
آخرین سفر
“علیرضا بدیع” آخرین سفر کفشهایش به سمت در چرخید، شاید این آخرین سفر باشد آسمان ابر، پشت پایاش ریخت؛ خواست چشمان کوچه تر باشد به همین راحتی مسافر شد! پا به متن سیاه جاده گذاشت او که در سطر زندگی میخواست روی هر واژه ضربدر باشد بعد از آن ماهیان