پرش به محتوای اصلی
امروز: یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

عوامل کاهش ایمان در روایات

عوامل کاهش ایمان در روایات

از نظر فقهى، كفر بر دو قسم است: اعتقادى و عملى، كفر اعتقادى بى اعتقادى به اصول عقايد است كه يا از ابتدا وجود ندارد و يا پس از اعتقاد، زايل مى شود كه از آن به «ارتداد» تعبير مى كنند.گاهى نيز اعتقاد قلبى ندارد اما در ظاهر، اعتقاد واقعى اش را بروز نمى دهد .در اين صورت، در اعتقادگرفتار كفر باطنى مى شود.البته كفر باطنى با اسلام ظاهرى قابل جمع است.آنچه در اينجا مورد نظر است كفر عملى است: ارتكاب گناه يا ترك واجب.در اين زمينه دو دسته روايات داريم.

دسته اول، رواياتى است كه گناه را زايل كننده ايمان مى دانند، از باب نمونه:

1- محمد بن حكيم از امام كاظم (ع) روايتى به اين مضمون نقل كرده است: «قلت لابى الحسن موسى (ع): الكبائر تخرج من الايمان؟» گفتم آيا گناهان كبيره موجب خروج بنده از دايره ايمان مى گردد.« فقال: نعم و ما دون الكبائر » فرمودند: بلى و نه فقط كبائر كه صغائر هم باعث خروج از منطقه ايمان است.

2- رسول الله (ص) فرمودند :«لا يزنى الزانى و هو مؤمن و لا يسرق السارق و هو مؤمن »: زنا نمى كند زناكار در حاليكه او مؤمن است و سرقت نمى كند سارق در حاليكه او مؤمن است.

3- روايت ديگرى را عبيد بن زراره نقل كرده است.مى گويد «ابن قيس» (ظاهرا ابو حنيفه بر امام باقر (ع) وارد شده اند). رو كرد به حضرت و گفت: «انا لا نخرج اهل دعوتنا و اهل ملتنا من الايمان فى المعاصى و الذنوب » ترجمه:ما كسانى را كه مسلمان هستند و پيرو مكتب ما هستند، به دليل معاصى خارج از ايمان نمى دانيم . فقال له ابو جعفر (ع): «يا ابن قيس اما رسول الله (ص) فقد قال: لا يزنى الزانى و هو مؤمن و لا يسرق السارق و هو مؤمن» (وسايل، ج 15، ص .325) ترجمه:امام باقر (ع) فرمودند: اما رسول الله زناكار را در حين زنا و دزد را در حين دزدى، مؤمن نمى دانند. از اين دسته از روايات برداشت مى شود كه گناه، قاطع ايمان است.
اما دسته دوم: از زوال موقت يا تضعيف ايمان به سبب گناه سخن مى گويد، از جمله:

1- مرحوم مجلسى روايت مفصلى را در بحار نقل مى كند كه قسمتى از آن عبارت است از: «جاء رجل الى امير المؤمنين (ع) فقال: يا أمير المؤمنين ان ناسا زعموا ان العبد لا يزنى و هو مؤمن و لا يسرق و هو مؤمن و لا يشرب الخمر و هو مؤمن و لا يأكل الربا و هو مؤمن و لا يسفك الدم الحرام و هو مؤمن؟ » ترجمه: شخصى به نزد على (ع) آمد و گفت: گروهى گمان مى كنند كه بنده نمى تواند زنا كند و مؤمن هم باشد.دزدى كند، شرب خمر نمايد، رباخوارى كند، خون حرامى را بريزد و در عين حال مؤمن باشد. «فقال امير المؤمنين (ع): صدق اخوك» ترجمه:فرمود آنچه را كه دوستت گفته است، راست است.
«سمعت رسول الله (ص) يقول و الدليل عليه كتاب الله » ترجمه: از رسول الله (ص) اين مطلب را شنيدم كه روح ايمانى از گناهكار مفارقت مى كند.و دليل آن هم كتاب خداست.

2- در روايتى ديگر «ابن ثيابه» مى گويد در خدمت امام صادق (ع) بوديم.به ايشان گفته شد : «ترى الزانى و هو مؤمن؟ » ترجمه: ديده ايد زناكارى را و حال آنكه آن مؤمن باشد؟ «فقال عليه السلام: لا » فرمودند: خير، ايمان از وى سلب مى شود.

3- در روايتى «ابن بكير» از امام باقر (ع) نقل مى كند كه حضرت از قول رسول خدا (ص) نقل مى فرمودند: «اذا زنى الرجل فارقه روح الايمان » ترجمه:هنگامى كه شخص زنا مى كند، روح ايمان از وى جدا مى شود.

4- در روايت ديگرى فرموده اند: «فاذا فرغ من العمل فان تاب يعود اليه الروح » ترجمه:پس هنگامى كه از گناه فارغ شده و توبه كرد روح ايمان بسوى او باز مى گردد.
مقصود روايات اين نيست كه چنين شخصى از نظر فقهى كافر مى شود و نجس است.بحث، بحث باطنى است.اين روايات دو معنا مى تواند داشته باشد: .احتمال اول اين كه: مؤمن با ارتكاب گناه، نزول درجه پيدا مى كند.با عمل حرام ايمانش تضعيف مى شود و در سراشيبى سقوط قرار مى گيرد . احتمال دوم كه مصيبت بالاترى است، مسئله «قطع و وصل» است.يعنى در حال ارتكاب حرام رشته ايمان قطع مى شود و اگر موفق به توبه شد، وصل مى شود.قطع ايمان بر اثر گناه قطعى است، اما وصل دوباره ايمان مسلم نيست. چه بسا انسان عاصى موفق به توبه نشود و آيا كسى مى تواند مطمئن باشد كه پس از توبه به حالت قبلى اش باز مى گردد؟ ! در گذشته، عمل را لازمه ايمان دانستيم.گفتيم كه نمى شود عسل باشد و شيرينى نداشته باشد .در اينجا هم مى گوييم: آيا مى توان تصور كرد گناه كه ظلمت است باشد و در عين حال نورانيت درونى هم وجود داشته باشد؟ ! محال است.اگر بخواهيم حمل به صحت هم كنيم بايد بگوييم مرتبه ايمان در گناهكار نزول پيدا مى كند.

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید