دسته بندی :عاشقانه و عالمانه

942 مقاله

داستان شنیدنیِ روش برخورد با مردم

داستان شنیدنیِ روش برخورد با مردم

روش برخورد با مردم مرحوم شیخ طوسی رضوان اللّه تعالی علیه در کتاب رجال خود آورده است : در یکی از روزها، عدّه‌ای از دوستان امام رضا علیه السلام در منزل آن حضرت گرد یکدیگر جمع شده بودند و یونس بن عبدالرّحمن نیز که از افراد مورد اعتماد حضرت و

اشعار عاشقانه حافظ شیرازی

اشعار عاشقانه حافظ شیرازی

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش بلبل از

شاید بهتر باشد...

شاید بهتر باشد…

گاو اول مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیرد. کشاورز گفت: پسرجان! برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را یک‌به‌یک آزاد می‌کنم، اگر توانستی دُم یکی از این سه گاو را بگیری، می‌توانی با دخترم ازدواج

لطیفه های خنده دار کودکانه

لطیفه های خنده دار کودکانه

دزدیدن هواپیما بچه: بابا هواپیمای به این بزرگی رو چطور می دزدن؟ بابا: اول صبر می کنند بره بالا, کوچیک که شد بعد می دزدنش. ——————————-دعوای جوجه و مرغ جوجه ای با مادرش دعوا میکنه میره روی دیوار و داد میزنه پیشی بیا منو بخور.——————————-لامپ سوخته یک لامپ برق سوخت،

نه افراط نه تفریط

نه افراط نه تفریط

نه افراط نه تفریط حجت‌الاسلام‌والمسلمین فرحزاد «کان رسول‌الله(ص) اذا اصبح مسح علی رئوس ولده و ولد ولده.»۱ یکی از سیره‌های پیغمبر اکرم(ص) این بود که هر روز صبح دست مهر و محبت بر سر فرزندان و نوه‌هایش می‌کشید. این دست کشیدن، آرامش عجیبی برای فرزندان دارد. گاهی بعضی به پیغمبر(ص)

مثل حروف

مثل حروف

مثل حروف خدایا! با این گوش، با این چشم، با این دل چه می شود شنید و دید و فهمید، و ما چه می شنویم، چه می بینیم و چه می فهمیم. خدایا! با این قلم، با این حروف، چه می شود نوشت و ما چه می نویسیم؟ تمام قرآن

بازی منچ

بازی منچ

قوانین بازی منچ این بازی می‌تواند توسط ۲، ۳، یا ۴ بازیکن انجام شود. (یک بازیکن در هر یک از گوشه‌های صفحهٔ مربوط به بازی). هر بازیکن ۴ مهره خواهد داشت (تعداد کل مهره‌ها ۱۶ خواهد بود) که در ابتدا ۴ مهره در خانه‌های کناری قرار خواهند گرفت و بازیکنان

سرم را می‌بری؟

سرم را می‌بری؟

سرم را می‌بری؟ دکتر علی‌اصغر احمدی چند وقت پیش یک خانم متدینی آمده بود و اصرار داشت من این مطالب را در تلویزیون بگویم. یک پسربچه هشت‌ساله داشت که فهمیده بود حدود چهار سال است که مورد سوءاستفاده همسایه قرار گرفته است و این غافل از این قضیه بود. این

مثل خطاط

مثل خطاط

مثل خطاط یک خطاط چرا زیبا می‌نویسد؟ چرا دست خط من و شما آن زیبایی را ندارد؟ چرا هزاران دست اگر دست به دست هم بدهند هرگز نمی‌توانند مثل یک خطاط بنویسند؟ چون دست او هدایت شده و دست ما هدایت نشده است. چرا یک نقاش این قدر زیبا نقاشی

بزرگتر

بزرگتر

‌ بزرگ‌تر روزی شخصی خدمت علامه مصطفوی(ره) رسید و گفت: فرزندم بهایی شده با او صحبت کنید تا دوباره شیعه شود. فرزند را خدمت علامه آوردند و آن‌ها با هم گفت‌وگو کردند. پسر بارها در مسائل مختلف کم آورد. بعد سرش را پایین انداخت و کمی به فکر فرو رفت.

به اندازه قبر

به اندازه قبر

به اندازه قبر پادشاهی می‌خواست به یکی از زیردستانش که زندگی او را نجات داده بود، پاداش بدهد، پس به او قول اهدای تمام زمینی را داد که او بتواند از طلوع صبح تا غروب خورشید زیر پا بگذارد. پس سحر، آن مرد شروع به دویدن کرد، از مزرعه‌ها عبور

لیاقت مال

لیاقت مال

لیاقت مال یک روز در یکی از جلسات خیّران مدرسه‌ساز، سخنرانی بسیار پرشوری کردم و همه به گریه افتادند. یک روحانی بلندمرتبه‌ای که آن‌جا حضور داشتند به من فرمودند «شما خیلی بااحساس و همراه استدلال حرف می‌زنی. اگر روزی در جمعی رفتی و با همین احساس صحبت کردی و هیچ‌کسی

رضاخان باغیرت بود ؟!

رضاخان باغیرت بود ؟!

«یه لحظه گوش‌ات رو بده من یه چیزی برات بخونم حسرت بخوری.» گوشم را می‌دهم به او، میخواند «زمانى رضاشاه به ترکیه رفت و آتاتورک رهبر ترکها براى پذیرایى از شاه ایران سنگ تمام گذاشت.‌ شب، دختر زیبایى را به اتاق رضاشاه فرستاد تا پیش او باشد، اما رضاشاه دختر

برو از مامانت بگير

برو از مامانت بگیر

معروف بود که هر کس از آیت‌الله بهجت(ره) می‌پرسید که چه باید کرد؟ می‌گفتند «انجام واجبات و ترک محرمات» البته منظور این نبود که فقط با انجام واجبات، همه کارهایت هم درست می‌شود، منظور این است که تا این قدم اول درست نشود، نوبت به چیز دیگری نمی‌رسد. ایشان به

مثل قطب

مثل قطب

مثل قطب قطب شمال و جنوب سرد و یخ و فسرده‌اند و در آنجا اثری از حیات نیست؛ نه گلی، نه گیاهی، نه رشدی، نه رویشی وجود ندارد. بعضی آدمها مثل قطب سرد و فسرده‌اند… هیچ علائم حیاتی در روح و روان آنها، در قلب و ذهن آن‌ها نمی‌بینی. بعضی‌های

یک اسفند ماندگار

یک اسفند ماندگار

اسفند برای مادر، ماه اشک و لبخند است. اسفندماه سال ۶۰ بود که نوزادش را در آغوش فشرد و خدا را بابت هدیه‌اش شکر گفت و اسفندماه ۳۵ سال بعد کودک مادر که حالا مردی بلندبالا شده بود، به سمت خدا رفت. اسفند، ماهی بود که خداوند علی‌اصغر را به

مثل بهار

مثل بهار

مثل بهار بهار تربیت دارد، تربیت شده است؛ به همین خاطر به وقت خود می‌آید و وقتی هم که می‌آید کار خودش را می‌کند. پاییز هم همین طور. آسمان هم تربیت شده است که ببارد. زمین هم تربیت شده است که بروید. اساساً همه چیز در این عالم تربیت یافته

بادیگارد

بادیگارد

بادیگارد حسن تاجیک (بنا به ملاحظات امنیتی اسم مستعار) محافظ شخصیت شغل ما طوری است که خیلی از آدم‌های قدرتمند این مملکت یا حتی ممالک دیگر وقتی می‌آیند ایران، ته دلشان یک دلگرمی به ما دارند. اگر خطری پیش بیاید ما جان‌پناهشان می‌شویم، ولی خدا شاهد است تنها پناه خود

مثل بوی گلاب

مثل بوی گلاب

مثل بوی گلاب گل بوی خوش دارد، گلاب هم همین طور… با این تفاوت که بوی گلاب از خودش نیست، از گل است. اما بوی گل از خود گل است. امکان ندارد آبی بوی گل بدهد یعنی گلاب باشد اما پای گل در میان نباشد. ((بوی گل دیدی که آنجا

تانبالیا

تانبالیا

تانبالیا! زهرا وافر (روان‌شناس) مشغول مطالعه کتاب بودم که تلفن به صدا درآمد. دوستم بود. گفت تازگی‌ها به یک اختلال روانی عجیب مبتلا شده است؛ تانبالیای حاد! پرسیدم تانبالیا دیگر چه صیغه‌ای‌ است؟ گفت: یعنی تنبل شده‌ام، حس و حال انجام هیچ کاری را ندارم، تمام کارهایم عقب‌افتاده و حتی

برکت

برکت

برکت محدثه سادات طباطبائی از زمانی که ناگهان فرزند چهارمم وارد زندگی‌مان شد، حرف‌های زیادی به گوشم رسید که فلانی چه‌طور می‌خواهد با این مخارج گران و حقوق کارمندی این بچه‌ها را بزرگ کند؟ حقیقت این است که مخارج زندگی بالاست و حقوق کارمندی در مقابل این‌همه تقاضا ناچیز. بسیاری

اشعاری در وصف شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

اشعاری در وصف شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

خانه عشق و فضیلت بیت آل مصطفی جانشین بر حق احمد علی مرتضی خانه امید امّت آنکه بد بعد از نبی مرکز عشق و ولایت حضرت مولا علی اهل این بیت است خاص آیه تطهیر حق در فضائل بی نظیر و بر همه برده سبق پاکباز سفرۀ خود بر یتیم

مثل خورشيد

مثل خورشید

مثل خورشید خورشید به گل، حبات و طراوت می بخشد، رشد و شکفتگی و شکوفایی ارزانی می کند، بی آنکه از گل چیزی بخواهد. خورشید به گل چه حاجتی دارد؟ و یا گل چه حاجتی از خورشید را می تواند مرتفع کند؟ بخشندگی خداوند نیز همین گونه است. او خورشیدوار

اتوبوس

اتوبوس

اتوبوس زهرا وافر (همسر پاسدار) همه‌چیز آماده بود؛ لباس‌های یدکی برای بچه‌ها، سبد میوه و خوراکی و تخمه. شیشه بچه هم پر از شیر بود حتی. خوشحال می‌رفتیم به سمت محل قرار. بعد از مدت‌ها قرار بود با دوستان برویم اردوی یک‌روزه‌. به محل قرار که رسیدیم، ناگهان اخم‌ها در

مثل آب و شراب

مثل آب و شراب

مثل آب و شراب شب تا صبح بگو: آب! آبا سیراب می‌شوی؟ نه صبح تا شب بگو: شراب! شراب! مست می‌شوی؟ نه نام آب یا نام شراب هیچ تأثیری ندارند. نام‌ها عموماً این گونه‌اند؛ جز نام خدا که اثربخش است. نام خدا دل را روشن می‌کند تا چه رسد به

شهادت به وقت مدافعان حرم

شهادت به وقت مدافعان حرم

شهید دهه هفتادی فاطمه دولتی از تبار اسماعیل بود؛ نوجوانی که سراسر وجودش بندگی بود و می‌خواست به همه‌ ثابت کند دهه هفتادی‌ها هم می‌توانند تا آسمان هفتم پرواز کنند. عباس دانشگر متولد اردیبهشت سال ۷۲ برای تمام زندگی‌اش برنامه‌ریزی کرده بود. مطالعه در برنامه‌ روزانه عباس جایگاه ویژه‌ای داشت.

مثل غنچه شكفته

مثل غنچه شکفته

مثل غنچه شکفته غنچه تا غنچه است نه عطر و بویی دارد و نه رنگ و رویی، اما همین که باز و شکفته می‌شود عطر و رایحه‌اش و جلوه و جمال و جاذبه‌اش پیدا و آشکار می‌شود. آیات الهی هم هر کدام دقیقاً شبیه غنچه‌اند؛ یعنی به ظاهر و برای

لطیفه‌های بانمک برای کودکان!

لطیفه‌های بانمک برای کودکان!

جوراب های لنگه به لنگه یک همسایه دلسوز دختر کوچولویی را که به مدرسه می رفت، متوقف ساخت و گفت: کوچولو! عجب  جوراب های عجیبی به پا کرده ای، یک لنگه قرمز و یک لنگه آبی! دختر کوچولو با صدای بچه گانه اش گفت: عجیب تر این که یک جفت

مثل ديوار شهر

مثل دیوار شهر

مثل دیوار شهر قدیم‌ها گرداگرد شهرها دیوار می‌کشیدند. دیوارها امنیت شهر را تأمین می‌کردند. به آن دیوارها «سور» گفته می‌شد. وجود آدمی در نگاه قرآن کریم به شهر می‌ماند. سعدی هم می‌گفت: ((وجود تو شهری است پر نیک و بد)) این شهر نیز نباید بی دیوار باشد وگرنه امنیت آن

فرزند شما را کشتم

فرزند شما را کشتم

فرزند شما را کشتم پدرم فردی صالح و متدین است که اعتقاد عجیبی به آثار اعمال انسان‌ها در سرنوشتشان دارد و ما را نیز با این اعتقاد تربیت کرده است. سال‌ها پیش، وقتی جنازه جوان ۱۸ ساله‌ای که در تهران به دست افراد ناشناس، ناجوانمردانه در منزل مسکونی‌اش به قتل

مطلبی پیدا نشد
اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید