
حساب و کتاب کوفیان
فرحناز ایوبی همهچیز از ده سال پیش شروع شد؛ همان سالی که توی پست آرزوهای وبلاگم نوشتم «کربلا». همان سالی که سر کوچهمان یک دفتر خدمات زیارتی بود. همان سال یک کار با حقوق مکفی! پیدا کرده بودم و داشتم بخشی از درآمدم را پسانداز میکردم. دلم چندتکه طلا میخواست.