پرسش: منظور از نگاه و نظر کردن و سخن گفتن خداوند در قیامت چیست؟
پاسخ: رؤیت و دیدن حق تعالی با چشم سر به هیچ وجه امکان ندارد؛ همانگونه که قرآن میفرماید:
لا تُدْرِکُهُ اَلْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ اَلْأَبْصارَ وَ هُوَ اَللَّطِیفُ اَلْخَبِیرُ. چون چشم انسان اجسامی را که دارای مقدار و رنگ و ماده هستند میبیند، نه بیش از آن را و خداوند متعال چون شرایط جسم را ندارد با این چشم هرگز دیده نخواهد شد؛ بلکه خداوند با چشم دل دیده میشود که حضرت صادق(ع) میفرماید:
ان الرؤیه علی وجهین رویه القلب و رؤیهالبصر و خدا با چشم دل مشاهده میشود، نه با چشم سر. مراد از قلب همان نفس و حقیقت انسان است؛ یعنی، همانطور که انسان با دیدن اشیا به وجود آنها اطمینان قلبی پیدا میکند، اگر به وجود چیزی هم اطمینان و یقین قلبی پیدا کرد، به معنای آن است که آن شیء را دیده است؛ مثلاً اگر به مطلبی یقین پیدا کند میگوید من چنین میبینم و یا میگوید من خودم را چنین میبینم که اینها همه دلالت بر یقین و اطمینان قلبی دارد. ازاینرو در روز قیامت چون خدا برای همه به صورت یقین ظهور میکند و کسی کوچکترین شکی نسبت به وجود حق پیدا نمیکند، از این یقین قلبی تعبیر به رؤیت حق میشود و شهید هم که به وجه اللَّه نظر میکند؛ یعنی، به غیر از حق توجهی به کسی ندارد و تمام توجه او به خداوند است. اما راجع به کلام حق گفتنی است که پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: وقتی که خداوند متعال با موسی(ع) در کوه طور سخن گفت، موسی سؤال کرد آیا نحوه تکلم شما چنین است که با من سخن گفتی؟ خداوند فرمودند: یا موسی! من به قوت و نیروی دههزار زبان با تو تکلم کردم گرچه من قدرت و نیروی تمام زبانها را دارم که با آن با تو تکلم کنم. وقتی موسی(ع) برگشت، بنیاسرائیل سؤال کردند که کلام رحمان با تو چگونه بود؟ او گفت: شما قدرت شنیدن آن را ندارید؛ مثلاً صدای رعد و برق را شنیدهاید در صورتی که خیلی زیبا و دلنشین باشد؟ کلام حق اینگونه بود (البته این تشبیه است نه این که مثل کلام خدا باشد). خلاصه این که مراد از تکلم حق تعالی قوت تفهیم است به طرف. همانطور که انسان به وسیله گوش مطالب را میفهمد، پس فهمیدن غیر از دیدن است. حال یک زبان چقدر میتواند قدرت تفهیم داشته باشد؟ اگر همان قدرت تفهیم را دههزار برابر بکنیم، چه تفهیمی حاصل میشود، گرچه قدرت تکلم حق برای تفهیم بیش از اینها است؟ پس اگر خداوند قوه تفهیم انسان را نسبت به چیزی تقویت کند؛ یعنی، تکلم کرده است و گاهی این تفهیم به وسیله ایجاد صوت در عالم طبیعت است که طرف با همین گوش میتواند او را بشنود؛ مثل تکلم درخت با موسی(ع) که گفت “إِنِّی أَنَا اَللَّهُ” و یا ایجاد صوت میکند در باطن انسان که او آن را با گوش دل میشنود؛ مثل وحی که گاهی به وسیله ملائکه است و گاهی مستقیم از طرف خدا است. نتیجه این که اگر خداوند قوه تفهیم انسان را نسبت به چیزی زیاد کند، این تکلم است و اگر یقین انسان را نسبت به چیزی تقویت کند، این به معنای دیدن و رؤیت آن است.
برای آگاهی بیشتر ر.ک: تفسیرالمیزان، ج ۸، ص ۲۴۸ – ۲۷۷ .