قرآن درباره رسیدن هر کس به نتیجه اعمالش می فرماید: «یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا و عملت من سوء تود لو ان بینها و بینه امدا بعیدا و یحذرکم الله نفسه والله رئوف بالعباد؛ روزی که هر کس هر آنچه از نیک و بد کرده است حاضر می یابد و آرزو می کند کاش میان او و کار بدش فاصله ای دور بود، و خدا شما را از (کیفر) خود برحذر می دارد، و خدا به بندگان رئوف است» .(آیه ۳۰ آل عمران).
انسان که از دنیا میرود، پرونده عملش بسته میشود، مگر افرادی که بعد از خود بواسطه صدقه جاریه مانند وقفِ امور خیریّه و اثرِ علمی و دینی که مردم از آن بهره مند شوند و فرزند صالح که باقیات صالحات او باشد از خود یادگاری بگذارند. نفسِ موجودیّت انسان که نتیجه مجموع اعمال صالحه یا قبیحه اوست، با انسان باقی است و انسان با یار و قرین شدن با او یا خرسند است یا معذَّب؛ اگر نفسِ موجودیّت خوب باشد پیوسته انسان از او التذاذ میبرد، و اگر از یاد خدا إعراض کند خداوند موجودیّت او را بصورت شیطانی بر او می گمارد تا یار و قرین او باشد.
در کافی با سند متّصل خود ضمن روایتی درباره برزخ و سؤال دو فرشته منکر و نکیر، از بشیر دَهّان از حضرت صادق علیه السلام روایت میکند که: چون مؤمن از سؤال آنها راجع به توحید پاسخ میگوید، آنها در مقام پرسشِ از رسول خدا، سؤال می کنند: چه میگوئی درباره این مردی که از میان شما برخاست؟ مؤمن میگوید: آیا از محمّد رسول خدا صلّی الله علیه وآله از من پرسش می کنید؟ آن دو فرشته میگویند: آیا تو گواهی میدهی که او رسول خدا بوده است؟ مؤمن میگوید: گواهی میدهم که او رسول از جانب خدا بوده است. آن دو فرشته میگویند: بخواب، خواب خوش و راحت، خوابی که در آن اضطراب فکری و رؤیای خسته کننده نباشد؛ و قبر او را به قدر نُه ذراع می گشایند، و دَری از آن قبر به بهشت باز می کنند بطوریکه محلّ و منزل خود را در بهشت می بیند.
و امّا اگر آن شخص متوفّی کافر بوده باشد، آن دو فرشته بر او وارد میشوند و شیطان در مقابل او قیام دارد، چشم های شیطان مانند مِسّ می باشد. آن دو فرشته میگویند: پروردگارت کیست؟ دینت چیست؟ و درباره این مردی که در بین شما ظهور نموده عقیده ات چیست؟ کافر میگوید: نمیدانم؛ در این حال بین او و بین آن شیطان را یَله و رِها می کنند پس شیطان در قبر او نود و نه مار گزنده بر او مسلّط می نماید؛ از آن مارهائی که اگر یکی از آنها به روی زمین بِدَمَد دیگر ابداً درختی روئیده نخواهد شد؛ و دری از قبرش بسوی جهنّم گشوده میشود بطوریکه محلّ و مأوای خود را در آتش می بیند.
قرآن می فرماید در خصوص قرین بودن عمل کافر با او در آیات ۳۶ – ۳۸ سوره زخرف می فرماید: و کسی که از یاد خداوند رحمن إعراض کند، ما می گماریم بر او شیطانی را که پیوسته با او قرین و ملازم است؛ و آن شیاطین پیوسته آنانرا از راه خدا باز میدارند و آنان چنین گمان می کنند که راه یافتگانند. تا زمانی که بر ما وارد شود میگوید: ای کاش فاصله بین من و تو که شیطان قرین من هستی، به اندازه فاصله مغرب از مشرق بود، پس چه بد قرینی هستی .
این شیطان، در حقیقت ظهور و بروز نفس امّاره و موجودیّت اوست که در دنیا بواسطه پرده ها و حجاب ها دیده نمی شد و اینک که در برزخ حُجُب کنار رفته است مشاهده میشود و انسان آرزوی دوری از او را میکند. و اگر مؤمن باشد و عملش زیبا باشد، آن قرین و ملازم به صورت انسان نیکو و خوش بو و خوش لباس در برابر انسان جلوه میکند. قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّـ’هَا وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّــ’هَا؛ فلاح و رستگاری از آنِ کسی است که نفس خود را رشد و نموّ دهد، و خَیبت و پشیمانی از آن کسی است که با نفس خود دسیسه و خدعه بازی کند (آیه ۹ و ۱۰ سوره شمس).