آن وقت ها

آن وقت ها

نه به دریا رفته بود
نه به ساحل
پا روی عصرهای نیامده در باد
آن وقت ها کنار ساحل
کنار درخت کوچک به
کلبه ای به سبک بهار دیده بودم
زنی مو بلوطی را و
کودکی
دوباره که آمدم
کودک به دریا رفته بود
کلبه ای لبریز خوابهای زمستانی بود و
زنی سپید موی
که روی شن های مرطوب ساحل
با خطی شکسته
نوشته بود قایق
و گریسته بود
و مدتی گریسته بودم
و بعد که مدتی گریسته بودم
دیدم
که درخت کوچک به را
به تر دیدم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید