دسته بندی :مسگر

1 مقاله

حکایتی جالب و خواندنی در ازدواج

حکایتی جالب و خواندنی در ازدواج

دو تا برادر بودند یکى تاجر، یکى مسگر. تاجر یک دختر داشت. مسگر یک پسر. دختر و پسر همدیگر را دوست داشتند امّا مرد تاجر مخالف ازدواج آنها بود. مى‌گفت:”من تاجرم. دخترم را به پسر یک مسگر نمى‌دم.“ پسر وزیر پادشاه آمد خواستگارى دختر. پسر عمو وقتى این موضوع را

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید