دسته بندی :دیوانه

1 مقاله

پادشاه و دیوانه

پادشاه و دیوانه

پادشاهی به داراالمجانینی رفت و در آنجا دیوانگان را تماشا میکرد.در میان آنها جوان خوش سیمایی را یافت که به هیچ وجه علائم جنون در وی مشهود نبود.پادشاه از وی سؤالاتی کرد و جوابهای مناسب شنید.دیوانه به پادشاه گفت:((حالا من از شما یک سؤال می کنم.)) پادشاه گفت:((بسیار خوب)) دیوانه

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید