روز قيامت و رستاخيز (2)

روز قيامت و رستاخيز (2)

انسان نيز كه يكى از اجزاى جهان و تكامل اختصاصى وى از راه شعور و علم است،شتابان به سوى خداى خود در حركت مى‏ باشد و روزى كه حركت‏ خود را به آخر رسانيد حقانيت و يگانگى خداى بيگانه را عيانا مشاهده خواهد نمود. او خواهد ديد كه قدرت و ملك و هر صفت كمال در انحصار ذات مقدس خداوندى است و از همين راه حقيقت هر شى‏ء چنانكه هست‏ بر وى مكشوف خواهد شد.
اين نخستين منزل از جهان ابديت است، اگر انسان به واسطه ايمان و عمل صالح در اين جهان ارتباط و اتصال و الفت و انس با خدا و نزديكان او داشته باشد با سعادتى كه هرگز به وصف نمى ‏آيد در جوار خداى پاك و صحبت پاكان عالم بالا بسر مى‏ برد و اگر به واسطه دلبستگى و پايبندى به زندگى اين جهان و لذايذ گذران و بى ‏پايه آن از عالم بالا بريده و انس و الفتى به خداى پاك و پاكان درگاهش نداشته باشد گرفتار عذابى دردناك و بدبختى ابدى خواهد شد.درست است كه اعمال نيك و بد انسان در اين نشاه گذران است و از ميان مى ‏رود ولى صور اعمال نيك و بد در باطن انسان مستقر مى ‏شود و هر جا برود همراه اوست و سرمايه زندگى شيرين يا تلخ آينده او مى‏ باشد.مطالب گذشته را مى‏ توان از آيات ذيل استفاده نمود،خداى متعال مى ‏فرمايد:
ان الى ربك الرجعى (4)
«برگشت مطلقا به سوى خداى توست‏»
و مى ‏فرمايد: الا الى الله تصير الامور (5)
«آگاه باشيد همه امور به سوى خدا برمى‏ گردد.»
و مى ‏فرمايد: و الامر يومئذ لله (6)
«امروز امر يكسره از آن خداست‏»
يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى (7)
«اى نفس كه اطمينان و آرامش يافته ‏اى (با ياد خدا) به سوى خداى خود برگرد، در حالى كه خشنودى و از تو خشنود شده ، پس داخل شو در ميان بندگان من و داخل شو در بهشت من‏»

و در حكايت‏ خطابى كه روز قيامت‏ به بعضى از افراد بشر مى ‏شود مى ‏فرمايد:

لقد كنت فى غفلة من هذا فكشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حديد (8) «تو از اينها كه مشاهده مى‏ كنى در غفلت‏ بوده ‏اى اينك پرده را از پيش چشم ت‏و برداشتيم و در نتيجه چشم تو امروز تيزبين است‏.»

در مورد تاويل قرآن كريم (حقايقى كه قرآن كريم از آنها سرچشمه مى ‏گيرد) مى ‏فرمايد:

هل ينظرون الا تاويله يوم ياتى تاويله‏يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق فهل لنا من شفعاء فيشفعوا لنا او نرد فنعمل غير الذى كنا نعمل قد خسروا انفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون (9)
«آيا كسانى كه قرآن را نمى‏ پذيرند، جز تاويل آن چيزى را منتظرند روزى كه تاويلش مشهود مى ‏شود ، كسانى كه قبلا آن را فراموش كرده ‏اند خواهند گفت: پيغمبران خداى ما،به حق آمدند پس آيا براى ما نيز شفاعت كنندگانى هستند كه براى ما شفاعت كنند يا اينكه برگردانده شويم (به دنيا) و عملى غير از آن عمل كه انجام مى ‏داديم،انجام دهيم؟ اينان نفس هاى خود را زيان كردند و افترايى كه مى ‏بستند گم نمودند.»و مى ‏فرمايد: يومئذ يوفيهم الله دينهم الحق و يعلمون ان الله هو الحق المبين (10)
«در چنين روزى خدا پاداش واقعى ايشان را مى ‏دهد و مى‏ دانند كه خدا واقعيتى آشكار و بى ‏پرده است و بس‏»
و مى ‏فرمايد: يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه (11)
«اى انسان تو با رنج‏ به سوى خداى خود در كوشش مى ‏باشى پس او را ملاقات خواهى كرد.»
و مى ‏فرمايد: من كان يرجوا لقاء الله فان اجل الله لآت (12)
«هر كه ملاقات خدا را اميدوار باشد موقعى را كه خدابراى ملاقات مقرر فرموده خواهد آمد.»
و مى ‏فرمايد: فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعبادة ربه احدا (13) «پس هر كه به ملاقت ‏خداى خود اميدوار باشد بايد عمل صالح (كار سزاوار) بكند و در پرستش خداى خود كسى را شريك ننمايد.»
و مى ‏فرمايد: يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى (14)
و مى ‏فرمايد: فاذا جاءت الطامة الكبرى يوم يتذكر الانسان ما سعى و برزت الجحيم لمن يرى فاما من طغى و آثار الحيوة الدنيا فان الجحيم هى الماوى و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فان الجنة هى الماوى (15)
«وقتى كه بزرگترين داهيه (روز رستاخيز) رسيد روزى كه انسان هر گونه تلاش و كوشش خود را به ياد مى ‏آورد و آتشى كه براى عذاب روشن شده آشكار گرديد، (مردم دو گروه مى ‏شوند) اما كسى كه طغيان نموده و زندگى دنيا را براى خود انتخاب نمود ، آتش نامبرده جايگاه اوست و اما كسى كه از مقام خداى خود ترسيده و نفس خود را از هواى دلخواه ناپسند نهى كرد،بهشت جايگاه اوست و بس‏.»و در بيان هويت جزاى اعمال مى‏ فرمايد: يا ايها الذين كفروا لا تعتذروا اليوم انما تجزون ما كنتم تعملون (16)
«اى كسانى كه كافر شديد اعتذار مجوييد ، امروز (روز رستاخيز) جزايى كه به شما داده مى ‏شود همان خود اعمالى است كه انجام مى ‏داديد.»

استمرار و توالى آفرينش :

اين جهان آفرينش كه مشهود ماست، عمر بى ‏پايان ندارد و روزى خواهد رسيد كه بساط اين جهان و جهانيان برچيده شود چنانكه قرآن همين معنا را تاييد مى‏ كند،خداى متعال مى ‏فرمايد:
ما خلقنا السموات و الارض و ما بينهما الا بالحق و اجل مسمى (17)
«نيافريدم آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان آنهاست مگر بحق و اجل معين (براى مدت محدود و معينى كه نام برده شده است)»
و آيا پيش از پيدايش اين جهان فعلى و نسل موجود انسانى ،جهان ديگرى آفريده شده و انسانى بوده است؟ آيا پس از بر چيده شدن بساط جهان و جهانيان كه قرآن كريم نيز از آن خبر مى ‏دهد، جهان ديگرى به وجود خواهد آمد و انسانى آفريده خواهد شد، پرسشهايى است كه پاسخ صريح آنها را در قرآن كريم نمى ‏توان يافت، جز اشاراتى، ولى در رواياتى كه از ائمه اهل بيت نقل شده ، به اين پرسشها پاسخ مثبت داده شده است (18)

5-سوره شورى ، آيه 53
6-سوره انفطار ، آيه 19
7-سوره فجر ، آيه 27-30
8-سوره ق ، آيه 22
9-سوره اعراف ، آيه 53
10-سوره نور ، آيه 25
11-سوره انشقاق ، آيه 6
12-سوره عنكبوت ، آيه 5
13-سوره كهف ، آيه 110
14-سوره فجر ، آيه 27-30
15-سوره نازعات ، آيه 34-41
16-سوره تحريم ، آيه 7
17-سوره احقاف ، آيه 3
18-بحار چاپ كمپانى ، ج 14، ص 79

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید