پرش به محتوای اصلی
امروز: یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر و تاثیر آن بر سلامت فرد و جامعه (2)

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر و تاثیر آن بر سلامت فرد و جامعه (2)

امر به معروف و نهى از منكر، بازدارنده جامعه از خطر غرق شدن

رسول گرامى اسلام با بيان مثالى ساده و روشن، به يكى از فايده‏ هاى مهم امر به معروف و نهى از منكر اشاره مى‏ فرمايد: «گنه‏كار در ميان مردم، مانند كسى است كه با گروهى سوار كشتى مى‏شود و هنگامى كه در وسط دريا قرار مى‏گيرد، به سوراخ كردن جايگاه خويش مى‏ پردازد. اگر ديگران او را از اين كار خطرناك بازندارند، آب به كشتى نفوذ مى‏كند و يك‏باره همگى غرق مى‏شوند».
بر اساس اين روايت، سرنوشت فرد و جامعه از هم جدا نيست و شايسته و ناشايسته بودن هريك از افراد جامعه بر ديگرى اثر مى‏گذارد. ازاين‏رو، بى‏ اعتنايى شخص در برابر ناهنجارى‏هاى اخلاقى ديگران، دير يا زود به زيان او پايان مى‏يابد و پى‏آمدهاى ناگوار خطاكارى آشكار انسان‏هاى ديگر، گريبان‏گير وى خواهد شد. آن حضرت در حديثى ديگر در اين‏باره مى‏فرمايد: «هرگاه بنده به طور پنهانى گناهى مرتكب شود، جز خودش، كسى از آن زيان نمى‏بيند، ولى هرگاه آشكارا معصيت كند و با او برخوردى نشود، همه جامعه از آن زيان مى‏بيند. اين بدان دليل است كه او با انجام دادن اين عمل گناه‏آلود، دين خدا را خوار مى‏كند و دشمنان خدا نيز (جسارت مى‏ يابند و) از او پيروى مى‏كنند».

امر به معروف و نهى از منكر، وظيفه ‏اى همگانى

از نگاه آموزه‏ هاى دينى، امر به معروف و نهى از منكر وظيفه ‏اى همگانى است و همه بايد خود را در اين مسئله مسئول بدانند. «امر به معروف كه مى‏توان آن را ارشاد خواند و نهى از منكر كه مى‏توان آن را انتقاد خواند، واجبى عمومى است و برابر آنچه امروزه مسئوليت همگانى يا نظارت عمومى يا نظارت ملّى مى‏گويند، قرار مى‏گيرد. اين فريضه در انحصار هيچ فرد يا گروه يا مقامى نيست و اگر هم گروهى در آن پيش‏گام شود و خود در زمينه‏اى، معروف را فروگذارد و منكر را انجام دهد، ديگران وظيفه دارند كه همان‏ها را امر به معروف و نهى از منكر كنند. بر اين اساس، كوچك‏ترين و ضعيف‏ترين فرد جامعه نيز بايد امر به معروف و نهى از منكر را از دست ندهد».
«گروهى امر به معروف و نهى از منكر نمى‏ كنند و مى‏ گويند: اگر لازم باشد، فلان شخصيت يا مقام و يا فلان انجمن اسلامى، اين كار را انجام دهند. بى‏خبر از آنكه امر به معروف همچون نماز، وظيفه همه است و امكان دارد آن مسئله ‏اى را كه شما مى‏بينيد، فلان مسئول يا رئيس، مشاهده نكند».

امر به معروف و نهى از منكر غيرمستقيم

اثرگذارترين گونه امر به معروف و نهى از منكر آن است كه شخص، پيش از سفارش و نهى ديگران، خود اهل عمل باشد، پس آن‏گاه امر به معروف و نهى از منكر كند. شهيد مطهرى در اين باره مى‏نويسد: «شما اگر بخواهيد به شكل غيرمستقيم امر به معروف و نهى از منكر بكنيد، يكى از راه‏هاى آن اين است كه خودتان نيكوكار و اهل عمل باشيد. وقتى خودتان اين‏گونه بوديد، مجسمه‏ اى خواهيد بود از امر به معروف و نهى از منكر. هيچ‏چيز بشر را بيشتر از عمل تحت‏تأثير قرار نمى‏دهد. هر اصلاح‏گرى، نخست بايد صالح باشد تا بتواند اصلاح‏گر باشد. او بايد پيش برود و آن‏گاه بگويد پشت سر من بياييد. خيلى تفاوت است ميان كسى كه ايستاده و به سربازش دستور مى‏دهد: برو به پيش، من اينجا ايستاده‏ ام و كسى كه خودش جلو مى ‏رود و مى‏ گويد: من رفتم، تو هم پشت سر من بيا. فيلسوف معروف معاصر، ژان پل سارتر مى‏گويد: «من كارى كه مى‏كنم، در حقيقت، جامعه خود را نيز به آن كار وادار كرده ‏ام» و درست هم هست. هر كارى كه شما بكنيد، كار خوب يا بد، جامعه خود را نيز به آن كار واداشته ‏ايد. خواه ناخواه، كار شما موجى به وجود مى‏ آورد؛ تعهدى براى جامعه ايجاد مى‏كند؛ بايدى است براى خود شما و بايدى است براى اجتماع شما. وقتى من كارى مى‏كنم، زبان عمل من اين است كه تو هم مثل من باش. بنابراين، شما نمى‏توانيد به گفتار من توجه كنيد، ولى به كردار من بى ‏توجه باشيد».

اهل عمل نبودن آمر به معروف و ناهى از منكر

يكى از پى‏آمدهاى زيان‏بار امر به معروف و نهى از منكرى كه خودِ شخص به آن پاى‏بند نيست، آن است كه ديگران را به سوى گناه و انجام كارهاى ناشايست تشويق مى‏كند. امام محمد غزالى در اين باره در سخنى شنيدنى مى‏ نويسد: «اگر كسى چيزى بخورد و آن‏گاه به مردمان بگويد شما نخوريد كه زهر نابودكننده است، آنها بر وى ريشخند زده و گرايش آنان به آن خوردنى افزايش پيدا مى‏كند و با خود مى‏ گويند: اگر نه آن است كه آن چيز، خوش‏تر و لذيذتر است، آن را براى خود نگزيدى.» از اين گذشته، هم دين و هم عقل به زشتى امر به معروف و نهى از منكرى كه با عمل همراه نباشد، حكم مى‏كند.
در قرآن كريم در اين باره مى‏ خوانيم: «أَتَأْمُرُونَ الْنَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ؛ آيا مردمان را به نيكويى فرامى‏ خوانيد و خود را فراموش مى‏ كنيد.» (بقره: 44) و همچنين مى‏ خوانيم: «اى مؤمنان! چرا چيزى مى‏ گوييد كه انجام نمى ‏دهيد. خداوند از اينكه چيزى را بگوييد كه انجام نمى‏ دهيد، بيزار است.» (صف: 2 و 3). پروين اعتصامى چه زيبا در اين باره سروده است:
اى آن‏كه راستى به من آموزى خود در ره كج از چه نهى پا را

امر به معروف و نهى از منكر، تنها به انگيزه خدايى و از سر خيرخواهى

يكى از شرايط اثرگذارى امر به معروف و نهى از منكر آن است كه براى خدا و از روى خيرخواهى و دل‏سوزى بوده و از غرض‏ ورزى و اظهار برترى‏جويى به دور باشد. امام خمينى رحمه‏الله در اين‏باره مى‏ فرمايد: «شايسته است امركننده به معروف و نهى كننده از منكر، در امر و نهى خود و مراتب نهى از منكرش، مانند پزشك مهربانى باشد كه درمان كننده است و مانند پدر دل‏سوزى باشد كه رعايت مصلحت شخص مقابل را مى‏كند و اين امر و نهى او از روى لطف و رحمت ويژه باشد. انگيزه خود را خالص كند براى رضاى خدا و كار خود را از هرگونه هوا و هوسى تهى نمايد. همچنين نخواهد كه با امر به معروف و نهى از منكر، اظهار برترى نمايد و نيز نفس خود را پاك نداند و خود را برتر از آن كسى كه مرتكب گناه شده و الان او را امر و نهى مى‏كند، نشمارد كه چه‏ بسا براى آن شخص صفات خوبى باشد كه مورد رضايت خداوند بوده و خداوند او را دوست بدارد، هر چند از اين كارش بدش مى‏ آيد و از آن طرف، در آمر به معروف و ناهى از منكر، صفات زشتى باشد كه خداوند از آن بيزار است، در حالى كه خودش نمى‏ داند و فكر مى ‏كند آدم خوبى است».
امر معروف خصلتى است شريف *** ليك از مشفِق نظيف لطيف
صفتِ آن‏كه سالك راه است *** «فَبِما رَحمةٍ مِن الله» است
اى كه از عيب ديگران پرسى *** تو مگر از خدا نمى‏ترسى
تا كنى زهد خويش را مشهور *** كه تويى فاسق و منم مستور

امر به معروف و نهى از منكر، نماد رها بودن از بى‏تفاوتى

قرآن كريم، انسان‏هاى بى ‏تفاوت و آنهايى را كه امر به معروف و نهى از منكر را وانهادند، سزاوار لعن مى‏داند: «كسانى از بنى‏ اسرائيل كه كفر ورزيده بودند، بر زبان داوود و عيسى بن مريم لعنت شدند؛ چرا كه سركشى كردند و از اندازه درگذشتند. آنان يكديگر را از كار ناپسندى كه مى‏كردند، بازنمى‏داشتند؛ پس كار و كردارشان چه بد بود».
در روايات هم از رسول خدا ص مى‏ خوانيم كه خداوند، اهل منطقه ‏اى را عذاب كرد و همين كه فرشتگان از خدا پرسيدند: گروهى از اهل منطقه گنه‏كار نيستند، چرا آنها به آتش گنه‏كاران سوختند، فرمود: به دليل سكوت و بى ‏اعتنايى‏شان. بى‏ گمان، بى‏ اعتنايى به عملكرد انسان‏ها، عقب‏ ماندگى جامعه را رقم مى ‏زند و به بى‏ بندوبارى اخلاقى افراد مى‏ انجامد و اجتماع را از پيشرفت بازمى‏دارد.

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید