پودر كيش و مات , پوكه‌هاي پر , پيام آشكار , پيداي نهان , پيراهن سفيد

پودر كيش و مات , پوكه‌هاي پر , پيام آشكار , پيداي نهان , پيراهن سفيد

پودر كيش و مات براي بيرون كشيدن موش‌ها از سوراخ و كشتنشان ،آب و پودر لباسشويي را قاطي مي‌كرديم و درون سوراخ مي‌ريختيم و به اين وسيله آن‌ها كيش و مات مي‌شدند. چون موشي زنده دستگير مي‌شد آن را مانند توپ به دوردست مي فرستاديم و تا حد امكان از

تانك و بولدوزر , تايرهاي بلاگردان , تدبير تكبير , تابلوي مشترك , تابلوي ليواني

تانك و بولدوزر , تايرهاي بلاگردان , تدبير تكبير , تابلوي مشترك , تابلوي ليواني

تانك و بولدوزر يكبار دو بولدوزر در پشت خاكريز ماندند. براي اينكه بتوانيم آن‌ها را به عقب بياوريم، بچه‌ها تانك سوخته اي رابا دستگاهي ديگر يدك كشيدند و آن را دورتر از منطقه قرار دادند تا عراقي‌ها تانك را مي‌زدند بولدوزرها نجات يافتند. منبع: كتاب فرهنگ جبهه    تايرهاي بلاگردان

تسبيح فشنگي , تدبير فرمانده , ترمزپايي , تسبيح مشتعل , تسمه‌اي از كمربند

تسبيح فشنگي , تدبير فرمانده , ترمزپايي , تسبيح مشتعل , تسمه‌اي از كمربند

تسبيح فشنگي با فشنگ‌هاي استفاده شده تسبيح مي‌ساختيم. اول فشنگ‌ها را گرم و سرب آن را خالي مي كرديم، سپس نوك آ‌ن‌ها را سوهان مي‌زديم و سوراخ كوچكي در آن تعبيه مي‌كرديم. آن وقت فشنگ‌ها را با آبليمو مي‌شستيم تا خوب براق شود. بعد نخي را كه از موشك‌ها به

تفنگ ايراني , تك اسلامي , تكبير شناسائي , تكبير شناسايي , تظاهر به حضور

تفنگ ايراني , تك اسلامي , تكبير شناسائي , تكبير شناسايي , تظاهر به حضور

تفنگ ايراني داشتم مي‌رفتم دست‌شويي كه بين راه به چند نفر از گشتي‌هاي عراقي برخوردم، تنها بودم و چاره اي نديدم جز اين‌كه با آفتابه به آن‌ها حمله كنم. آب آن را خالي كردم و آن را با دو دست گرفتم و به عربي فرياد زدم:«دست ها را بالا ببريد

تله نارنجك , تل صداگير , تله‌گذاري , توالت‌هاي شناور , توپ پوليكايي

تله نارنجك , تل صداگير , تله‌گذاري , توالت‌هاي شناور , توپ پوليكايي

تله نارنجك در عمليات نصر7 براي جلوگيري از نفوذ عراقي‌ها نارنجك را تله مي‌كرديم. به اين صورت كه ضامن آن را مي‌كشيديم و آن را با اهرم در حالت بسته زير سنگ مي‌گذاشتيم. بعد آن سنگ را به نقطه‌اي اتصال مي‌داديم به نحوي كه اگر پاي كسي به نخ تله

توپ دستي ,  توپ همه‌كاره , توپ‌هاي حلبي , توپخانه خيالي , تير خلاص

توپ دستي , توپ همه‌كاره , توپ‌هاي حلبي , توپخانه خيالي , تير خلاص

توپ دستي عراقي‌ها در جبهه به اسلحه ژ- سه توپ دستي مي‌گفتند و از آن ترس زيادي داشتند. وقتي براي ديده باني به ما نزديك مي شدند، شعله‌پوش آن را باز مي‌كرديم و چندين گلوله به طرفشان شليك مي كرديم. چون صداي سلاح با اين كار تقويت مي‌شد آن‌ها فكر

آب پاكتي , آب خنك , آب گرم كن هوايي ,  آبراه‌هاي خيالي , آپارات چكمه‌اي

آب پاكتي , آب خنك , آب گرم كن هوايي , آبراه‌هاي خيالي , آپارات چكمه‌اي

آب پاكتي در منطقه فاو آب آشاميدني را در پاكت‌هاي مخصوص شير به ما مي‌دادند، هر يك پاكت جيره روزانه چهار نفر بود. بچه‌ها براي اين‌كه بي‌آب نمانند سوراخ‌هاي كوچكي در ظرف‌هاي آب خود ايجاد مي‌كردند تا اين‌گونه مصرف آب خود را به حداقل برسانند. منبع: كتاب فرهنگ جبهه   

آتش همزمان , آتش‌گير ,آخ , آخرين تله

آتش همزمان , آتش‌گير ,آخ , آخرين تله

آتش همزمان بعد از عمليات كربلاي 4 در خرمشهر، در مرز گمرك روي اسكله مستقر بوديم تعداد ما در آن محور هشت نفر بود كه خط را پدافند مي‌كرديم براي تظاهر به اين‌كه نيروهاي زيادي در محور مستقر هستند شب‌ها هركدام با فاصله‌ي حدود 30 متر از همديگر و با

آرپي جي بي‌خرج , آن روزهاي سخت , آنتن آبكشي گردان , آفتابه با انصاف ,آرامگاه لباس

آرپي جي بي‌خرج , آن روزهاي سخت , آنتن آبكشي گردان , آفتابه با انصاف ,آرامگاه لباس

آرامگاه لباس تابستان سال 1366 در جزيره مجنون جمعي از بچه‌ها در محاصره عراقي‌ها قرار گرفتند. آن‌ها وسايلشان را در كمين‌ها دفن كرده و روي يك سنگ نوشتند آرامگاه برادر فلاني تا بعد از بازگشت وسايل را پيدا كنند. بعد از مدتي نيروهاي خودي آن محل را از دست عراقي‌ها

الاغ در نقش تانك , اسيران فرمانده, اسلحه دوكاره , استخر شناور , ارتش ده نفره

الاغ در نقش تانك , اسيران فرمانده, اسلحه دوكاره , استخر شناور , ارتش ده نفره

الاغ در نقش تانك عراقيها شب نسبت به تردد نيروهاي شناسائي و هجومي حساس بودند. دكتر چمران گفت:«بر پشت چند الاغ يك تراورس چوبي باد و فانوس آويزان روشن كنيم و بفرستيم جلوي ديد دشمن. آنها به گمان اينكه تانكها به سمتشان مي‌آيد آنجا جهنمي برپا كردند كه اگر بر

الاغ مسلح ,  الاغهاي نوراني , امداد صوتي , اي لشگر صاحب زمان ,بازيافت پوكه‌ها

الاغ مسلح , الاغهاي نوراني , امداد صوتي , اي لشگر صاحب زمان ,بازيافت پوكه‌ها

الاغ مسلح در عمليات مرصاد منافقان با زور و تهديد، الاغ و قاطر روستاييان اطراف محل درگيري را مي‌گرفتند تا مجروحان خود را حمل كنند. اهالي چاره‌اي جز تسليم نداشتند و الا همان بلايي سرشان مي‌آمد كه سر روستاييان ديگر آورده بودند و از طرفي چون مي‌دانستند احشام خود را

مطلبی پیدا نشد
اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید