مردی که سود نداشت ۱۳۹۴/۱۱/۲۶ فایده، کلمهای این همه بی معنی نشده بود که ظهر آن روز شد. مرد گفت: «پسر رسول! با تو عهد کرده بودم تا فایده دارم بمانم». پسر رسول نشسته بود کنار تن خونی آخرین نفری که رفته بود میدان و سر و رویش غرق خاک و عرق بود. مرد گفت: