انفاق، و هفتصد برابر پاداش! (۱)

انفاق، و هفتصد برابر پاداش! (1)

قرآن مجید طی چهار تشبیه و تمثیل، ابعاد و آداب مختلف انفاق را بیان کرده است.
«مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِأئَهُ حَبَّهٍ وَ اللّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ».
«کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‏کنند، بسان بذری هستند که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه یک صد دانه باشد، و خداوند برای هر کسی بخواهد دو یا چند برابر می‏کند(رحمت) خدا وسیع و او دانا است».
«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنّا وَ لا أَذیً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ».
«کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‏کنند، و پس از انفاق نه منت می‏گذارند، و نه آزاری می‏رسانند، برای آنان پاداشی است نزد پروردگارشان، نه ترسی دارند و نه غمگین می‏شوند».
«قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَهٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَهٍ یَتْبَعُها أَذیً وَ اللّهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ»۱.
«گفتار خوش، و عفو و گذشت در برابر سائلان نیکوتر از انفاقی است که به دنبال آن آزاری باشد، خدا بی‏نیاز و بردبار است».

مثَل‏های پیاپی

قرآن مجید در سوره بقره در ضمن آیه‏های ۲۶۱ – ۲۶۶ چهار تمثیل مطرح کرده که هر یک برای خود پیام خاصی دارد.
در تشبیه نخست، انفاق انسان را به بذری تشبیه می‏کند که به هفتصد دانه تبدیل می‏گردد(آیه ۲۶۱).
در تشبیه دوم انفاق ریاکاران و کسانی را که پس از انفاق منت می‏گذارند، و یا آزار می‏رسانند، به بذری تشبیه می‏کند که بر قطعه سنگی که روی آن خاک نازکی باشد افشانده شود، سپس باران درشت ببارد و خاک و بذر را بشوید(آیه ۲۶۴).
در تشبیه سوم، انفاق افراد با اخلاص را به باغی تشبیه می‏کند که در نقطه بلندی قرار گیرد و باران درشت به آن برسد و میوه خود را دوچندان دهد(آیه ۲۶۵).
در تشبیه چهارم بار دیگر انفاق ریاکاران و گروه منت‏گذار و آزاررسان پس از انفاق را به باغی تشبیه می‏کند که از هر میوه‏ای در آن وجود داشته، اما ناگاه باد سوزاننده‏ای به آن برخورد کند و بسوزد(آیه ۲۶۶).
این تشبیهات چهارگانه که همگی بر محور انفاق دور می‏زند، جنبه تربیتی دارد و علاوه بر دعوت به انفاق، راه و رسم آن را می‏آموزد، و در صورت عدم تمکّن از انفاق، شیوه برخورد با فقیر را تذکر می‏دهد و بر اخلاص در عمل و نیت و دوری از ریا و منت و آزار تأکید می‏ورزد. اینک ما یکایک این تمثیل‏ها را مورد بررسی قرار می‏دهیم:

تمثیل نخست: انفاق و پاداش هفتصد برابر:

جامعه انسانی بسان پیکر واحدی است که اعضای آن به کمک یکدیگر می‏شتابند و اظهار همدردی می‏کنند تا آنجا که اگر دل انسان درد کند، دیده؛ اشک می‏ریزد؛ پیامبر گرامی ص در حدیث معروف خود به این نکته تذکر داده و فرموده است: «مثلُ المؤمنین فی توادّهم و تعاطُفهِم و تراحُمِهم کمثَلِ الجسدِ الواحد إذا اشتکی منه عضوٌ تداعی له سائر الجسد بالسهر و الحِمی»۲.
«جامعه با ایمان در دوستی و مهربانی و ترحم به یکدیگر بسان بدن واحد است که هرگاه عضوی از آن به درد آید، اعضای دیگر نیز با بیداری و تب ابراز همدردی می‏کنند».
در چنین جامعه‏ای نباید اختلاف طبقاتی به پایه‏ای برسد که یکی، از پرخوری دچار بیماری‏های مزمن گردد و دیگری از گرسنگی جان بسپارد، بلکه باید حس تعاون و همدردی بر جامعه حکومت کند و بخشی از ثروت افراد برای بهبود وضع مستمندان اختصاص یابد.
طبیعت برای ما درس آموزنده می‏دهد، درخت، شیره وجود خود را به صورت میوه در اختیار ما می‏گذارد، آفتاب پیوسته نور می‏پاشد و پیوسته می‏سوزد تا منظومه را روشن کند.
در آیین اسلام علاوه بر انفاقهای واجب، تحت عناوین زکات، کفّارات تأکید بر انفاقهای مستحب شده و قرآن در آیه‏های مختلف، جامعه اسلامی را به آن دعوت کرده است. آیات مربوط به انفاق به چند گروه تقسیم می‏شود:
گاهی اصل انفاق را مطرح می‏کند و می‏فرماید: «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ»۳. «آنچه از مال دنیا انفاق کنید، خدا از آن آگاه است».
و گاهی دیگر به بیان کیفیت آن می‏پردازد و یادآور می‏شود که در انفاق باید میانه‏رو بود نه اسرافگر و نه امساک ‏پیشه:
«وَ الَّذِینَ إذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا…»۴.
«آنان که انفاق می‏کنند، در حالی که نه در انفاق اسراف می‏کنند و نه راه امساک را در پیش می‏گیرند».
در مرحله سوم یادآور می‏شود که انفاق باید برای رضای خدا باشد نه کسب مقام و نه نام و نشان چنانکه می‏فرماید:
«…وَ ما تُنْفِقُونَ اِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ اللّهِ…»۵. «انفاق نمی‏کنند مگر برای کسب رضای خدا».
در مرحله چهارم یادآور می‏شود که فرد انفاقگر نباید بر فقیر منت بگذارد و نه به او آزار برساند همچنان که در آیات مورد بحث خواهد آمد. آنجا که می‏فرماید: «…لایُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنّا وَ لا أَذیً…»۶.
«انفاق خود را با منت و آزار همراه نمی‏سازند»
در مرحله پنجم یادآور می‏شود که انفاق به هر دو حالت خوب است آشکار و پنهان، چنان که می‏فرماید: «…وَ أَنْفَقُوا مِمّا رَزَقْناهُمْ سِرّا وَ عَلانِیَهً…»۷ «از آنچه که به آنان دادیم به صورت پنهان و آشکار انفاق می‏کنند».
بنابراین، آیات انفاق به چند دسته مختلف تقسیم شده است و هر دسته هدف خاصی را تعقیب می‏کند. ولی در آیه مورد بحث هدف دیگری تعقیب می‏شود و آن این که انسان انفاقگر در راه خدا به دانه‏ای تشبیه می‏شود که در دل زمین پنهان گردیده سپس پس از یک رشته فعل و انفعالات و ریزش باران و تابش آفتاب به هفتصد دانه تبدیل می‏گردد. چنانکه می‏فرماید: «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِأئَهُ حَبَّهٍ».
«کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‏کنند بسان دانه‏ای هستند که هفت سنبل می‏رویاند و در هر سنبل صد دانه هست».
ظاهر آیه انسان انفاقگر را به دانه تشبیه می‏کند ولی از نظر تحلیل حقیقت به شکل دیگر است. الف. انسان انفاقگر بسان کشاورز است که دانه می‏کارد.
ب. انفاق این انسان بسان دانه‏ای است که کشاورز آن را در دل زمین پنهان می‏سازد.
ج. همان‏طوری که دانه به هفتصد دانه تبدیل می‏شود، انفاق انسان نیز دهها برابر می‏گردد.
ولی ممکن است سؤال شود اگر واقعیت تمثیل همین است که در سه بخش آمده، پس چرا قرآن خود شخص انفاقگر را به دانه تشبیه می‏کند درحالی که شخص باید به زارع، و انفاق به دانه تشبیه شود.
پاسخ این سؤال این است که عمل هر انسانی پرتوی از وجود او است؛ مثلاً ایمان مؤمن و کفر کافر نمونه روحیات او است و عمل هر چه توسعه پیدا کند، تو گویی ذات انسان گسترش یافته است.
بنابراین هر دو تشبیه صحیح می‏باشد، خواه مُنْفِقْ را به دانه تشبیه کنیم، یا عمل او را؛ تو گویی ذات و عمل، دو رو از یک سکه می‏باشد که گاهی به آن ذات گفته می‏شود و احیانا عمل.
ممکن است در این مورد وجه دیگری نیز باشد و آن این که افراد نیکوکار بر اثر فزونی اعمال نیک، مجسمه انفاق می‏باشند که واقعیتی جز نیکی و احسان ندارند و لذا تشبیه شخص به دانه بسان تشبیه انفاق به دانه است.

۱. سوره بقره، آیه‏های ۲۶۱ تا ۲۶۳.
۲. مسند احمد، ج۴، ص ۲۷۰.
۳. آل عمران، ۲۷۲.
۴. فرقان، ۶۷.
۵. بقره، ۲۷۲.
۶. بقره: ۲۶۲.
۷. فاطر، ۲۹.
۸. بقره، ۲۴۵.
۹. تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص ۲۸۳.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید