پرش به محتوای اصلی
امروز: 2 مهر 1405 | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا سروش

توليد علم و افزايش قدرت علمي4

توليد علم و افزايش قدرت علمي4

تدبير ش 11

 كاري كنيد كه« علم گرايي  و علم محوري » در همه بخشها، گفتمان مسلط شود

   بارها گفته‏ ايم و صد بار ديگر هم خواهيم گفت؛… كه: با علم و تحقيق و كاوش، اين اقيانوس عظيمى كه خداى متعال در برابر انسان قرار داده است و قدرت ژرف‏كاوى در اين اقيانوس را هم به انسان داده، هر چه مي توانيد پيش برويد و عمق‏يابى كنيد. بنابراين، علم براى امروز و فرداى ما حياتى است. ما هر كار ديگرى بكنيم، اگر  در علم  تهيدست باشيم، آن كارها، كارهاى عقيم و بى‏ عاقبتى خواهد بود.استعداد انسانى ما براى وارد شدن در ميدان علم و پيش رفتن در اين ميدان، استعداد خوبى است؛… تجربه‏ى موفق انقلاب هم نشان داده است كه اگر ما به عنوان مسئولان نظام و كشور در اين ميدان وارد بشويم، حركت، حركتِ خرسندكننده و تشويق‏آميزى خواهد بود…  بهنگام چشم باز كردن و همت گماشتن، موجب شده در برخى از دانشهاى بسيار نو، فاصله‏مان با دنيا خيلى كم شود و اگر همت كنيم، مي‌توانيم در حركت خودمان به سبقت هم دست بيابيم…همه‏ى اينها تجربه‏ هاى موفقى است كه ما را به غور در اين اقيانوس بى‏پايان دانش تشويق مي كند… دنبالش برويد؛ و كارى كنيد كه اينها عرف ذهنى متعارف جامعه بشود. به تعبير متعارف، «علم‏گرايى و علم ‏محورى» در همه‏ى بخشها گفتمان مسلط جامعه بشود.             23/5/85

 با سرمايه گذاري و برنامه ريزي  نهضت توليد علم كاربردي را  در سپاه مديريت كنيد

   ما مى‏گوييم پايه ‏ى فناوريهاى پيشرفته و رشد تمدن مادى، تمدن مرتبط با مسائل زندگى، دانش است؛ اگر بخواهيد اين دانش را از ديگران بگيريد و خودتان مصرف‏كننده باشيد، به هيچ جا نخواهيد رسيد. بايد اين دانش در داخل برويَد. فرق مي‌كند كه انسان يك چيزى را ازديگرى در حدى كه او مي‌خواهد به ما تعليم بدهد، ياد بگيريم و شاگردى كنيم، يا اينكه همواره شاگرد نمانيم؛… هميشه كه نمى‏شود يك ملت شاگرد بماند… اما امروز مشغول حركتيم و بايستى پيش برويم؛ بخصوص در زمينه‏ى علوم پايه كه در حقيقت پايه‏ى نظرى هر تحرك علمى و هر فناورى پيشرفته است؛ من تأكيد كرده‏ام و مي‌كنم. و البته در كنار اين توجه يافتن و سمتگيرى دانش، بايد به سوى عمل و كاربردى كردن و نيازهاى كشور را در نظر گرفتن و در آن جهت حركت كردن، توجه داشته باشيم… مى‏بينيم صحبت نهضت توليد علم و نهضت نرم‏افزارى را خيلى خوب تكرار مي كنند؛ اين حالا به يك عرفى تبديل شده است. اما حالا بايد ما به معناى حقيقى كلمه، اين را دنبال كنيم كه تحقق پيدا كند. علم را بايد برويانيم؛ اين چيزى نيست كه بدون مديريت كردن و سرمايه‏گذارى، به خودى خود به طور مطلوب صورت بگيرد.            23/5/85

   نخبگان سپاهي و بسيجي را  ساماندهي و مديريت نماييد

   مسئله بنيادنخبگان….ظاهر قضيه اين است كه يك بنياد ويك موسسه است يايك اداره است،ليكن باطن قضيه اين است كه چنانچه يك چنين نهادى در كشور به وجود بيايد، به اعتقاد ما، فضاى علمى كشور و چهره‏ى علمى دانشگاهها و پژوهشگاهها يك تغيير اساسى خواهد كرد. دلگرمى  محقق و  پژوهشگر  و اهل علم، اساسِ كار است. همچنان كه در جنگهاى نظامى، روحيه از همه چيز مهمتر است، در محيط علمى هم همين معنا صادق است. اين روحيه احتياج به يك تمركز در تصميم‏گيرى و برنامه‏ريزى و اقدام دارد كه اين را ما در عنوان بنياد نخبگان تجسّد بخشيديم.       23/5/85

 براي استفاده بهينه از فارغ التحصيلان تحصيلات تكميلي  سپاه و بسيج برنامه ريزي كنيد
   ما فارغ‏التحصيلان مقاطع مختلف دوره‏هاى تحصيلات تكميلى را بايد در دانشگاهها و مراكز پژوهشى حتماً وارد كنيم. اين كار برنامه‏ريزى مي‌خواهد. اين جوان، با استعداد، با شور و با شوق تا اينجا دويده و به اينجا رسيده – حالا مقطع دكترا يا فوق ليسانس – حالا بعد كه به اينجا رسيد، بماند متحير كه چه كار بكند؛ اين نبايد اتفاق بيفتد. بايدبراى جذب اينها برنامه‏ريزى كرد. خيلى از اينها مسئله ‏شان ماديات هم نيست. اهل علم مايل است كه بتواند كار علمى بكند… كارگاههاى تحقيقاتى و آموزشى را توسعه داده و پولى برايش گرفته‏ اند، واقعاً من را خوشحال ميكند؛ اين كار لازم است.   يا اين  پاركهاى  علمى  و  فناورى – كه در كشور راه افتاده، كارهاى خوبى است؛ اما كم است. بايد روى اينها متمركز شد و كار كرد. بايد تلاش كرد اين اتفاق نيفتد كه اين جوان را كه حالا تا اينجا با شوق و ذوق دويده، به خيال اينكه حالا يك كارى خواهد شد، ببيند كه هيچ كارى دستش نيست و هيچ مسئوليتى به گردنش نيست  – مسئوليت ادارى مورد نظر من نيست، مسئوليت علمى؛ يعنى كار و تلاش  علمى كه او را خرسند و خوشحال كند…  اين جوانها… احساس اشتغال،  احساس كار كردن و احساس  هويت علمى و عملى مي كنند.

 اين،   چيز ِ خيلى   با  ارزش  و مهمى است. ما بايد اين احساس را در كل مجموعه‏ى جوانان و دانشجويانى كه مقاطع مختلف دوره‏هاى تحصيلاتى تكميلى را مي‌گذرانند، به وجود بياوريم؛ اينها هم رشد مي‌كنند، هم فايده مي‌دهند.              23/5/85

براي انتخاب اعضاي هيئت علمي وسطح آنان ملاكهاي جديد تعريف كنيد  

 مسئله ي ملاك ارتقاء اعضاى هيئتهاى علمى… اين ملاكها چيست خوب حالا مقاله ومجلات آي.سي.آي واينها همه حرفهاي خوب ودرستي است ليكن اينها تنها ملاك نباشد. حالا خود اين  مقالات درج‏شده‏ى در مجلات آى.سي.آى … اينها سطوح مختلفى دارد و آن‏چنان نيست كه صرف اين معنا يك ملاك دائمى به حساب بيايد؛ ليكن ملاكهاى ديگرى هم وجود دارد: مثلاً فرض كنيد پرورش دانشجو. استادى كه در دانشجوپرورى و شاگردپرورى و به ثمر رساندن شاگرد، از خودش يك كار درخشانى نشان مي‌دهد، يا نظر نوى در مسائل علمى و دانشگاهى ابراز مي‌كند؛ ملاكِ ارتقاء است. اين ملاكهاى گوناگون را مى‏شود تدوين كرد و ملاك ارتقاء اعضاى هيئتهاى علمى قرار داد.              23 /5/85

با تأمين منزلت و برنامه‌ريزي، زمينه ي ارتقاء علمي مربيان و  اساتيد را فراهم آوريد

   مسئله‏ى ارتقاى رتبه‏ى علمىِ حقيقىِ اساتيد …. و به روز بودن اساتيد را بايد ما ترتيبى بدهيم… كه استادِ ما وقت مطالعه كردن داشته باشد. استادى كه مثل بعضى از روضه‏خوانها در دهه‏ى محرم از اين مجلس به آن مجلس؛ «دو كلمه و دعايتان بكنم!»؛  از  اين  دانشگاه به آن دانشگاه، از آن دانشگاه به اين دانشگاه، اين استاد نمي‌تواند دستگيرِ دانشجو باشد… البته تلاش معاش است و تقريبا  مي‌شود  گفت   كه   چاره اي هم ندارد ،اما بايد شما اين را تأمين كنيد… اين را بايد دنبال كنيد، برايش فكر كنيد. استاد براى دانشجو بايد وقت بگذارد؛ استاد بايد در اتاقش بنشيند تا دانشجو بيايد از او بپرسد و حرف بزند. نه اينكه بيايد مثل معلم دبستان يا دبيرستان، در كلاس يك درسى بدهد و بعد هم گچ را بيندازد و خداحافظ! اينكه فايده‏اى ندارد. بايد براى دانشجو وقت بگذارد و وقت مطالعه داشته باشد؛ بنشيند مطالعه كند… كارى كنيد كه استاد بتواند خودش از لحاظ علمى و سطح دانش خود، ارتقاء پيدا كند.          23/5/85

 بودجه تحقيقات را بهنگام  و به ميزان پرداخت نمائيد

    اين همه راجع به علم و توليد علم و تحقيقات و اين مسائل حرف مي‌زنيم، آن وقت بودجه‏ى تحقيقات كشور، اعتباراتش داده نشود، كم بشود، بى‏اعتنايى بشود؛ اين نمى‏شود… آقايان… اين مسئله را دنبال كنند؛ يعنى حقيقتاً اين مسئله‏ى تحقيقات، قضيه‏ى كوچكى نيست. 23/5/85

براي افزايش دوره هاي تحصيلات تكميلي برنامه ريزي شود

   نسبت دانشجويان دوره‏هاى تحصيلات تكميلى به كل دانشجويان… خيلى پايين است. آن‏طور كه به من گزارش كرده‏اند، اين نسبت شش درصد است… طبق نظر افراد صاحب‏نظر، اين نسبت بايد به حدود سى‏درصد برسد؛ روى اين كار بشود. بنابراين براى اينكه بتوانيم اين دانشجويان را به اين نسبت برسانيم، ما به تكثير مراكز تحصيلات تكميلى و پديد آوردن رشته‏ هايى كه نداريم، احتياج داريم. اين نسبت را بايد حفظ بكنيم؛ اين هم مهم است.       23/5/85

  برپايي رشته هاي دانشگاهي و ارتقاء رشته هاي تحصيلي بايد متوازن و در چار چوب نقشه جامع علمي سپاه انجام گيرد
   يك نكته‏ى ديگر، مسئله‏ى توازن نگاه رؤساى اين بخش علمىِ شما به رشته‏هاى علمى است، كه اين تابعِ همان نقشه‏ى جامعى است كه اول عرض كرديم. اگر آن نقشه‏ى جامع مطرح بشود و وجود داشته باشد، طبعاً نگاه به رشته‏هاى گوناگون، يك نگاه متوازنى خواهد بود. اين‏طور نيست كه ناگهان براى مدتهاى متمادى بعضى از علوم به انزوا و حاشيه بيفتند و بعضى از علوم هم مثل برخى از رشته‏هاى پزشكى يا مهندسى پُردرآمد، ناگهان اهميت پيدا كنند و درجه‏ى اول بشوند و بسيارى از رشته‏ها در انزوا قرار بگيرند؛ مثل بعضى از رشته‏هاى علوم انسانى و رشته‏هاى مربوط به علوم پايه كه سالهاى متمادى در اين كشور در انزوا قرار گرفته‏اند كه اگر كسانى تحقيق و دنبال كنند، احتمال دارد سرنخهاى سوء نيت هم در اين مسئله پيدا بشود… من اين‏طور رشته‏ها را – كه زندگى روزمره‏ى مردم متوقف به اينهاست – به آن پولى تشبيه كردم كه انسان در جيبش مي‌گذارد كه برود خرج كند. يك جامعه، اين پول، اين ثروت، اين پزشك و اين مهندس را براى توى جيبش لازم دارد كه بتواند خرج و زندگى كند؛ اما اين پول، سرمايه نمى‏شود. اگر بخواهيد اين پول براى شما ماندگار شود، به يك سرمايه‏ ى پولساز احتياج داريد كه پشتوانه ‏ى اين پول باشد. همه‏ى زندگى كه همين پول امروزِ ما نيست؛ اين، آن رشته ‏هاى پشتيبانى‏ كننده و اساس تشكيل دهنده را احتياج دارد كه علوم پايه از اين قبيل است. اينها مدتها در اين كشور فراموش شد… اگر كسى اينها را دقت كند، ممكن است رگه ‏هاى سوءنيت را هم در اين كار پيدا كند. من مي‌گويم نگاه  به  رشته ‏هاى علمى بايد نگاه متوازن و برخاسته‏ى از آن نگاه كلى باشد. مثلاً يك مدتى واقعاً علوم انسانى در كشور ما مغفولٌ‏عنه واقع شد؛ مدتى ادبيات فارسى – هويت ملى ما به زبان و خط ماست – اصلاً مورد غفلت و بى ‏اعتنايى قرار گرفت؛ و خيلى چيزهاى ديگر. اين، نبايد اتفاق بيفتد.          23 /5/85

این نوشته را منتشر کنید:

admin

نویسندهٔ پایگاه آموزش evented-edu

مشاهدهٔ پروفایل و نوشته‌ها

دیدگاه خود را بنویسید