس‌های یدکی برای بچه‌ها، سبد میوه و خوراکی و تخمه. شیشه بچه هم پر از شیر بود حتی. خوشحال می‌رفتیم به سمت محل قرار. بعد از مدت‌ها قرار بود با دوستان برویم اردوی یک‌روزه‌. به محل قرار که رسیدیم، ناگهان اخم‌ها در

اصطلاحات جنگ 2

اصطلاحات جنگ ۲

آش خرگوشی آش و خوراک. غذایی که در آن از هویج زیاد استفاده می‌شد، معمولاً هویج‌ها را درشت درشت و در کنار سیب زمینی و لوبیا در آن خرد کرده بودند و آدم را به یاد غذای خرگوش‌ها می‌انداخت. منبع :کتاب اصطلاحات جلد ۲ صفحه ی ۱۷ اصلاح دامادی اصلاح سر

غلام مرتضی

غلام مرتضی

همه چیز برای سفر آماده بود. اما مسئول اردو کمی دلواپس بود، یکی از اتوبوسها در آخرین لحظات خراب شد. چاره‌ای نبود باید منتظر اتوبوس جدیدی می‌شدیم. طولی نکشید که اتوبوسی با دو راننده علی‌آقا و آقا غلام با حدود ۴۰ یا ۵۰ سال سن، رسید. سیگاری به لب داشتند

ترسوها مي ترسانند

ترسوها می ترسانند

رابرت هر روز عصر اتوبوس خط سیزده را از ایستگاه نزدیک محل کارش به مقصد خانه سوار می شد . یک روز که خسته از کار روزانه سوار اتوبوس شد ، تصمیم گرفت به طبقه دوم اتوبوس برود . جایی که همیشه خلوت بود و او می توانست آنجا دراز

اندر باب سفرهاي عيد ( طنز )

اندر باب سفرهای عید ( طنز )

اتوبوسی انگیزه: دیدن عم قزی، دیدار از آبادی، رسیدن به امور زن و بچه، خرج کردن دوزار و سه شاهی عیدی کارگری وسایل همراه: کپسول گاز، گوشتکوب، یک گونی پیاز، شانه مخصوص فرسیبل، بزغاله، سفارشات عم قزی آهنگ مورد علاقه: کفتر کاکل به سر، آهنگ سریال زیرتیغ (جهت گریه)، مقصد:

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید