
لبخند خاکي
مرحله اول عمليات کربلاي يک انجام شده بود، بچه ها از دل شب يکريز جنگيده بودند، تا بالاخره دشمن را از شهر مهران بيرون تاراندند. يک شب و يک روز از عمليات گذشته بود، بچه ها در دل شهر جا خوش کرده بودند و خستگي در مي کردند. نزديکي هاي
97 مقاله

مرحله اول عمليات کربلاي يک انجام شده بود، بچه ها از دل شب يکريز جنگيده بودند، تا بالاخره دشمن را از شهر مهران بيرون تاراندند. يک شب و يک روز از عمليات گذشته بود، بچه ها در دل شهر جا خوش کرده بودند و خستگي در مي کردند. نزديکي هاي

از رفتنت نبود که داشتم مي مُردم، کوه غمي هم که وقتي، مي رفتي، رودوشِ دلم گذاشتي، از رفتنت نبود: از اينکه تو مي رفتي و من اينجا پيش آبجي مي ماندم، داشتم مي مُردم، حالا که برگشتي و اينجا روبروي من زير آن پرچم، توي آن تابوت خوابيدي و

پرستار در حالي که اشک پهنه صورتش را پوشانده بود، ميگفت: چند دقيقه پيش، اين مجروح عمليات، زير لب چيزي زمزمه ميکرد و من به گمان شنيدن درخواستش، گوشم را نزديکتر بردم، اما او زيارت عاشورا زمزمه ميکرد و طلبي نداشت…/ لحظاتي بعد، وقتي به او و نجوايش خيره شده

«به جبهه اومدم شايد کمکي در راه خدا بکنم و گناهانم پاک بشه» «تو اين مدت البته ما هيچ کاري نکرديم. هر کاري که ميشد خدا ميکرد. ما فقط وسيله بوديم. همين حالا که ما داشتيم با موتور از خط ميآمديم يک خمپاره تقريباً 5 متري ما خورد. قشنگ 5

مقاله ي پيش روي شما ،شهيد و مسأله شهادت را در دين مسيحيت بررسي مي کند . طبيعي است که اين مسأله در اسلام غناي بيشتري برخوردار است و ما فقط به مطرح کردن نظرات آنها مي پردازيم . واژه يوناني martus بيانگر شاهدي است که بر حقايقي که تجربه

خاطرهای از همسر شهید سید محمد جهان آرا: مهریهام یک جلد کلام الله بود و یک سکه طلا. محمد (شهید جهان آرا) آن یک جلد قران را پس از ازدواج خرید و در صفحه اولش نوشت:” امیدم در این است که این کتاب اساس حرکت مشترک ما باشد و نه

با نام شهيد ورکش صبح يک روز خنک پاييزي آشنا شديم. روي تپه نورالشهداي کلکچال و همراه با چاي داغي که از ايستگاه صلواتي شهيد تقي ورکش نصيبمان شد. سختي مسير ناهموار کلکچال را به عشق زيارت هشت شهيد گمنام نورالشهدا طي کرده بوديم که اين هديه گرم بهانهاي شد