وقتی به بن بست می رسیم

وقتي به بن بست مي رسيم

 دعا، زاییده عشق آدمی به محبوب ازلی و برقراری ارتباط و امکان گفتمان بیپرده با قادر مطلقی است که خالق تمامی کمالها و زیباییها است، هر چند که حاجت و گرفتاری هم در میان نباشد. 

دعا بهانهای برای رازگویی و تجربه بسیار زیبای مواجهه وجودی با خداوند و اتصال به دریای بیکران رحمت الهی است وگرنه حاجتها بهانههایی بسیار کوچک در این عرصه هستند. دعا با این رویکرد میتواند نقش اساسی در بهداشت و سلامت فرد و حتی جامعه ایفا کند. از این منظر است که دعا و عبادت جایگاه رفیعی در میان همه فیلسوفان، عارفان و بسیاری از روانشناسان بزرگ معاصر دارد. 
به قول «پاندر»، دعا والاترین شکل انرژی جهان را آزاد میکند، یعنی شما را به قدرت خداوندی که اصل و منشا شماست، متصل میکند. وقتی اینچنین میشود؛ دعا، شما را به حرکت درمیآورد.
انرژی و نیرویی که از طریق دعا کردن به دست میآوریم به ما کمک میکند تا احساسات منفی درماندهکننده خود را دور بریزیم و با عزمی راسخ بر مشکلات غلبه کنیم. وقتی که تلاشها و تدبیرهای انسانی ما در حل مسایل و رسیدن به هدفهایمان به بنبست میرسد، دعا کردن، به خدا اعتماد نمودن و مدد جستن از او همچون معجزه و امدادی غیبی ما را از انرژی مثبت پر میکند و به دادمان میرسد.
در کتابی که به تازگی توسط انجمن روانشناسی آمریکا به چاپ ر سیده است نوعی راهبرد معنوی را برای استفاده در مشاوره و روان درمانی مطرح کردند. آنان فهرست کلی مداخلههایی را مطرح میکنند که میتواند در رواندرمانی مطلوبتر مراجعان موثر باشد.
دعا کردن، به خدا اعتماد نمودن و مدد جستن از او همچون معجزه و امدادی غیبی ما را از انرژی مثبت پر میکند و به دادمان میرسد.
دعا کردن برای مراجعان و ترغیب آنان به دعا کردن، بحث در مورد مسایل الهی، استفاده از نوشتههای کتابهای مقدس در امور درمان، ترغیب مراجعان به بخشش و ایثار، کمک به مراجعان برای هماهنگ بودن با ارزشهای معنوی، مشاوره با رهبران دینی و استفاده از کتابهای درمانی مذهبی، از جمله مداخلههایی است که در این فهرست ارایه شده است.
خلاصه اینکه دعا را نباید به نالههای سالخوردگان ناکام یا دنیاخواهان طمعورز پرتوقع و یا نیازمندان گرفتار محدود کرد، بلکه باید از دعای دانایان و صالحان، عارفان و مشتاقان و به ویژه دعای جوانان سخن گفت که بسیار برتر است و عنایت و لطف خداوندی را به خود جلب میکند. در رابطه با روش های تربیتی نیز میتوان ارتباط شیوه های فرزند پروری را با میزان اعتماد به خدا و میزان آرامش افراد درک نمود . هر چه دلبستگی های ایمن تری را در نوع ارتباطمان با فرزندان ایجاد کنیم می توانیم توکل بالاتری را در آنان پرورش دهیم. دلبستگی ایمن نوعی اعتماد را در افراد پدید می آورد که آنها می توانند این اعتماد را به دیگر زمینه ها تعمیم دهند که از جمله آن موضوع ها می توان نوعی اعتماد به خداوند و توکل به او را ذکر نمود. وقتی دریابید که منبع قدرتی هست که بتواند به اعتماد شما پاسخ دهد و توانایی برطرف کردن نیاز های شما را دارا می باشد  بخش عظیمی ازآرامش را دریافت می نمایید.  
 
سلامت 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید