در روستایی دور افتاده مرد نابینایی زندگی می کرد . روزی چشم پزشکی معروف و حاذق به روستا آمد و پس از معاینه چشمان مرد نابینا به او اعلام کرد که اگر تحت عمل جراحی قرار بگیرد ، بینایی اش را به دست می آورد . اما همسر مرد با این عمل مخالف بود . او زنی زشت رو بود که می ترسید با بازگشت بینایی همسرش ، از ادامه زندگی با او منصرف شود .
نکته : چند نفر را می شناسید که نمی خواهند همسرشان چشم گوششان باز شود ؟ ( مثلا ادامه تحصیل بدهد ، اجتماعی باشد ) فرد سلطه جو مانند همسر نابینا ابادانی خویش را در ویرانی فکری قربانی خویش می ببیند . او نمی خواهد آدمهای اطرافش چشمانی بینا و اذهانی روشن و باز داشته باشند . او برای پیشبرد مقاصدش به آدمهای کر ، کور ، لال و بی سواد احتیاج دارد .
مرد نابینا و همسرش
- آبان 29, 1392
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 197 نفر
- برچسب ها : چشم, داستان ها و حکمت ها, عاشقانه و عالمانه, نابینا, همسر
اشتراک گذاری این صفحه در :
نامگذاری فرزند
۱۴۰۴/۱۱/۱۶
پنج شاخص انقلابیگری، انقلابی بودن و انقلابی ماندن
۱۴۰۴/۱۱/۱۶
دختر یا پسر؟
۱۴۰۴/۱۱/۱۵
ازدواج از دیدگاه اسلام
۱۴۰۴/۱۱/۱۴
قهوه شیرین خانم روانشناس
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
انتخاب کتاب مناسب برای کودکان
۱۴۰۴/۰۷/۱۰
نمونه اي از آثار اخروي دعاي پدر و مادر
۱۴۰۴/۰۷/۰۵