دسته بندی :دریادل

1 مقاله

هديه ناچيز پدر

هدیه ناچیز پدر

پدر گفت: آقا! آقا جان! آقای یگانه من! مظلومترین! تنهاترین! تو خود خوب می دانی که من، عاشق عاشقی پیشه دل شکسته تو، با خود عهد کرده بودم که زندگی ام را، تمام زندگی ام را آری، همه و همه آن را، وقف تو کنم و چرا نه؟! چرا، چنین

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید