بسم الله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد عباسی ولدی
عنوان: سوء ظن، قسمت دوم
چند نکته کلیدی در مبارزه با سوء ظن:
۱- تقویت ایمان و معنویت
امام صادق (ع): ریشه حسن ظن در نیکو بودن ایمان و سلامت قلب انسان است. بنابراین هرکاری که ایمان انسان را تقویت کند و معنویت انسان را تقویت کند می تواند راهی برای مبارزه با سوء ظن باشد.
به راه های تقویت معنویت فکر کنیم و برای آنها برنامه داشته باشیم.
2- تفکر
یکی از عوامل اصلی برای زدودن صفات زشت از انسان و بدست آوردن صفات خوب، تفکر است.
به این فکر کنیم که سوء ظن به دیگران و همسر، سوء ظن به خداست.
رسول خدا (ص): هرکس به برادر خود گمان بَد ببرد، به پروردگار خود گمان بَد برده است. زیرا خداوند متعال می فرمایند: از بسیاری از گمان ها بپرهیزید.
به این فکر کنیم که بدگمانی به همسری که تا بحال از او خیانتی ندیدیم نشانه ی پستی است.
امام علی (ع): بدگمانی به کسی که خیانت نمی کند از پستی انسان است.
امیرالمونین (ع): بدترین مردم کسی است که به جهت بدگمانی به کسی اعتماد نمی کند و به جهت بدرفتاری اش کسی به او اعتماد نمی کند.
۳- پرهیز از تجسس
بعضی ها می گویند که برای مبارزه با بدگمانی اجازه بدهید که تجسس کنیم تا متوجه بشویم که گمان بد برده ایم، در حالی که خداوند خیلی صراحتا فرموده است:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا ای اهل ایمان! از بسیاری از گمان ها [در حقّ مردم] بپرهیزید؛ زیرا برخی از گمان ها گناه است، و [در اموری که مردم پنهان ماندنش را خواهانند] تفحص و پی جویی نکنید (سوره حجرات، آیه ۱۲)
۴- پرهیز از تحقق سوء ظن
انسان یک حالت قلبی بَدگمانی نسبت به همسرش دارد، اگر با توجه و اعتماد به آن بَدگمانی عملش را مدیریت کند مثلا به همسرش بی احترامی یا بی توجهی کند یعنی به سوء ظنی که داشته بها داده است. و سوء ظن را محقق کرده است. در اینجا سوء ظن شعله ورتر خواهد شد.
۵- پرهیز از تن دادن به نتایج سوء ظن
۶- همان طوری برخورد کنیم که دوست داریم با ما برخورد کنند.
زمانی که ما کار اشتباهی انجام می دهیم، دوست داریم که با سوء ظن با ما برخورد بشود یا حسن ظن؟
۷- توجه به بعضی از قصه ها
یک پیرمردی تعریف می کرد:
یک دانش آموزی یک خودکار به دست گرفته بود و بر روی دیوار در حال خط کشیدن بود. ناظم از داخل حیاط تماشا می کرد. عصبانی شد و وارد کلاس شد.
ناظم دید که یک دانش آموزی در دستش خودکار است و همینطور بر روی دیوار کلاس در حال خظ کشیدن است. چند دانش آموز دیگر هم در کلاس بودند. جلوی چشم آنها یک سیلی به این دانش آموز خودکار بدست زد.
دانش آموز از ناظم پرسید که چرا شما مرا زدید؟
ناظم گفت: بخاطر اینکه دیوار را خط خطی می کردی آن هم جلوی چشم خودم!
دانش آموز پرسید: این خطی که روی دیوار کشیده شده است چه رنگی است؟
ناظم: قرمز
دانش آموز: همان خودکار را به معلم نشان داد و گفت که این چه رنگی است.
ناظم نگاه کرد و دید که خودکار آبی است.
دانش آموز گفت: آقای ناظم، یکی از دانش آموزان روی این دیوار خط کشید و رفت و من هم از سر بچگی و بصورت بازی این خودکار را در دستم گرفتم بدون اینکه اجازه بدهم نوک این خودکار از لای انگشتانم بیرون بیاید شروع کردم روی آن خط انگشتانم را می کشیدم. و شما فکر کردید که من خط کشیدم.
ناظم خیلی ناراحت شد و به دانش آموز گفت: من تو را زدم تو هم مرا بزن
دانش آموز گفت: شما من را جلوی دانش آموزها زدید و آنها رفتند. آبروی من جلوی آنها رفته است. ولی با همه این وجود من شما را تنبیه نمی کنم.
آنقدر از این مسائل وجود دارد که انسان اگر به دیده عبرت به آنها نگاه کند، آن عبرتی که در روایات ما عبادت است حس پرهیز از سوء ظن در آن زنده می شود.