پرش به محتوای اصلی
امروز: چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

آشنایی با اماکن تاریخی مشهد (قسمت سوم)

آشنایی با اماکن تاریخی مشهد (قسمت سوم)

مصلي پايين خيابان 

 اين بنا درقسمت شرقي شهر مشهد در حاشيه بلوارمصلي واقع شده و تاريخ بنيان آن1087ه.ق است.
 آستان مقدسه امام زاده يحيي(ع) 

تصوير موجود نيست آستان مقدسه امام زاده يحيي(ع) اين بقعه متبرکه درجاده مشهد – سرخس به فاصله 55 کيلومتري ازشهر مشهد و يک کيلومتري ازروستاي ميامي قرارگرفته است.وي ازفرزندان ونوادگان امام زين العابدين(ع) است. 

گنبد سبز

گنبد سبز كه نامش را از رنگِ گنبد خود گرفته، بنايى متعلق به دوره صفوى و مقبره يكى ديگر از عرفاى شيعه مذهب ذَهبيه در شهر مشهد است.
گنبد سبز اكنون در قلب شهر و مجاور ارگ سابق در خيابان آخوند خراسانى ( خاكى پيشين ) قرار دارد اما قبلاً در حاشيه جنوب غربى شهر و مجاور باره در كنار گورستانى به نام « ميرهوا » ( ميرهما ) واقع بوده است. اين بنا داراى گنبدى فيروزه اى رنگِ متمايل به سبز، چهار ايوان و هشت ضلع مىباشد و در سالهاى اخير توسط سازمان ميراث فرهنگى مرمّت شده است. در زير گنبد بنا كتيبه اى به خط ثلث وجود دارد كه در پايان آن تاريخ 1058 قمرى نوشته شده است. 
بنابراين گنبد سبز در زمان شاه عباس دوم صفوى ( 1052 ـ 1077 ق ) ساخته و يا تكميل و تزيين شده است. بر روى گور داخل بنا لوحه اى سنگى نيز وجود داشته كه هر چند شكسته اما اين بيت در آن قابل قرائت است:

سال تاريخ ايـن خجسته بنا  بيت معمور قلب مؤمن دان 

مصرع دوم بدون محاسبه كلمه « دان » برابر با 1036 قمرى، و با آن 1091 مىشود، كه سال اول همزمان با سلطنت شاه عباس اول ( 996 ـ 1038 ) و سال دوم منطبق با زمان سلطنت شاه سليمان صفوى ( 1077 ـ 1105 ) است. بنابراين گنبد سبز احتمالاً در سال 1036 ساخته و در سالهاى 1055 تا 1058 تكميل و تزيين شده است در زمان قاجاريه بعضى از مردم مشهد اعتقاد داشته اند كه فرد مدفون در گنبد سبز « شيخ مؤمن » نام داشته و در سال 904 فوت كرده است(39).
گرچه در قرن حاضر بعضى وى را محمد على مؤذن از شيوخ ذهبيه دانسته اند، (40) اما فرد مدفون در گنبد سبز را عموماً به نام « شيخ محمد مؤمن عارف استرآبادى » مىشناسند(41). اين مقبره مورد توجه و زيارت مردم محلى مشهد، خصوصاً پيروان تصوف و عرفان است، موقوفاتى هم دارد كه زير نظر اداره اوقاف و امور خيريه ناحيه يك مشهد اداره مىشود.

خواجه ربيع

ربيع ابن خُثَيم، مشهور به خواجه ربيع، از طايفه بنىاسد و ساكن كوفه، از زمره زهّاد هشتگانه صدر اسلام و تابعين ( كسانى كه صحابه پيامبر را درك كرده اند ) همچنين از ياران و سرداران حضرت على عليه السلام بوده است. وى ضمن ارادت به حضرت على عليه السلام ظاهراً از خويشان معاوية بن ابوسفيان هم بوده است، بنابراين در سالهاى پايانى خلافت حضرت على عليه السلام و بروز اختلاف ميان ايشان و معاويه، به قصد انزوا و دورى از نزاع طرفين عراق را به قصد ايران و خراسان ترك كرده است. او در سالهاى پايانى عمر ساكن شهر نوغان ( مركز ولايت توس در آن زمان ) شده، و بالاخره در سال 63 قمرى يا به روايتى ضعيف در سال 61 درگذشته و در يك فرسنگى شمال نوغان، كه اينك مزار اوست، مدفون شده است(1).
با توجه به زمان درگذشت خواجه، وى از زمره قديمىترين رجال مدفون در پيرامون شهر كنونى مشهد است. مدفن او طى چهارده قرن گذشته همواره محلى شناخته شده و محترم و زيارتگاه عموم مسلمانان، اعم از شيعه و سنى بوده است.
مشهور است كه حضرت رضا عليه السلام هنگام سفر به خراسان در سالهاى 200 تا 203 قمرى قبر خواجه را زيارت كرده است(2). در سال 915 قمرى هم كه شيبك خانِ اُزبَك ( سنّى مذهب ) پس از برانداختن تيموريان و تصرف هرات عازم مشهد شد مزار خواجه را كه « بر يك فرسخى مشهد مقدس » قرار داشت زيارت كرد. شاه عباس صفوى نيز در اوايل سده يازده قمرى با توصيه و مشورت شيخ بهايى دستور احداث مقبره اى با شكوه براى خواجه را صادر كرد. اساس بناى فعلى مقبره خواجه ربيع همان است كه در سالهاى 1026 تا 1031 قمرى به اَمر شاه عباس و با سرپرستى يكى از سادات رضوى مشهد به نام « ميرزا اُلغ » احداث شده است(3). دو كتيبه زيبا با تاريخهاى 1026 و 1031 قمرى در داخل گنبد و ساقه خارجى آن به خط عليرضا عبّاسى سالهاى احداث و تزيين بنا را مىنماياند.
مقبره خواجه ربيع بناى با شكوه و زيبايى واقع در باغى وسيع و مصفّا بر كناره راست كشف رود در حاشيه شمالى شهر مشهد است. مقبره داراى گنبدى به ارتفاع 18 متر با ساقه اى بلند بر روى بنايى چهار ايوانى است كه در بيرون هشت ضلعى مىنمايد. گنبد بنا دو پوششه و پوشيده از كاشىهاى زيباى فيروزه اى است. درون بنا هم مزيّن به نقاشىهاى طلايى رنگ و اُخرايى چشم نواز است.
مقبره خواجه كه به « خواجه ربيع » شهرت دارد در انتهاى خيابانى به همين نام واقع و پس از حرم حضرت رضا عليه السلام از زمره پر زائر ترين زيارتگاهاى شهر مشهد است.
روستايى كه باغ آرامگاه خواجه در آن واقع شده « حسين آباد خواجه ربيع » نام دارد و از جمله موقوفات مزار خواجه مىباشد. اداره باغ و مزار خواجه ربيع در قرن اخير بر عهده آستان قدس رضوى است، در حالى كه پيش از آن متولى خاص داشته است. در وقف نامه قابل تأملى كه از مدرسه پريزاد مشهد با تاريخ 823 قمرى باقى است، بانى آن مدرسه ( پريزاد خانم ) از اعقاب خواجه ربيع معرفى شده است(4). باغ خواجه ربيع يكى از قبرستانهاى مهم شهر مشهد مىباشد. جدّ قاجارها ( فتحعلى خان ) نيز كه در سال 1139 قمرى توسط نادرقلى افشار در همان باغ كشته شده(5) در زير گنبد مقبره خواجه مدفون است، بدين سبب در دوره قاجاريه توجّه ويژه اى به اين مزار مىشده است.

قبر سبز

مقبره يكى از اعقاب و ذرارى امام سجاد عليه السلام به نام سيد فخرالدين، مشهور به قبر سبز، واقع در شمال حرم حضرت رضا عليه السلام از زمره قديمىترين مقابر ساداتِ شهر مشهد است. مقبره اصلاً در قبرستان قديمى غسلگاه پيشين و قتلگاه بعدى قرار داشته و پس از تسطيح قبرستان قتلگاه و تبديل بخشى از آن به « باغ رضوان » در ضلع شمالى اين باغ واقع شده است. ضمن توسعه حريم حرم حضرت رضا در سالهاى پس از انقلاب اسلامى كه باغ رضوان تخريب شده، مقبره سيد فخرالدين باقى مانده و بناى جديدى بر روى آن احداث گرديده، كه اكنون در حاشيه بازارچه حاج آقاجان قرار دارد و زيارتگاه عموم زائرانى است كه در آن حدود سكنى يا رفت و آمد دارند. مقبره سيد فخرالدين سنگ قبر سبز رنگ اصيلى ( به ابعاد تقريبى 3 متر طول، 70 سانتيمتر عرض و 40 سانتيمتر ارتفاع ) دارد كه زمان درگذشت و نام و نسب وى تا حضرت سجاد عليه السلام بر روى آن حك شده است. بنابر متن سنگ قبر، نسب وى با هجده واسطه به امام زين العابدين عليه السلام مىرسد و در سال 671 قمرى درگذشته است.
مقبره سيد فخرالدين در زمان افشاريه به « مزار مير » هم شهرت داشته و محلى شناخته شده و محترم براى اهالى مشهد بوده است. بدين سبب عليشاه افشار ( برادر زاده و جانشين نادرشاه ) در زمان سلطنت كوتاه مدت خود ( 1160 ـ 1162 ق ) در جوار آن براى خويش مقبره اى معتبر ساخته و املاك مهمى را وقف بر نگهدارى بناى قبر خود كرده است. در وقف نامه مورخ 1161 قمرى عليشاه درباره محل قبر واقف آمده است: « مقبره رفيعه كه واقع است در سر مزار مير ».
گويا در زمان تأليف كتاب مطلع الشمس، اطلاعات مربوط به اين مقبره با گنبد خشتى مخلوط شده و از قلم افتاده است؛ چون در معرفى فرد مدفون در گنبد خشتى كه بنا بر سنگ قبر آن از نسل هجدهم امام موسى الكاظم عليه السلام است نوشته شده: نسبش با هجده واسطه به امام سجاد مىرسد!(20)
قبر سبز يا مقبره سيد فخرالدين توسط يكى از افراد محلى اما زير نظر اداره اوقاف و امور خيريه ناحيه يك مشهد اداره مىشود و زيارت و بازديد از آن همه وقت مقدور است.

گُنبد خشتى 

مقبره اى است متعلق به يكى از نُقَباى سادات موسوى شهر مشهد و از اعقاب و ذُرارى امام موسى بن جعفر عليه السلام به نام « امير سلطان غياث الدين محمد بن امير طاهر موسوى » كه در فاصله تقريباً پانصد مترى شمال حرم حضرت رضا عليه السلام واقع است و از زيارتگاههاى مهم اين شهر مىباشد. اين بنا كه ظاهراً در آغاز داراى گنبدى خشت پوش بوده به « گنبد خشتى » شهرت يافته است. گنبد خشتى در كوچه اى با همين نام در ابتداى خيابان طبرسى واقع است. امير غياث الدين در سال 832 قمرى درگذشته است. نام و نسب و زمان فوت وى بر روى سنگ قبر تاريخى و نفيس او كتيبه شده و اجدادش را تا حضرت موسى بن جعفر عليه السلام و پس از آن تا حضرت على عليه السلام برشمرده اند.
چون نام اجداد غياث الدين محمد در منابع تاريخى معتبر نيز ذكر شده(21)، در صحّت نسبِ وى ترديد نيست. نياكان او از قرن ششم تا نهم قمرى اداره كننده اصلى حرم حضرت رضا عليه السلام بوده و در آبادانى آن كوشيده اند. اخلاف خاندان ايشان نيز تا زمان صفويه ( قرون دهم و يازدهم قمرى ) از زمره نقباى سادات و بزرگان شهر مشهد بوده اند.
مقبره مشهور به گنبد خشتى احتمالاً همزمان با درگذشت سلطان محمد احداث شده و متعلق به دوره تيمورى است. بنا شامل يك سرداب، چهار طاقىيى چهار ايوانه بر روى سرداب و يك گنبد ساقه دار بر فراز آن است كه ارتفاع گنبد از كف زمين تا نوك آن 9/14 متر مىباشد. كل بنا از آجر و گچ ساخته شده و گنبد آن دو پوششه است. داخل بنا مزيّن به مُقَرنَسهاى گچى بسيار زيباست. دورادور زير گنبد و اطراف چهار ايوان هم مزيّن به آياتى از سوره هاى مُلك و واقعه به خط زيباى محقق و ثلث است. در دوره قاجار به سبب دودگرفتگى داخل بنا آن را به نوعى ديگر تزيين كرده اند، اما در سال 1380 تزيينات مزبور بازپيرايى شد و نقوش و كتيبه هاى اصلى آن تثبيت و احيا گرديد.
گنبد خشتى بازديد كنندگان فراوانى از سراسر ايران و حتى كشورهاى همجوار دارد. هيأت امنايى از معتمدان محلى زير نظر اداره اوقاف و امور خيريه خراسان آن را راه مىبرند و از محل نذورش به اداره آن مىپردازند. درباره گنبد خشتى در بعضى منابع اطلاعات نادرستى درج شده است(22). متقابلاً منابع ديگرى به درستى آن را معرفى كرده اند. راقم مشهدى در سال 1294 قمرى با توجه به كتيبه سنگ قبر غياث الدين محمد مقبره وى و اجدادش را چنين وصف كرده است:

اين حريمى را كه از روى شرف روح الامين 
پاسبان آسـا همى بر درگهش سـايد جبين… 
هيچ مىدانى چـرا خيل سخن سنجـان همى 
يكزبـان گويند كامد خوشـتر از خُلد بَريـن 
زانكه گنـج نور احمد اندر آن باشـد نهـان 
زانكه كَنـزِ نسل حيدر انـدر آن آمد دفيـن 
دُرِّ دريـاى سيـادت آن كه نـام نـامى اش 
آمده سلطـان محمـد در خبـرهـاى متيـن 
وانكه باب وى امير بـى قـرين طاهـر بُوَد 
كو بُدى محمود شـه را نيز فرزند مهيـن… 
نيز مىبـاشد محمد ابـن قـاسم بـى سخن 
وانگهى حمزه است فرزند امـام هفتمين(23) 

قبر مير ( مير على آمويه )

زيارتگاهى مشهور به « قبر مير » كه در گورستانى واقع در شرق محله قديمى نوغان قرار داشته، در اوايل قرن حاضر خورشيدى تسطيح و تبديل به فضايى آموزشى به نام « مدرسه قبر مير » شده است. مدرسه مزبور اكنون به صورت انبارى در آمده و در اختيار آموزش و پرورش خراسان است.
قبرمير كه مدفن فرد نسبتاً ناشناخته اى به نام « مير على آمويه » بوده، دست كم از سده دهم هجرى قمرى در شهر مشهد شهرت داشته است. در حدود سال 940 هجرى قمرى كه بارويى براى شهر توسط شاه تهماسب صفوى احداث گرديده، چون يكى از دروازه ها در جوار قبر مير قرار گرفته به نام « دروازه مير على آمويه » خوانده شده است. اين دروازه در شمال شرق شهر ميان دو دروازه شمالى نوغان و جنوبىِ عيدگاه واقع بوده است. در سده دهم كه هنوز خيابان مشهد و دو دروازه بالا خيابان و پايين خيابان توسط شاه عباس احداث نشده بود، راه سرخس از دروازه ميرعلى آمويه آغاز مىشد، چنان كه در سال 1006 قمرى كه ازبكها پس از تصرف دهساله مشهد در صدد ترك اين شهر بر آمدند از « دروازه مير على آمويه بيرون رفتند و به راه سرخس روانه شدند »(33).
در همان سالهاى اوليه قرن يازده قمرى مؤلف كتاب تذكره هفت اقليم ضمن معرفى شهر مشهد تنها از مزار مير على آمويه به عنوان زيارتگاهى مهم ياد كرده و نوشته است: « در جوار شهر، مزار فيض آثار ميرعلى آموست، كه هر كس در آن مرقد سوگند به دروغ خورد هلاك گردد »(34). در سالهاى پايانى قرن دوازدهم ( دوره افشارى ) از قبر مير با عنوان « مشهد مير » هم ياد مىكرده اند، با اين توصيف كه « يك ميدان اسب » با اصل شهر فاصله داشته است.
چون دروازه مير على آمويه محل حمل اقوام مهاجمِ اُزبك و تركمان و افغان بوده، در زمان قاجاريه آن را مسدود كرده و مردم اعتقاد داشته اند كه هرگاه اين دروازه گشوده شود فتنه اى در شهر درمىگيرد! مردم مشهد اين دروازه را « دروازه ميرعليمون » تلفظ مىكردند و هنوز افراد مسنِّ محله نوغان محل دقيق آن را مىشناسند(35). چون قبر مير و گورستان مجاور آن محلى محترم بوده، در قرون گذشته بزرگان ديگرى از اهالى مشهد نيز در همان محل دفن شده اند.

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید