مرد نابینا و همسرش

مرد نابينا و همسرش

در روستایی دور افتاده مرد نابینایی زندگی می کرد . روزی چشم پزشکی معروف و حاذق به روستا آمد و پس از معاینه چشمان مرد نابینا به او اعلام کرد که اگر تحت عمل جراحی قرار بگیرد ، بینایی اش را به دست می آورد . اما همسر مرد با این عمل مخالف بود . او زنی زشت رو بود که می ترسید با بازگشت بینایی همسرش ، از ادامه زندگی با او منصرف شود .
نکته : چند نفر را می شناسید که نمی خواهند همسرشان چشم گوششان باز شود ؟ ( مثلا ادامه تحصیل بدهد ، اجتماعی باشد ) فرد سلطه جو مانند همسر نابینا ابادانی خویش را در ویرانی فکری قربانی خویش می ببیند . او نمی خواهد آدمهای اطرافش چشمانی بینا و اذهانی روشن و باز داشته باشند . او برای پیشبرد مقاصدش به آدمهای کر ، کور ، لال و بی سواد احتیاج دارد .

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید