
مردی که نامههای زیادی داشت …
پای نامه، صد و چهل هزار امضا بود. نوشته بود: «بشتاب، ما چشم به راه تو هستیم.» نوشته بود: «برای آمدنت آمادهایم و دیگر با والیان شهر نماز نمیخوانیم.» نوشته بود: «میوهها رسیده و باغها سبز شده، منتظرت هستیم.» نامه در دستهایش، وسط بیابان