
انواع امتحان های الهی
یک وقت چیزی را مورد امتحان قرار می دهند برای اینکه مجهولی را تبدیل به معلوم کنند. برای این کار شیی ء را به عنوان میزان و مقیاس به کار می برند، مثل اینکه متاعی را در ترازو می گذارند تا بفهمند که وزن واقعی آن چقدر است. ترازو فقط
1497 مقاله

یک وقت چیزی را مورد امتحان قرار می دهند برای اینکه مجهولی را تبدیل به معلوم کنند. برای این کار شیی ء را به عنوان میزان و مقیاس به کار می برند، مثل اینکه متاعی را در ترازو می گذارند تا بفهمند که وزن واقعی آن چقدر است. ترازو فقط

در دنیا بد مطلق وجود ندارد. هیچ بدی نیست که یک نتیجه خوب نداشته باشد. یکی از چیزهایی که به حسب ظاهر به نظر می رسد بد است و در باطن خوب است آزمایش های الهی است. وقتی اجتماع آرام است یعنی یک امتحان بزرگی پیش نیامده است، انسان همه

حسن و قبح افعال از نظر اشاعره : اشاعره، همچنانکه عدل را به عنوان یک صفت قبلی و ذاتی منکر شدند، حسن و قبح ذاتی قبلی عقلی را نیز مورد انکار قرار دادند. اشاعره اولا حسن و قبح ها را اموری نسبی و تابع شرائط خاص محیطها و زمانها و

پاسخ ایرادهای شفاعت به این ترتیب می باشد : شفاعت نه با توحید عبادتی منافات دارد و نه با توحید ذاتی، زیرا رحمت شفیع چیزی جز پرتوی از رحمت خدا نیست و انبعاث شفاعت و رحمت هم از ناحیه پروردگار است. ( جواب اشکال اول و دوم ). همانطوری که

اشکال مشترک در مورد عدل و حکمت پروردگار، وجود بدبختیها و تیره روزی ها و به عبارت جامع تر مسأله شرور است. مسأله شرور را می توان تحت عنوان ظلم ایراد بر عدل الهی بشمار آورد و می توان تحت عنوان پدیده های بی هدف نقضی بر حکمت بالغه پروردگار

در نهج البلاغه، بخش کلمات قصار، آمده است که شخصی آمد خدمت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و زبان به ذم دنیا گشود که دنیا چنین است و دنیا چنان، دنیا انسان را فریب می دهد، دنیا انسان را فاسد می کند، دنیا دغلباز و جنایتکار است، و از این قبیل

نقطه مقابل عدل به معنی تناسب و تعادل، بی تناسبی است نه ظلم. بسیاری از کسانی که خواسته اند به اشکالات مربوط به عدل الهی از نظر تبعیضها، تفاوتها و بدیها جواب بدهند، به جای آنکه مسأله را از نظر عدل و ظلم طرح کنند از نظر تناسب و عدم

با توجه به اینکه شفاعت همان مغفرت الهی است که وقتی به خداوند که منبع و صاحب خیرها و رحمتها است نسبت داده می شود با نام ” مغفرت ” خوانده می شود و هنگامی که به وسائط و مجاری رحمت منسوب می گردد نام ” شفاعت ” به خود

قلمرو شیطان تنها تشریع است نه تکوین یعنی قلمرو شیطان فعالیت های تشریعی و تکلیف بشر است. شیطان فقط در وجود بشر می تواند نفوذ کند، نه در غیر بشر و در وجود بشر نیز قلمرو شیطان محدود به نفوذ در اندیشه او می باشد؛ آن هم به حد وسوسه

احتیاجات فردی و اجتماعی بشر بر دو قسم است، بعضی ثابت است و بعضی متغیر. ما در این زمینه باید در دو جبهه بجنگیم و با دو دسته طرف هستیم. یك دسته كسانی هستند كه به احتیاجات متغیر اعتقاد ندارند و همه احتیاجات بشر را در تمام زمانها ثابت فرض

در آیات 16 و 17 و 18 سوره انبیاء، خداوند خلقت آسمان و زمین را مطرح می کند که در مقیاس جهانی، نظام هستی به حق برپاست نه بر باطل و پوچی و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما لاعبین* لو اردنا ان نتخذ لهوا لاتخذناه من لدنا
اصل حسن و قبح عقلی در كلام عدلیه جایگاه برجستهای دارد و به عنوان مبنا و شالوده بحثهای عدل در كلام اسلامی به شمار میرود. بدین جهت، متكلمان عدلیه در آغاز مبحث عدل الهی به بحث درباره این اصل پرداختهاند. مفاد قاعده حسن و قبح عقلی دو چیز است: 1-

یکی از مسائلی که در بحث ” عدل الهی ” مورد گفتگو قرار می گیرد مسأله ” اعمال خیر غیر مسلمانان ” است. این سؤال مطرح است که آیا کارهای خیر افراد غیرمسلمان مقبول است یا غیر مقبول، اگر مقبول است پس چه فرق می کند که انسان مسلمان باشد

پرسشهای زیادی در این زمینه مطرح می باشد: اولین پرسشی که در این زمینه هست این است که چرا در جهان، تبعیض و تفاوت وجود دارد؟ چرا یکی سفید است و دیگری سیاه، یکی زشت است و دیگری زیبا، یکی سالم است و دیگری علیل؟ بلکه چرا یکی انسان است

در حکمت الهی اصالت در هستی با حق است، با خیر است، با حسن و کمال و زیبائی است، باطلها، شرور، نقصها و زشتیها در نهایت امر و در تحلیل نهائی به نیستی ها منتهی می شوند، نه به هستی ها. شر از آن جهت که هست شر نیست، بلکه

مولوی درباره پرورش اضداد در شکم یکدیگر، می گوید: با خود آمد گفت ای بحر خوشی *** ای نهاده هوشها در بیهشی خواب در، بنهاده ای بیداری ای *** بسته ای در بیدلی دلداده ای منعمی پنهان کنی در ذل فقر *** طوق دولت بندی اندر غل فقر ضد، اندر

اگر غایت و هدفی در خلقت بود و حکمت بالغه ای در کار بود باید همه چیز مفید فائده ای باشد، و علیهذا می بایست که نه پدیده بیفایده ای آفریده شود و نه پدیده ای زیان آور؛ و نیز این که هیچ پدیده مفیدی متروک و معدوم نماند. وجود

قرآن کریم در سوره رعد آیه 17 می فرماید: انزل من السماء ماء فسالت اودیه بقدرها فاحتمل السیل زبدا رابیا و مما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیه او متاع زبد مثله کذلک یضرب الله الحق و الباطل فاما الذبد فیذهب جفاء و اما ماینفع الناس فیمکث فی الارض کذلک

انسان در جهان آخرت آنچنان است که اگر خودش را در این جا کامل کند، آنجا کامل است؛ و اگر ناقص بسازد ناقص است، اگر خودش را کور قرار بدهد آنجا کور است و اگر خودش را کر قرار بدهد آنجا کر است و اگر خودش را از صورت انسانیت

قرآن کریم در این مورد می فرماید: «الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملا، همان که مرگ و زندگی را بیافرید تا شما را بیازماید که کدامیک به عمل نیکوتر است» (ملک/ 2) یعنی دنیا که تلفیق و ترکیبی از موت و حیات است آزمایشگاه نیکوکاری بشر است.

اشاعره در تفکرات خود به این نتیجه رسیده اند که صفت عدل، منتزع است از فعل خداوند از آن جهت که فعل خداوند است. از نظر این گروه هر فعلی در ذات خود نه عدل است و نه ظلم و هر فعلی از آن جهت عدل است که فعل خدا

بحث درباره نیکوکاریهای نامسلمانان را به دو گونه می توان طرح کرد و در حقیقت دو بحث است: یکی اینکه آیا دینی غیر دین اسلام مقبول است و یا دین مقبول منحصر به اسلام است؟ و به عبارت دیگر آیا آنچه لازم است فقط این است که انسان یک دینی

اهميت نيت پاك در بينش و نگرش اسلامي و قرآني، كارها براساس نيت، معنا ومفهوم مي يابد. هركاري به سبب نيت فاعل مي تواند شكل مثبت و منفي و يا تقربي و ضدتقربي پيدا مي كند. از اين رو افزون بر حسن فعلي بر حسن فاعلي توجه داده شده است.

«ذكر»، یعنی یادكردن، خواه با زبان باشد، یا با قلب یا با هر دو، بعد از نسیان باشد، یا بعد از ادامه ذكر.[1] به عبارت دیگر، ذكر حالت روحی خاصی است كه انسان در آن حال، دانسته خویش را مورد توجه قرار می دهد و گاهی به یادآوری چیزی با

تمام احکام و اعمالی که از جانب خداوند برای ما قرار داده شده است؛ دارای فضایل و فلسفههایی است که ما برخی را میدانیم و خیلیها را نیز نمیدانیم. ولی چیزی که مسلم است این که هیچ عملی بدون حکمت نیست. یکی از مواردی که ما انجام میدهیم، نماز است.

1- انسان نمي تواند بدون نماز و عبادت زيست ؛ همه مردم به شكلي و به نوعي عبادت و پرستش دارند و اين پرستش جزء غرائز ذاتي و فطري بشر است ، يعني بشر فطرتاً گرايش دارد كه يك چيزي را تقديس و تنزيه كند و خويشتن را به

(والّذين اجتنبوا الطّاغوت ان يعبدوها و انابوا الي الله لهم البشري). با توجه به اينكه «بشري» در اينجا مطلق است همه گونه بشارت بر نعمتهاي الهي اعم از مادي و معنوي را شامل ميشود، اما اين بشارت وسيع و گسترده مخصوص كساني است كه از پرستش طاغوت اجتناب ورزند، و

عبادت راز آفرينش قال الله تبارك و تعالي : «و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ ليعبدون»[1] « من جن و انس را نيافريدم جز براي اينكه عبادتم كنند (و از اين طريق تكامل يابند و به من نزديك شوند». از مهمترين سؤالاتي كه هر كس از خود ميكند اين

شرايط قبولى عبادت مقصود، شرايطى است که رعايت آنها، علاوه بر درستى عمل، موجب قرب به خدا و جلب رضاى او مىشود. ممکن است نمازى صحيح باشد ولى سبب رشد و تزکيه روح نشود، همچون دارويى که شفابخش نباشد، يا جنسى در بازار بىمشترى باشد. عبادت هم، گاهى تنها در

3. خالصانه باشد هيچ چيز همچون «ريا» و خودنمايى و مردم فريبي، آفت عبادت نيست. از طرف ديگر، هيچ چيز چون خلوص، ارزشآفرين عبادت و نماز نيست. البته داشتن اخلاص در عبادت بسيار دشوار است، و دل و جان را از تهاجم وسوسههاى ابليسى رهاندن، رنجى بزرگ دارد و همتى