دسته بندی :دلاور

4 مقاله

خاطرات آزادگان 8

خاطرات آزادگان ۸

استقبال پرشکوه وارد شهرهای عراق که شدیم، ما را گرداندند. مردم از زن و بچه گرفته تا بزرگ و کوچک، با چشم حقارت به ما نگاه می‌کردند. بسیاری از آن‌ها سنگ، میوه‌ی گندیده، چوب و یا هرچه که به دستشان رسید، به طرف ما پرتاب کردند. با این استقبال فهمیدیم

داستان های صدر اسلام 18

داستان های صدر اسلام ۱۸

دلاورمرد مذحج     ضحاک بن قیس والی شهرهای حران، رقه، از طرف امیرمؤمنان (ع) بود. مالک تصمیم گرفت تا او را دستگیر کند. ضحاک با شنیدن این خبر مردم حران ورقه را جمع کرد و در مرج مرنیا آماده نبرد شد. مالک نیز به آن‌جا رفت و نبردی سخت بین

داستان های صدر اسلام 15

داستان های صدر اسلام ۱۵

زیباترین شهادت     پیامبر (ص) روزی در بازار شهر از مردی عرب اسبی خرید و به او گفت:«دنبال من بیا تا بهای خرید آن را به تو بدهم» در میان راه مرد عرب از پیامبر (ص) عقب ماند، گروهی از مردان بدون اطلاع از معامله پیامبر (ص) به او گفتند:«

داستان های صدر اسلام 5

داستان های صدر اسلام ۵

اولین بیعت کننده  پس از خواندن نامه امام حسین (ع) در منزل مسلم بن عوسجه، عابس به نزد مسلم بن عقیل رفت و گفت: «سپاس خدا را سزاست و ثنای من شایسته او باد. من از مردم به تو چیزی نخواهم گفت و نمی‌دانم چه در دل دارند، و چگونه

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید