برخی از اختلالات روان پزشکی خاص زنان است. این خاص بودن یا در رابطه با جنسیت مطرح می شود یا مربوط به دوره های خاص از زندگی زنان مثل بارداری، شیردهی، قاعدگی و یائسگی است.
تغییرات بیولوژیک، فیزیولوژیک و فشارهای روحی روانی به طور معمول در زنان باردار دیده می شود. اولین ماه بعد از زایمان، زمانی است که یک زن در معرض بالاترین احتمال برای بستری شدن در بیمارستان به علت اختلالات روان پزشکی است و این امر نشان دهنده ی حساسیت زیاد این دوره می باشد. حدود ۸۵ درصد از زنان تغییرات خلقی را بعد از زایمان تجربه می کنند و خوشبختانه در اکثریت آنان این تغییرات گذرا و خفیف است. ولی در بعضی دیگر، تغییرات دائمی بوده و باعث افت عملکرد مادر می شود و متعاقب این تغییرات، تکامل و رفتار کودک نیز تحت تأثیر قرار می گیرد.
عوامل خطر در رابطه با اختلالات روانی بعد از زایمان عبارتند از:
* سابقه ی اختلالات روان پزشکی در حاملگی های قبلی.
* افسردگی بدون ارتباط با حاملگی در خود فرد یا خانواده ی او.
* مشکلات شخصیتی خود فرد.
* مصرف مواد مخدر.
* سن کم مادر.
* سابقه ی سندروم پیش از قاعدگی.
* ازدواج ناموفق.
* زندگی پر استرس در دوران بارداری یا بعد از تولد کودک.
* حاملگی ناخواسته.
* حاملگی اول.
* عدم دریافت حمایت عاطفی یا مساعدت کافی از سوی همسر.
* عدم اعتماد به کمک همسر در مواقع نیاز.
* مراقبت از کودک دیگر.
* نگرانی در مورد با جنین.
عدم دریافت حمایت عاطفی و مساعدت کافی از سوی خویشاوندان، دوستان و همسایگان و عدم اعتماد به کمک آنان در مواقع نیاز، جنس نوزاد، تعداد زایمان های مادر و شیردهی با شیوع این اختلالات بدون ارتباط می باشد. اشتغال ذهنی زنان در رابطه با تغییر شرایط کاری و شرایط منزل در ایجاد این مشکل دخیل است و برخی مادران تصور می کنند که باید SUPER MOM باشند در حالیکه باید بدانند که این تصور غلطی است و فقط می تواند استرس آنها را بیشتر کند. در چنین وضعیتی همسر این فرد می تواند بیشترین حمایت را از او انجام دهد ولی اگر زن این حمایت را نداشته باشد و به تنهایی وظیفه مراقبت از فرزند و انجام امور مربوط به منزل را به دوش بکشد و چه بسا تأمین معیشت خانواده نیز به عهده او باشد در چنین وضعیتی مادر تحت فشار روانی زیادی قرار گرفته و طبعاً به دور از اختلالات روانی نیست. پس مطلوب این است که به همراه توصیه های بعد از زایمان به مادر، تذکراتی هم به پدر داده شود.
انواع تظاهرات بالینی اختلالات بالینی بعد از زایمان:
1- غم بعد از زایمان BABY BLUE MATERNITY BLUE:
این اختلالات معمولاً از روز سوم بعد از زایمان با علائمی مانند تحریک پذیری، تغییرات سریع خلق از افسردگی به حالات شادی و گریه کردن، اضطراب، بی خوابی و احساس بی ارزش بودن شروع می شود و اغلب طی ۷ تا ۱۰ روز خود به خود محدود می شود. پیک علائم روز ۴ یا ۵ بعد از زایمان است. افت عملکرد در این دسته از مادران دیده نمی شود و لذا به عنوان بیماری تلقی نمی شود. (TIME LIMITED). در صورت باقی ماندن علائم در هفته ی دوم بعد از زایمان پی گیری ضروری می باشد. شیوع این اختلال ۸۵- ۳۰ درصد می باشد.
۲- افسردگی بعد از زایمان POSTPARTUM DEPRESSION:
در این بیماری علائم کامل یک سندروم افسردگی اساسی در فرد وجود دارد و باعث اختلال عملکرد مادر شده و توانایی وی در مراقبت صحیح از کودک را کاهش می دهد که خود منجر به اختلال در ایجاد رابطه ای سالم بین مادر و کودک می شود. شیوع آن ۱۵- ۱۰ درصد است.
علائم در ۶ هفته ی اول بعد از زایمان به صورت خلق گرفته، بی قراری، ناامیدی، بی خوابی و خستگی است. در بعضی از موارد اضطراب و وسواس اضافه می شود. تغییر سطح احساسات مادر نسبت به کودک دیده می شود. علائم ممکن است ۹-۶ ماه طول بکشد. یکی از مسائل مهم در این بیماری به خصوص در موارد شدید خودکشی می باشد که در این موارد ضرورت درمان سریع و بستری بیمار وجود دارد.
۳- روان پریشی بعد از زایمان POSTPARTUM PSYCHOSIS:
این حالت شدیدترین فرم اختلالات روانی بعد از زایمان است زمان شروع علائم معمولاً بین روزهای ۱۴- ۳ بعد از زایمان است و حدوداً در ۸ هفته ی اول بعد از زایمان دیده می شود. در ابتدا بیماری به صورت بی خوابی، تحریک پذیری، بی قراری و حالت منگی بروز کرده و پس از آن سریعاً به طرف توهمات و هذیان های بارز پیشرفت می کند. تغییر علائم از افسردگی، سرخوشی، اختلال جهت یابی و دپرسونالیزیشن وجود دارد. هذیان های شنوایی به صورت دستورهایی در جهت آسیب رساندن یا از بین بردن خود بیمار یا کودکش وجود دارد. این موارد، اورژانس محسوب می شود.
توانایی هر زن در رفع به موقع نیازهای کودک و توانایی وی در برقراری ارتباطی صحیح و توأم با احساس امنیت با کودکش موجب می شود که این کودک از تکامل روحی و جسمی بهتری برخوردار شده بالعکس مادری بی ثبات که نمی تواند ارتباط عاطفی صحیح با فرزند خود برقرار کند و گاهی پرخاشگر و تنبیه کننده و گاهی نرم و مهربان است و تکامل روحی و جسمی کودکش را به خطر می اندازد. تصویر ذهنی این دو مادر در زندگی آینده ی کودک تأثیرگذار می باشد و تلقی مادر خوب یا مادر بد به این ترتیب در ذهن کودک شکل می گیرد. اگر این تلقی مثبت نباشد نقش مادری در دخترها و ارتباط با همسر در پسرها مشکل ساز خواهد شد.
با توجه به این واقعیت که بسیاری از همکاران ماما و پزشکان عمومی نخستین کسانی هستند که با زنان باردار رابطه برقرار می کنند می توانند با شناسایی عوامل خطر در حاملگی و دوران بعد از زایمان و آگاه کردن همسران در جهت وظیفه ی حمایتی آنان در قبال مادر به آنها کمک کرده تا درصدد رفع مشکلات ایجاد شده برآیند.
منبع:
1- کتاب روانپزشکی بالینی (اعضای هیأت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان) چاپ اول
2- کتاب روان پزشکی اجتماعی (گروه نویسندگان- زیر نظر دکتر قربانعلی اسدالهی)