شیطان عتیق ، شیطان مدرن ۱

شيطان عتيق ، شيطان مدرن 1

اشاره :
 مباحث عرفانی برای جوانان جاذبه فراوانی دارد. این جاذبه ذاتی موجب شده تا عرفان های کاذب هم اندک اندک به دنبال جای پایی در جامعه دینی ما باشند. این نوشتار درصدد شناخت و نقد نحله هایی از این عرفان ها برآمده است. به یقین ورود در عرصه این مباحث تخصصی ، نیازمند مطالعه ، مباحثه و تحقیق بیشتر است و در این راستا مقاله حاضر برای ایجاد هوشیاری ، انگیزه و پی جویی بیشتر مفید خواهد بود.

مقدمه :
 قابل انکار نیست که عصر مدرنیته تأثیرات شگرفی در بهبود زندگی مادی بشر داشته است. اما این ارتقای کیفی در سطح زندگی بشر، او را روز به روز از توجه به ساحت وجودی و سرشت ملکوتی خود غافل تر نموده و در نتیجه تمایلات معنوی و بنیادهای اخلاقی در جوامع رو به افول رفته است. در چنین موقعیتی که بشر شاهد تاراج میراث معنوی خود می باشد ، سعی در پناه بردن به پناهگاهی دارد که روح تشنه معنویت خود را سیراب نماید و این تشنگی جز با روی آوردن به چشمه زلال معرفت الهی که از سایه سار قرآن و سنت می-گذرد، امکان پذیر نیست. این جاست که شیطان از کمین گاه خود بیرون آمده و تشنگان عرفان و معرفت الهی را به گنداب ها و مرداب های آلوده فرقه ها و نحله های عرفانی منحرف- که داعیه رساندن بشر به عرفان حقیقی و آرامش ابدی را دارند- رهنمون می سازد. این گونه است که ما در دنیا و مخصوصاً در جامعه اسلامی خودمان شاهد رشد قارچ گونه افکار مکتب های انحرافی و مدعیان عرفان های کاذب هستیم. این روند با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و گرایش مسلمانان جهان و به ویژه جوانان کشورمان به معنویت ، شدت بیشتری یافت و این عرفان های دروغین و نحله های منحرف، یک تهاجم فرهنگی نرم و پنهان را آغاز کردند. بخشی از اهدافی که آنها دنبال می کنند، عبارتند از: نفی عقلانیت در جامعه؛ جایگزینی عرفان های دروغین به جای عرفان اسلامی؛ ترویج بی بند و باری و ترک شریعت؛ ترویج شدید فرقه گرایی و ایجاد مکتب ها و نحله های متعدد به منظور بر هم زدن امنیت سیاسی و اجتماعی و اخلاقی جامعه.
از جمله عرفان های کاذب و وارداتی این موارد را می توان نام برد: از شرق: سای بابا ، اُشو ، کریشنا و عرفان رام الله ؛ از غرب: عرفان مسیحیت و عرفان یهود و عرفان های آمریکایی هم چون عرفان سرخپوستی و عرفان اِکنکار. این در حالی است که در داخل کشور نیز، صوفیه و دراویش تحت عناوین مختلف مثل: شاه نعمت اللهی، نقش بندیه و گنابادیه به طور هدفمند مشغول ترویج افکار خود، نشر کتاب و جمع آوری طرفداران و ساخت خانقاه های متعدد هستند. ما در بخش اول نگاهی کوتاه ولی واقع بینانه به تاریخچه، مبانی فکری و برخی اشکالات تعدادی از این نحله های عرفانی نوظهور می افکنیم و در بخش دوم نحله شیطان پرستی را مورد مطالعه و بررسی قرار داده و مبحث صوفیه را به مجالی دیگر واگذار می کنیم.

بخش اول: عرفان اُشو، سای بابا و اِکنکار
 فصل اول- عرفان اُشو
 ۱-معرفی:
اُشو در سال ۱۹۳۱ میلادی در روستای کوچوادا در استان مادیاپرادش هند به دنیا آمد و به گفته خودش در ۲۱ سالگی در پی حادثه ای به اشراق رسید. او در سال ۱۹۵۳ از دانشگاه سائوگر در رشته فلسفه دانش آموخته شد و در سال ۱۹۷۴ در پونای هند مرکزی برای آموزش مراقبه تأسیس کرد. او برای معالجه به آمریکا رفت ولی به دلیل استقبال از تعالیمش در آن جا ماندگار شد. او مردی هرزه و فاسدالاخلاق بود و انحرافات جنسی در او به حدی رسید که حتی پیروانش معتقدند که فساد او به قدری بالا گرفت که ارزش های جامعه آمریکا را زیر سؤال برده بود. به همین خاطر سران آمریکا به واسطه احساس خطری که از فساد اخلاقی و جنسی او می کردند او را از آمریکا اخراج کردند و این امر مورد تأیید وزارت خارجه هند نیز می باشد. چنان که از سخنان او برمی آید و همگان بر آن اتفاق دارند، او شخصیتی بسیار متکبر و مغرور بود، به گونه ای که حتی پیروان او می گویند که ادعاهایش گوش فلک را کر می کرد و روح انسان از شنیدن آن همه خودستایی آزرده می شد. این خودستایی به وضوح در کلمات و سخنرانی های او مشهود است.

۲-افکار و عقاید:
او پیرو مکتب تنتره بود. تنتره یکی از نحله های متأثر از فرهنگ هندویی است. این مکتب عرفانی و رازآلود است. در این مکتب انسان باید از تمام لذات مادی بهره بگیرد و در آن از ترک لذات دنیا و مادیات خبری نیست. لذا بهره گیری از لذایذ جنسی نیز در آن برجسته است و در این مکتب مسایل سکسی و جنسی به صورت غلوّ آمیزی تقدس می یابد و همین امر باعث سوء استفاده عده ای از بیماردلان و شیادان از تعالیم این مکتب می شود که اُشو نیز یکی از این شیادان است. او به قدری در فحشا غوطه ور بود که جامعه فاسد آمریکا نیز تاب تحمل فساد او را نیاورد. تعالیم اشو در دو بخش مبانی و اصول قابل پی گیری است:

الف) مبانی :
بخشی از مبانی او یوگاست و بخش دیگر ایده های مکتب تانتریگ و بخش دیگر تعالیم او از بودا متأثر است. هم چنین تأثیراتی از کبیر، شاعر و عارف ایرانی الاصلی که در هند می زیست ، پذیرفته است. تناسخ روح و وحدت کیهانی از مبانی اعتقادی مکتب اوست.
ب) اصول :
از اصول مورد تأکید او عشق است. عشق عصاره پیام اوست. او عشق را زیبا، لذت بخش اما بی هدف و بی مقصود می داند ولی رسیدن به عشق را از طریق قطب مخالف امکان پذیر می داند. مانند عشق مرد به زن یا زن به مرد. این اصل که ریشه در مکتب تنتره دارد از مهم ترین ابزارها برای ترویج فحشا و زنا در بین پیروان مکاتب تازه تأسیس تنتره ای است، به طوری که مجالس زنای دسته-جمعی در این مکتب با نام فحشای مقدس صورت می گیرد. از اصول دیگر او سم دانستن نفس برای انسان و رشد اوست. نفی ذهن از اصول دیگر مکتب اوست. این اصل از اندیشه تخطئه ی عقل سرچشمه می گیرد که در مکاتب عرفانی دروغین رواج شدیدی دارد، زیرا اگر عقل به کار گرفته شود دیگر فرصت و زمینه مناسب برای رشد و ترویج این افکار باطل باقی نمی ماند. توجه به درون و مراقبه و اعتقاد به کالبدهای هفت گانه از دیگر اصول مکتب به اصطلاح عرفانی اوست.
3-نقدها و اشکالات :
پاره ای از اشکالات واضح عرفان اُشو عبارتند از: ۱- ادعای عرفان از سوی مردی هرزه و فاسد الاخلاق به گونه ای که جامعه فاسد آمریکا نیز چنین شخصی را برنتافت؛ ۲- شخصیت منفی و حقیر رهبر این عرفان، در حالی که رهبران مدعی عرفان، عموماً تظاهر به صفات مثبت را فراموش نمی نمایند؛ ۳- ترویج شدید فساد و فحشا و سکس در این عرفان و زیر سؤال بردن مبانی اخلاقی، اجتماعی و انسانی؛ ۴- نفی و تخطئه عقل و ذهن به منظور راکد نگه داشتن فکر و ذهن در جهت پیشبرد اهداف؛ ۵- ترویج بی دینی و نفی ایمان به خدا و قیامت و اشاعه لاابالی گری فکری و عقیدتی، همان گونه که در رفتار و گفتار آنان کاملاً هویداست.
در پایان، به ذکر تعدادی از سخنان اُشو می پردازیم:
او در مورد خدا می گوید: مردم به نزد من می آیند و می گویند ما آرزوی جست و جوی خدا را داریم. من به آن ها می گویم در این باره با من صحبت نکنید. این مقوله را به بحث نکشید، هر گونه صحبتی درباره جست و جوی خدا بی فایده است. هیچ معنا و مفهومی در آن چه می گویند نیست.[۱]
در مورد سکس می گوید: سکس بزرگ ترین هنر مدیتیشن است. این پیشکش تنتره به دنیاست و عشق از آمیزش جنسی زاییده می-شود.[۲]
او در مورد بت پرستی می گوید: خداوند در همه جا هست؛ پس چگونه می تواند در بت ها نباشد. پس او در یک بت سنگی نیز هست. اگر او در یک قطعه سنگ معمولی وجود دارد، پس چرا در یک سنگ کنده کاری شده نباشد؟

فصل دوم- عرفان سای بابا
1-معرفی :
در هند دو نفر با نام سای بابا داریم. یکی «سای بابا شیردی» که در سال ۱۸۳۵ در حیدرآباد هند در خانواده ای برهمن به دنیا آمد و در ۱۹۱۸ از دنیا رفت. او درویشی بود که تعالیمش را از کتاب های مقدس هندوها و اسلام می گرفت و هوادار چندانی در هند ندارد، گرچه کارهای خارق العاده ای چون شفای بیماران و دانستن زبان حیوانات را به او نسبت می دهند.
نفر دوم، « سوامی سانیا سای بابا» است که نماد یکی از فرقه های فعال و جذاب در داخل ایران است و از عرفان هندی و مخصوصاً بودا به شدت متأثر است. او در سال ۱۹۲۶ در جنوب هند به دنیا آمد. برای او معجزات فراوانی ذکر کرده اند که از جمله خلق و ایجاد اشیایی مثل انگشتر، قرار گرفتن میان زمین و هوا به طوری که یک متر از زمین بلند شده و در هوا معلق می ماند و … .
بیشتر کارهای او که لقب معجزه گرفته تردستی، شعبده بازی و جادوگری است. اخیراً یکی از شبکه های رسانه ای خارجی مچ او را گرفت و موجب رسوایی او شد. آن ها با دوربین های پیشرفته ولی مخفی به نزد او رفته و لحظه ظهور چند تا از به اصطلاح معجزات او را شکار کرده و در حرکت آهسته دوربین مشخص کردند که او با تردستی بعضی اشیا را از درون آستین یا جیب خود با سرعت شگرف بیرون می آورد و به دروغ مدعی می شود که آن ها را فی البداهه خلق نموده است و روشن است که ادعای ایجاد و خلق یعنی ادعای خدایی!!!

۲-افکار و عقاید :
برخی از اعتقادات او مختصراً این گونه است؛ تناسخ، اعتقاد به ویشنو از خدایان هندو، عشق به خدا، توجه به عالم درون، برابری مذاهب که یک اندیشه پلورالیستی است[۳] و … . امروزه تعالیم سای بابا (و نیز اشو) پهنه وسیعی از نشر کتب و فضای اینترنت را به خود اختصاص داده و در کشور ما نیز مخصوصاً در تهران، تبلیغات وسیعی در مورد او صورت می گیرد، به گونه ای که سودای دیدار با او را در ذهن بسیاری از جوانان کم اطلاع ولی پرشور می پروراند. تا جایی که در محل زندگی سای بابا در هند، شما روزانه صدها نفر جوان ایرانی را می بینید که برای دیدار او به هند رفته اند. از آن جا که در طریقه و سلوک او فساد و فحشا به کرّات دیده شده و علیه او شکایات فراوانی نیز شده است، ولی دولت هند هیچ اقدامی در خصوص او نمی کند، می توان به خوبی دریافت که دولت هند به او به عنوان یک جاذبه گردشگری جذاب نگاه می-کند و بهره فراوان نیز می برد.

۳-اشکالات و نقدها :
1- ادعای خدایی کردن، همان گونه که در بحث شعبده بازی و تردستی او نقل شده است؛ ۲- ترویج فساد و فحشا و خلاف عفت و اخلاق؛ ۳- افکار و عقاید خرافی و باطل.

فصل سوم- عرفان اِکِنکار
1- معرفی :
عرفان اکنکار یکی از مکاتب عرفانی کاملاً جدید است و در ایالات متحده آمریکا پدید آمده است. این مکتب در ایران فعال می-باشد و در شهر تهران اقدام به برگزاری دوره هایی برای آموزش تعالیم خود نموده اند. البته در سایه غفلت مسؤولان فرهنگی کشور موفق به جمع آوری طرفدارانی نیز شده اند و جوانان و خانواده های زیادی را اغفال نموده اند، به طوری که در اثر شکایات متعدد از سرکرده و بعضی افراد مرتبط با این گروه، تعدادی از سرکردگان این نحله توسط مقامات انتظامی و قضایی تحت پیگرد قرار گرفته اند. پدیدآورنده این عرفان «پال توئیچل» متولد کنتاکی آمریکاست که در خلال جنگ جهانی دوم در نیروی دریایی آمریکا خدمت می کرد که در اثر ارتباط با بعضی اساتید معنویت و عرفان باستان، از اندیشه های معنویت گرا متأثر شد. وی این اندیشه را متعلق به فرقه باستانی «اِک» می داند که با این دانش موفق به سفر روح از طریق خارج کردن روح از بدن می شدند. لذا اسم این مکتب نیز از همین دانش گرفته شده است. دانش وارد و خارج شدن روح از بدن «اِکِنکار» نامیده می شود. پال توئیچل پس از رسیدن به این دانش در سال ۱۹۶۵ کارگاه های آموزشی متعددی برای آموزش سفر روح در کالیفرنیا دایر کرد.[۴]
2-افکار و عقاید:
استفاده از روح به عنوان کالبد طبیعی انسان برای سفر به دنیای ماوراء و ترک کالبد فیزیکی برای رسیدن به هدف نهایی یعنی رسیدن به بهشت حقیقی از مبنایی ترین عقاید این فرقه است، لذا اکنکار را حکمت باستانی برای سفر روح در عصر حاضر معرفی کرده اند. اکنکار به خدا اعتقادی ندارد و فقط از بهشت سخنانی می گوید. قیامت نیز در این تفکر جایی ندارد و آن را اختراع کلیسا برای کنترل توده مردم می داند. در این عرفان نور و صوت نیز از محورهای اساسی است که در ترک بدن توسط روح و بازگشت به آن نقش مؤثری دارد.
3-اشکالات و نقدها:
1- عدم اعتقاد به مبدأ و معاد؛ ۲- از ایرادات مهم بر این مکتب- که جوابی هم برای آن نداده اند- این است که این مکتب عرفانی که بر اساس سفر روح بنا نهاده شده ، از سفر روح هیچ هدفی ندارد و صرف سفر روح را هدف نهایی می داند؛ در حالی که خروج روح از بدن نمی تواند هدف باشد بلکه یکی از مراحل و منازلی است که سالک در آغاز راه به آن دست می یابد تا به غایت نهایی که وصول به خداست برسد و حال این که این هدف متعالی در عرفان اکنکار گمشده ای است که کسی هم به دنبال آن نیست.
ما به همین مقدار در مورد معرفی نحله های مدعی عرفان بسنده می کنیم و تحقیق بیشتر را به خواننده می سپاریم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید