بسم الله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد حائری شیرازی
عنوان: کلاس قرآن قبل از هفت سالگی برای کودک مفید است
سوال: به نظر شما کلاس قرآنهایی که قبل از هفت سالگی است، برای کودک مفید و مناسب هست؟
آیت الله حائری: بچهها مختلف هستند. بچه باید ارزیابی بشود، بچه نسوزد. بچه شیرین یاد بگیرد، با بازی یاد بگیرد، خستهکننده و نظامی و اینها نباشد. پسر آقای طباطبایی، بچه بود پنج سالش بود، دورهای بود که هنوز قرآن را تکمیل نکرده بود، شیراز دعوتش کردند یک برنامهای اجرا کند این محمد حسین بخواند؛ حالا شده حجت الاسلام دکتر محمد حسین، همان بچگیاش پدر سؤالات میکرد، این جواب میداد.
پدرش جوراب سفید رنگی پایش بود. دست محمد حسین نزدیک پای بابایش بود. ضمن این که به سؤالات جواب میداد، ما شیرازیها به این خاراندن کف پا که آدم حساس میشود روی آن، میگوییم قلقلک میدهد. این کار برای من مهم بود، بچه دارد بچگیاش را میکند، بچگیاش را ترک نکرده است. مواظب باشید بچههایتان خواستند بزرگ بشوند، اجازه ندهید. بچه باید در بچگی، بچگی کند.
عیسی (علیه السلام) مریض میشد؛ میدانید که ایشان نبوتش با ولادتش همراه بود. مریضی آدمهای بزرگ و پیر را میگرفت، پا درد و اینها میگرفت. به مادرش نسخه میداد، این دوا انقدر، انقدر، انقدر بگیر. میگرفت، این جوری بکوب، این جوری بجوشان، این جوری صاف کن، بده من بخورم. مادرش همه زحمتها را میکشید، تا این دارو صاف میشد میخواست بخورد ولی عیسی در میرفت. مادر این دوا را گرفته بود، دنبال عیسی میدوید، بعد به او میگفت تو که اینها را یادم دادی، چرا نمیایستی دوایت را بخوری؟ گفت آن که یادت دادم به خاطر نبوتم بود، این که میدوم در میروم، به خاطر بچگیام است.
این روایت، روایت عجیبی است ها! تعجب نکنید ها! آن اقتضای خودش است، آن هم اقتضای خودش است؛ سرجایش. تعجب میکنید؟ امام زمان شما، خیلی بالاتر از عیسی است؛ روایت احمد بن اسحاق چه میگوید؟ میگوید آقا میخواست چیزی بنویسد، این بچه چهار ساله میآمد قلم را از دستش میگرفت. یک ترنج زرینی بود، آقا روی زمین میچرخاند میرفت، این میرفت که این را بردارد، در همین فرصت حضرت یک دو سطر نوشته بود، دوباره میآمد قلم را میگرفت.
تا وقتی که احمد بن اسحاق سؤالاتش را مطرح کرد و اموالش را آورد. حضرت گفتند این اموال برای اهل طوس است. آورده این اموال را تحویل به شما بدهد. این بچه دیگر آن حالت بچگی رفت، یک دفعه گفت: امر میکنید که به این اموال نجس دست بزنم؟ حضرت گفت: دست ما به نجس نمیزنیم. احمد بن اسحاق خودت دست بکن در ظرف بیاور، امام زمان میگوید این مال کیست، چقدرش درست است، چقدرش نادرست است، همه اینها مشخصات به تو خواهد گفت. این دست میکرد در کیسه، اینها را میآورد، حضرت میگفت این است، دلیل این که قبول نمیکنیم این است؛ اشکالاتش را میگفت. هر دو آن قلم گرفتن، اقتضای آن بچگی کردن بود، این گفتن مشخصات اموال هم اقتضای این امامت بود.
به هر جهت اگر مربی مثل آقای طباطبایی باشد، بررسی کند بگوید پنج ساله هم من میتوانم، قبول کنید، اعتماد کنید؛ ایشان این ذوق را دارد