کارشناس: استاد عالی
عنوان: آرامش در خانواده، قسمت چهارم، تور خدا / تار خدا / تیر خدا
خداوند متعال حاج اسماعیل دولابی که از خوبان تهران بودند را رحمت کند. ایشان از صالحان و از شاگردان میرزا جواد آقای انصاری همدانی بودند.
حاج اسماعیل دولابی یک جمله معروفی داشتند که همیشه می گفتند:
خدا هم تور دارد ،هم تار دارد و هم تیر
تور خدا: آن چیزهایی است که در برخی از جاها و مناسبت ها با آن مشتری جمع میکند. و افرادی در تور خداوند می افتند. مثل شبهای قدر و عاشورا و…
در این ایام خیلی از افراد جمع می شوند و حتی افرادی که کمی هم با خدا قهر هستند، می آیند.
یک کتاب خوب و همسر خوب هم از این نوع هستند و افراد به واسطه اینها در تور خداوند می افتند.
تا خدا: نغمه هایی است که انسان در دنیا می شنود و جلب خداوند می شود. گاهی یک صوت قرآن باعث شده که زندگی افراد تغییر پیدا کند.
گاهی یک مداحی خوب باعث این جذب می شود.
توصیه: گاهی بنشینید و هیچ کاری نکنید و مشغول هیچ چیزی نباشید و به اندازه جند دقیقه کوتاه هم که شده صوت قرآن و نغمه زیبایی را بشنوید.
اینها در مغز و جان انسان اثرگذار است.
تیر خدا: بلاها و مشکلاتی است که در زندگی انسان ها شکل می گیرد.
خداوند متعال در قرآن کریم به بلاها، مصیب گفته است.
الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ (آیه ۵۶ سوره بقره)
مصیبت یعنی تیری که خداوند نشانه گرفته است. این طور نیست که تیر برای شخص دیگری بوده و در تاریکی به ما برخورد کرده است.
تیری که خداوند نشانه گرفته و اصابت هم می کند میشود: مصیبت
به همین دلیل بود که برخی از اهل معرفت، از این می ترسیدند که در مدتی برایشان بلایی نازل نمی شد. از این می ترسیدند که از چشم خداوند افتاده باشند.
شیخ بهایی که بعد ازمدتی دچار بلا شد این چنین گفت که:
شد دلم آسوده چون تیرم زدی ای سرت گردم چرا دیرم زدی
یک شکارچی زمانی که می خواهد شکار کند، آهو و گوزن و بز کوهی را در نظر می گیرد و رصد می کند و کفتار و شغال و گراز را نمی بیند.
وقتی که یک تیری از بلاها به شما خورد، بدانید که خداوند نشانه گرفته است.
ما با تربیت های خداوند آشنا نیستیم، و زمانی که به بلا دچار می شویم، فکر میکنیم که خداوند متعال با ما قهر کرده است درصورتی که اینها، لطف است.
پایان همه بلاها، لطف است. حتی بلاهایی که تاوان اعمالمان است.
یک کسی خدمت امیرالمونین (ع) رسید، عقرب او را نیش زده بود.
به حضرت فرمود که: آقا، عقرب مرا نیش زده است.
حضرت به ایشان فرمودند: فهمیدی که چرا نیش زده است؟
گفت: خیر، پایم را داخل کفش کردم و نیش زد.
حضرت فرمودند: خیر، در یک مجلسی، غیبت سلمان را می کردند و تو از او دفاع نکردی و کتکش را هم خوردی.
معمولا بلاهای ما به خاطر همین است.
بلاهای ما از روی تاوان اعمالمان است که حتی در این موارد هم از لطف خداوند است. که در همین دنیا ما را تنبیه می کند.
برای برخی بلاها، برای بالارفتن و ارتقا پیدا کردن آنها است.
ظاهر بلاها قهر است، ولی باطن آنها، لطف است و با خداوند قهر نکنیم و آرامش خودمان را از دست ندهیم.
مرحوم آشیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در حرم امام رضا راه می رفت. در کنار پنجره فولاد که معمولا دخیل می بندند به دردمندها نگاهی کرد و گفت: خوشا به حالتان!
یک کسی سخن او را شنید و به ایشان گفت: آشیخ، نفست از جای گرم بلند می شود، درد می کشیم و تو می گویی که خوشا به حالتان؟!
ایشان فرمودند: من این سخن را بخاطر درد کشیدن شما نگفتم، برای اینکه اگر شما این مشکلات را نداشتید، خودتان را این طور به امام رضا (ع) میرساندید و به ضریحش دخیل می بستید. و اینچنین تسول می کردید و در محضر خداوند احساس عجز و ناتوانی می کردید.
بلاها است که انسان را در پیشگاه خداوند می شکند و از این جهت ارزشمند است.