مصادره آرمان اديان(بحثي در خاتميت)

مصادره آرمان اديان(بحثي در خاتميت)

يکي از دوستان بهائي به نام فاران دوستي چند روز پيش مطالبي را با عنوان “در پس حفظ آرمانهاي اديان بزرگ” در يکي از سايت هاي بهائي مطرح فرمودند. مطالب مذکور در نقد گزارشي تنظيم شده بود که “در 29 ديماه 1387 در سايت شيعه نيوز” پيرامون سخنان “دکتر احمدي

گاوهايي در صورت انسان

گاوهايي در صورت انسان

جناب عبدالبهاء در مورد  سياهان آفريقا فرموده اند: ” مثلاً چه فرق است ميان سياهان افريک و سياهان امريک ، اينها خلق الله البقر علي صورة البشرند ‏آنان متمدن و با هوش و فرهنگ ،  حتي در اين سفر در مجامع و مدارس و کنائس سياهان در ‏واشنگتن صحبت هاي

وضعيت جسماني ميرزا حسينعلي نوري ( بهاءالله)

وضعيت جسماني ميرزا حسينعلي نوري ( بهاءالله)

با گذري بر  کتاب تنبيه النائمين عبدالبها در نامه اش به عمه خانم عزيه ، بعد از مقدار زيادي مقدمه چيني سر انجام به زبان کنايه ،عمويش ازل را درباره فرزندانش که پدر را رها کرده و به نزد ميرزا حسينعلي رفته اتد مورد نقد قرار مي دهدو مي گويد

يگانگي و اتحاد

يگانگي و اتحاد

اشخاص ساده لوح و عوام از شنيدن اين عنوان، چنان مجذوب و مسرور و بي اختيار ميشوند كه: گوئي چهره ي حقيقت تنها در مظهر اتحاد و يگانگي جلوه گر گشته، و اين معني بزرگترين برهان و بالاترين دليل جهان نور و حق و روحانيت است. اين مردم هنوز نفهميده

وضعيت جسماني بهاءالله

وضعيت جسماني بهاءالله

از نگاه خواهر ( آشنايي با کتاب تنبيه النائمين) 19-وضعيت جسماني بهاءاله *********** عبدالبها در نامه اش به عمه خانم عزيه ، بعد از مقدار زيادي مقدمه چيني سر انجام به زبان کنايه ،عمويش ازل را درباره فرزندانش که پدر را رها کرده و به نزد ميرزا حسينعلي رفته اتد

چرا يک بهائي نيستم؟

چرا يک بهائي نيستم؟

بهائي نيستم چون نمي خواهم رهبرانم دم از تحرّي حقيقت بزنند و بعد خلاف آنرا عمل کنند. يکجا از حق جوئي بگويند و جاي ديگر از کور و کر و جاهل شدن. يکبار از آزاد انديشي و وسعت مشرب بگويند و بار ديگر از جدايي و طرد! بهائي نيستم چون

برهان پيامبري بهاءالله چيست؟!

برهان پيامبري بهاءالله چيست؟!

چندي پيش در يکي از تاپيک هاي سايت (نقد مقاله شماره 1 (خاتميت))، يکي از کاربران از سابقه آشنايي خود با کتاب هاي روحي گفت، و عنوان کرد: “من مدتيه که با دوستاي بهايي زيادي آشنا شدم و با بعضياشون کتاب روحي مي خونم، حتما مي دونين چيه، چون همتون

بحث درباره نقطه الکاف

بحث درباره نقطه الکاف

پس از انتشار مقاله «کتابي بي نام با نامي تازه» درباره تاريخ منسوب به حاجي ميرزا جاني کاشاني و پيش از چاپ مقاله هاي مکمل آن درباره تاريخ جديد و تاريخ منسوب به نبيل زرندي براي برخي از فضلاي نکته سنج در قم و اصفهان و تهران اين حيرت دست

آيا عبدالبهاء امام بوده؟

آيا عبدالبهاء امام بوده؟

بهائيان عبدالبهاء را امام خودشان مي دانند ! در کتاب خطابات حضرت عبدالبهاء در سفر  اروپا آمده:” حضرة الشيخ الموقّر السيد عباس افندي امام البهائيين ” ( خطابات حضرت عبدالبهاء در سفر  اروپا ، قسمت اول ،صفحه 2) اين در حالي است که عبدالبهاء به ميرزا حسن نامي (بهائي) اطلاع

آتش بس با شيطان!

آتش بس با شيطان!

از ظهور آيين بهايي به عنوان ديني که ادعاي الاهي بودن مي نمايد بيش ازدو سده نمي گذرد.اين آيين که توسط ميرزا حسينعلي نوري ملقب به بهاء الله در سال1280 هـ. ق و پس از اعلام نسخ آيين بابيت پايه گذاري گرديد، مدعي است که در ادامه سلسله انبياء الاهي

شيفتگي عباس افندي عبدالبهاء به غرب؛ در انديشه و عمل

شيفتگي عباس افندي عبدالبهاء به غرب؛ در انديشه و عمل

از براي تجارت و منفعت ملت آمريکا، مملکتي بهتر از ايران نه (نيست)، چه که مملکت ايران مواد ثروتش همه در زير خاک پنهان است، اميدوارم که ملت آمريکا سبب شوند که آن ثروت ظاهر گردد. «ميرزا حسينعلي نوري» (متولد سال ???? ق) ملقب به بهاءالله از جمله طرفداران «سيد

حمايت رسانه هاي اسرائيل از بهائيت

حمايت رسانه هاي اسرائيل از بهائيت

رسانه هاي رژيم صهيونيستي در كنار مسئولان سياسي، قضايي و اقتصادي خود از اين تشكيلات به طور وسيع حمايت كرده اند. اين حمايت مقطعي نبود، بلكه در گذر زمان ادامه داشته است و دارد.  اين امر مؤيد آن است كه حمايت اسرائيل از بهائيت جلوه هاي ديگر نيز دارد؛ از

پيوند مستحكم بهائيت و صهيونيسم

پيوند مستحكم بهائيت و صهيونيسم

اسناد و مدارکي وجود دارد که نشان مي دهد  پيوند مستحکمي ميان بهائيت و صهيونيسم وجود دارد . براي نمونه مي توان به موارد زير اشاره کرد: 1- عبدالبهاء در طي سخنراني در منزل مستر مکنات بروکلين در 17 جون 1912 بيان کرد: “مژده باد مژده باد که نور شمس

نماز دزديده شده بهائيان!

نماز دزديده شده بهائيان!

بهائيان يک نماز نه رکعتي داشته اند که در گير و دار دعواها و مشاجرات دو پسر ميرزا حسينعلي (عباس و محمد علي : ثابتين و ناقضين) پس از فوت او بر سر جانشيني پدر،گم يا به قول عبدالبهاء”>عباس افندي توسط ناقضين(محمد علي و اتباع او) دزديده شده است! جويا

تعدد زوجات

تعدد زوجات

در آئين باب (ص 94) از كتاب صحيفة الاحكام سيد باب نقل ميكند كه: كتب عليكم ان لا تنكحوا اكثر من اثني نساء حدا في كتاب الله لعلكم تتقون – نوشته شده است براي شما اينكه بيش از دو زن تزويج نكنيد، و اين حدي است كه در كتاب خدا

ادعيه ماه صيام

ادعيه ماه صيام

در نوشته ها و تأليفات سيد باب و ميرزا بهاء و عبدالبهاء و شوقي افندي و صبح ازل و سران اين فرقه، آنچه از هر چيزي بيشتر است: تلفيق جملات و تركيب كلمات بطرز آيات و مناجات و ادعيه ميباشد. و چون يكايك آنها تحت دقت و بررسي قرار بگيرد:

احکام و تعاليم باب از نظر رهبران بهائي

احکام و تعاليم باب از نظر رهبران بهائي

1- بهاء الله تعاليم و دستورات سيد باب را وحشيانه مي داند و بيان مي کند: ” معرضين و منکرين به چهار کلمه متمسک (بودند): اول کلمه فضرب الرقاب(=زدن گردن ها) و ثاني حرق(= سوزاندن) کتب و ثالث اجتناب از ملل اخري و رابع فناي احزاب ، حال از فضل

سقوط‌ در دام‌ بهائيت‌

سقوط‌ در دام‌ بهائيت‌

 ‌وزير همايون، اواخر‌ عمر (دوران ورشکستگي‌ سياسي) به‌ قول‌ بامداد: «انحراف‌ عقيده‌ مذهبي» يافت?، يعني‌ «بابي‌ شد و ترتيبات‌ ديگري‌ در زندگاني‌ او به‌ وجود آمد و به‌ صورت‌ خيلي‌ عبرت‌ آور و تأ‌سف‌ انگيز درگذشت» ? و کارش‌ (در پريشان‌ حالي‌) به‌ آنجا کشيد که‌ حتي‌ قبرش‌ بر بازماندگان‌

دلايل کينه عجيب بهاييت به اميرکبير

دلايل کينه عجيب بهاييت به اميرکبير

عباس افندي نخستين امام بهاييت مي گويد:« ميرزا تقي خان اميرنظام… سمند همت را در ميدان خودسري و استبداد بتاخت.اين وزير شخصي بود بي تجربه و از ملاحظه عواقب امور آزاده، سفاک و بي باک و در خونريزي چابک و چالاک.» ميرزا تقي خان معروف به امير کبير نخستين صدراعظم

حمايت عبدالبها از بريتانيا در جنگ جهاني اول

حمايت عبدالبها از بريتانيا در جنگ جهاني اول

با شروع جنگ جهانگير و پيوستن عثماني به آلمان در جنگ با متفقين (انگليس، فرانسه و امريكا)، روابط پيشواي بهائيان با غرب صليبي شديدتر و نتيجتاً حساسيت و مخالفت دولت عثماني با وي افزونتر گرديد. اين حساسيت و مخالفت به جايي رسيد كه جمال پاشا، «فرمانده ي كل قواي عثماني»

خداشناسي و بهائيت

خداشناسي و بهائيت

ولي خنده آور است كه: سيد باب و ميرزا بهاء پس از همه مجاهدات دين مقدس اسلام، تازه قرون جاهليت و ايام خرافات پرستي و بت پرستي را تجديد نموده، و مردم را بسوي بت تراشي دعوت ميكنند، ملاحظه نمائيد كه عبدالبهاء در مكاتيب اول (ص 254 س 14) ميگويد:

عبدالبهاء و حمايت از محمد علي شاه در مقابل مشروطه خواهان

عبدالبهاء و حمايت از محمد علي شاه در مقابل مشروطه خواهان

جرياني‌ ارتجاعي‌ و وابسته‌ ‌محمدرضا فشاهي، پژوهشگر معاصر، نسبت‌ به‌ غائله‌ بابيت‌ (به‌ عنوان‌ «نهضتي‌ انقلابي») ديدگاهي‌ خوش‌بينانه‌ دارد و البته‌ از خود باب، به‌ عنوان‌ کسي‌ که‌ «با وجود تسلط‌ [؟] بر فلسفه‌ و عرفان، از آيين‌ سياست‌ و مبارزه‌ اجتماعي، آگاهي‌ چنداني‌ نداشت‌ و به‌ نوشتن‌ رساله‌ و

اختلاف ميان پيروان بهاء الله

اختلاف ميان پيروان بهاء الله

عبدالبهاء در يکي از خطابات خود  بيان داشته: “در همچو وقتي و همچو ظلمتي حضرت بهاءالله ظهور کرد و آن ظلمات را زائل کرد اعلان وحدت عالم انساني فرمود اعلان وحدت عمومي کرد اعلان وحدت جميع اديان کرد اعلان وحدت جميع اقوام کرد. کساني که آن حضرت را پذيرفتند الآن

معرفي بهائيت به راه و روش عباس افندي ( عبدالبهاء)

معرفي بهائيت به راه و روش عباس افندي ( عبدالبهاء)

روشي که عبدالبهاء براي معرفي اين فرقه جديد پيش گرفته بود همراه با تقيه و احتياط در عنوان کردن مسايل بود. او هنگامي که با شخصي به مذاکره مي‏نشست اين فرقه را يکي از شعبه‏هاي دين اسلام معرفي مي‏نمود و خود نيز هر روز به ظاهر پنج بار در نماز

کتاب عهدي

کتاب عهدي

يکي از آثار بهاالله شارع دين بهائي مي‌باشد که به اعتقاد بهائيان وحي منزل بر او بوده‌است(18??-????). اين اثر وصيت‌نامه بهاءالله است. بهاءالله در اين اثر عبدالبهاء فرزند خود را به عنوان جانشين و مرکز عهد و ميثاق الهي پس از خود معرفي کرده‌است.[?] دراين کتاب نه تنها بهاءالله جانشنين

عبدالبهاء ، رهبر سوم بهائيان

عبدالبهاء ، رهبر سوم بهائيان

عبّاس افندي که بعدها لقب عبدالبهاء براي خويش اختيار کرد پسر ارشد حضرت بهاءاللّه بودند که قبل از نيمه شب بيست و سوم ماه مي1844 ميلادي ، مطابق با پنجم جمادي الاولي 1260 هجري قمري در طهران تولّد يافت . در ماه اوت1911 نخستين مسافرت خود را بعالم غرب آغاز

عباس افندي ملقب به عبدالبهاء

عباس افندي ملقب به عبدالبهاء

عبدالبهاء”>عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.بحران جانشيني بهاءالله تا حدود زيادي يادآور بحران جانشيني سيد کاظم رشتي و سيد علي محمد باب است.کانون اصلي بحران، مناقشه رهبري ميان عباس افندي و برادرش ،‌محمد علي بود . منشأ‌

شوقي افندي

شوقي افندي

شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود. جانشيني شوقي افندي نيز، مانند موارد قبل، سبب مشاجرات و انشعابات ديگري در ميان بهائيان شد. در واقع،‌ عبدالبهاء

شوقي افندي رهبر چهارم بهائيان

شوقي افندي رهبر چهارم بهائيان

همانگونه که دربخش قبل بيان شد ، عبدالبهاء در وصيت نامه ي خود (الواح وصايا) نوه دختري خويش شوقي افندي را به جانشيني خود انتخاب نمود.  برخي از مبلغين و بزرگان بهائيت همچون عبدالحسين آيتي ( آواره ) و فيض اله صبحي ( کاتب عبدالبها )و ميرزا حسن نيکو و

شوقي افندي را بشناسيم . تاريخ زندگينامه سران بهائيت

شوقي افندي را بشناسيم . تاريخ زندگينامه سران بهائيت

شوقي افندي ملقب به شوقي رباني  فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود. جانشيني شوقي افندي نيز، مانند موارد قبل، سبب مشاجرات و انشعابات ديگري در ميان بهائيان شد. در واقع،‌ عبدالبهاء نسبت

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید