حکمت غیبت امام زمان (عج)

حکمت غیبت امام زمان (عج)

پرسش: غيبت حضرت مهدي عليه ‏السلام بر چه مصلحت و حكمتي استوار است؟

پاسخ: در لابه ‏لاي روايات، به بعضي حكمت‏هاي غيبت امام زمان عليه ‏السلام اشاره شده است كه موارد زير از جمله آنهاست:
1. آزمايش: برخي روايات، فلسفه غيبت امام زمان عليه‏ السلام را آزمايش شيعيان دانسته‏ اند؛ چنان كه امام صادق عليه‏ السلام خطاب به جمعي از يارانش فرمود:
به خدا سوگند، آنچه در انتظارش هستيد واقع نخواهد شد تا آنكه آزمايش و غربال شويد. به خدا سوگند، اين امر تحقق نخواهد يافت مگر پس از يأس، و پس از آنكه اهل شقاوت و سعادت، بدبختي و خوشبختي خويش را پيدا كنند.   ( اثبات الهداة، ج 3، ص 510 . )  

2. نبود آمادگي در شيعيان: از بعضي روايات برمي‏آيد كه بي‏لياقتي شيعيان و نبود آمادگي در آنان و ستمكاري مردم، سبب غيبت امام زمان عليه‏ السلام و دست كم موجب طولاني شدن آن است. مُفضَّل بن عمر از امام صادق عليه‏ السلام نقل مي‏كند:
آگاه باشيد كه زمين از حجّت خدا خالي نيست، امّا خداوند به واسطه ناداني و ستمكاري مردم، ديدگان آنان را از ديدار حجتش فروبسته است.    (بحار الانوار، ج 51 ، ص 112.  ) 

3. تشكيل حكومت عدل جهاني: از علّت‏ هايي كه در روايات براي غيبت آمده، آن است كه امام زمان عليه‏السلام آخرين حجت الهي است و مأموريت تشكيل حكومت عدالت‏ گستر الهي در پهنه زمين، بر عهده او مي‏باشد. شكل‏ گيري چنين حكومتي، در گرو اين است كه در عموم ملّت‏ها، زمينه روحي و فكري، براي پذيرش آن فراهم گردد.
احاديث مربوط به اينكه امام زمان عليه‏السلام آخرين حجت خدا و تشكيل دهنده حكومت عدل جهاني است در حدّ تواتر بوده، از شيعه و اهل سنت روايت شده است.   ( براي نمونه ر.ك: بحار الانوار، ج 51 ، ص 54 و 60 ؛ كمال الدين و تمام النعمه، ج 1 ـ 2، ص 259 و 282؛ منتخب الاثر، ص 93؛ ينابيع الموده، ج 1 ـ 3، جزء سوم، ص 105 و 108؛ المستدرك علي الصحيحين، ج 4، ص 558 . )   

4. ترس حضرت از كشته شدن: در پاره‏اي روايات نيز ترس امام زمان عليه ‏السلام از كشته شدن، از علّت‏ هاي غيبت او شمرده شده است.    (اصول كافي، ج 1، ص 370. )   البته ترس حضرت، از اين است كه زمين از حجّت خالي شود و اهلش را در خود فرو برد وگرنه امام زمان عليه ‏السلام نيز مانند پدرانش از شهادت در راه خدا باكي ندارد. بايد توجه داشت كه هر يك از امامان پيشين كه از دنيا مي‏رفت امام ديگري به جاي او مي‏نشست، ولي با كشته شدن امام زمان عليه ‏السلام ، جانشيني براي او وجود نخواهد داشت و زمين از حجت خالي مي‏گردد. اين در حالي است كه خداوند مقدّر كرده كه سرانجام، حق بر باطل پيروز شود و به واسطه وجود مقدّس امام دوازدهم دنيا به كام حق ‏پرستان شيرين گردد.

از سوي ديگر خداوند مي‏تواند حضرت مهدي عليه ‏السلام را از شر دشمنان حفظ نمايد، ولي كارها را طبق اسباب و از مجراي عادّي انجام مي‏دهد. بنا نيست حفظ وجود مقدّس پيامبران و امامان و ترويج دين، خارج از سنّت عمومي اسباب و علل باشد و خلاف جريان عادّي عمل شود وگرنه دنيا ديگر محل تكليف، اختيار و امتحان نبود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید