داعیه ربوبیت!
انسان، براى نیل به آن دنیاى مطلق مى كوشد تا خود را از این قید به درآورد؛ ولى نمى داند رسیدن به فضاى اطلاق باید از روزنه همین لباس مقید باشد. شیطان به انسان نیرنگ مى زند كه این اطلاق با خروج از زى بندگى امكان پذیر است و این دسیسه اوست اما بر اساس هدایت ذات اقدس اله، انسان مى تواند در فضاى باز و مطلق سفر كند ولى اولین و آخرین شرطش، پوشیدن جامه بندگى است. شیطان در مورد حضرت آدم علیه السلام از همین راه، نفوذ كرد: «فوسوس الیه الشیطان قال یا ادم هل ادلك على شجرة الخلد و ملك لا یبلى » ترجمه: پس شیطان او را وسوسه كرد و گفت: اى آدم! آیا مى خواهى تو را به درخت زندگى جاوید، و ملكى بى زوال راهنمایى كنم؟!» (سوره طه، آیه 120).
او گفت: اى آدم: آیا مى خواهى تو را به ملك جاویدان و عالمى كه كهنگى در آن راه ندارد، راهنمایى كنم؟ البته این خواسته، حق است و خدا هم انسان را در زى بندگى به چنین خواسته اى مى رساند ولى شیطان مى خواهد انسان را برهنه كند تا نه تنها به آن مطلق نرسد، بلكه از این مقید هم بیفتد. براساس این تحلیل، هر گناهى كه انسان انجام مى دهد، مى خواهد از زى بندگى بیرون برود و خواست خود را حاكم كند؛ یعنى، داعیه ربوبیت دارد و اصولا گناه یعنى داعیه خدایى داشتن. این كه در قرآن كریم آمده است: «ا فرایت من اتخذ الهه هواه» ترجمه: آیا دیدى كسى را كه هواى نفسش را معبود خود برگزیده است؟! آیا تو مى توانى او را هدایت كنى (یا به دفاع از او برخیزى)؟! (سوره جاثیه، آیه 23).
از همین حقیقت، حكایت مى كند هیچ گناهى از هیچ گناهكارى، سرنمى زند مگر این كه آن گناهكار مى خواهد ادعاى خدایى كند و بدى گناه، همین است. چون او مى خواهد با این كار، از مرزى كه ذات اقدس اله براى او به عنوان «حد» الهى مشخص كرده، تعدى كند و راه او باز باشد: «بل یرید الانسان لیفجر امامه » ترجمه:(انسان شك در معاد ندارد) بلكه او مى خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه كند! (سوره قیامت، آیه 5) و چنین كسى، بنده خدا نیست. به همین جهت انسان، قبل از این كه گناه كند با خدا در نبرد است. اگر چه این تعبیر، در قرآن درباره بعضى از گناهانى كه قبح آن بسیار زیاد است، آمده اما روح و باطن هر گناهى چنین است.
ذات اقدس اله رباخوار را كه نظم اقتصادى جامعه را بر هم مى زند چنین تحدید و تهدید مى كند: «فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله و ان تبتم فلکم روس اموالکم لاتظلمون و لا تظلمون؛ اگر (چنین) نمى كنید، بدانید خدا و رسولش، با شما پیكار خواهند كرد! و اگر توبه كنید، سرمایه هاى شما، از آنِ شماست (اصل سرمایه، بدون سود) نه ستم مى كنید، و نه بر شما ستم وارد مى شود.» (سوره بقره، آیه 279). اگر دست از ربا خوارى برنمى دارید، پس با خدا اعلام جنگ كنید. رباخوار ادعاى خدایى مى كند چون او مى گوید: به نظر من، اجاره دادن مال و پول، صحیح است ولى خدا مى فرماید: پول، مانند مسكن نیست تا آن را اجاره دهید، و این اظهار راى در برابر خدا، جنگ با اوست.
كسانى هم كه امنیت جامعه را بر هم مى زنند، به جنگ با خدا و پیامبر دست مى زنند: «انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فى الارض فسادا ان یقتلو او بصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض دلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الاخرة عذاب عظیم؛ كیفر آنها كه با خدا و پیامبرش به جنگ برمى خیزند، و اقدام به فساد در روى زمین مى كنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى برند،) فقط این است كه اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعكس یكدیگر، بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایى آنها در دنیاست و در آخرت، مجازات عظیمى دارند.» (سوره مائده، آیه 33) . سر این كه اگر كسى گناه كند و آن را حلال شمارد براى همیشه در جهنم مخلد است و بخشوده نیست، اما اگر كسى گناه كند و آن را حرام بداند، امید توبه و بخشش او هست، همین است؛ زیرا استحلال كننده مستقیما رو در روى خدا ایستاده و مستكبرانه راى خود را بر وحى الهى مقدم مى دارد چنین شخصى كافر است.