
آبرنگ
«یک جعبه آبرنگ»، داستان من زهرا وافر هشتساله بودم که اولین داستان زندگیام را نوشتم. اسمش را هم گذاشته بودم «یک جعبه آبرنگ». داستان من، دختربچه پنجسالهای را روایت میکرد که آرزویش داشتن یک جعبه آبرنگ بود. وقتی در مسابقه نقاشی مهدکودک، مربی به یکی از بچهها یک جعبه آبرنگ