پرش به محتوای اصلی
امروز: شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

مساله نفقه از دیدگاه اسلام (2)

مساله نفقه از دیدگاه اسلام (2)

4- انواع نفقه :
در اسلام سه نوع نفقه وجود دارد: نوع اول :
نفقه‏اى كه مالك باید صرف مملوك خود بكند.مخارجى كه مالك حیوانات براى آنها مى‏كند،از این قبیل است.ملاك این نوع نفقه مالكیت و مملوكیت است. نوع دوم :
 نفقه‏اى است كه انسان باید صرف فرزندان خود در حالى كه صغیر یا فقیرند و یا صرف پدر و مادر خود كه فقیرند بنماید.ملاك این نوع نفقه مالكیت و مملوكیت نیست، بلكه حقوقى است كه طبیعتا فرزندان بر به وجود آورندگان خود پیدا مى‏كنند و حقوقى است كه پدر و مادر به حكم شركت در ایجاد فرزند و به حكم زحماتى كه در دوره كودكى فرزند خود متحمل شده‏اند بر فرزند پیدا مى‏كنند.شرط این نوع از نفقه،ناتوان بودن شخص واجب النفقه است. نوع سوم :
نفقه‏اى است كه مرد در مورد زن صرف مى‏كند.ملاك این نوع از نفقه نه مالكیت و مملوكیت است و نه حق طبیعى به مفهومى كه در نوع دوم گفته شد و نه عاجز بودن و ناتوان بودن و فقیر بودن زن.
زن فرضا میلیونر و داراى درآمد سرشارى باشد و مرد ثروت و درآمد كمى داشته باشد، باز هم مرد باید بودجه خانوادگى و از آن جمله بودجه شخصى زن را تامین كند. فرق دیگرى كه این نوع از نفقه با نوع اول و دوم دارد این است كه در نوع اول و دوم اگر شخص از زیر بار وظیفه شانه خالى كند و نفقه ندهد گناهكار است اما تخلف وظیفه به صورت یك دین قابل مطالبه و استیفا درنمى‏آید یعنى جنبه حقوقى ندارد.ولى در نوع سوم اگر از زیر بار وظیفه شانه خالى كند،زن حق دارد به صورت یك امر حقوقى اقامه دعوا كند و در صورت اثبات از مرد بگیرد.ملاك این نوع از نفقه چیست؟ان شاء الله در مقاله آینده درباره آن بحث‏خواهیم كرد.
5- آیا زن امروز مهر و نفقه نمى‏خواهد؟
گفتیم از نظر اسلام تامین بودجه كانون خانوادگى،از آن جمله مخارج شخصى زن به عهده مرد است.زن از این نظر مسؤولیتى ندارد.زن فرضا داراى ثروت هنگفتى بوده و چندین برابر شوهر دارایى داشته باشد،ملزم نیست در این بودجه شركت كند. شركت زن در این بودجه،چه از لحاظ پولى كه بخواهد خرج كند و چه از لحاظ كارى كه بخواهد صرف كند،اختیارى و وابسته به میل و اراده خود اوست.
از نظر اسلام با اینكه بودجه زندگى زن جزء بودجه خانوادگى و بر عهده مرد است، مرد هیچ گونه تسلط اقتصادى و حق بهره‏بردارى از نیرو و كار زن ندارد;نمى‏تواند او را استثمار كند.نفقه زن از این جهت مانند نفقه پدر و مادر است كه در موارد خاصى بر عهده فرزند است اما فرزند در مقابل این وظیفه كه انجام مى‏دهد هیچ گونه حقى از نظر استخدام پدر و مادر پیدا نمى‏كند.
اسلام به شكل بى‏سابقه‏اى جانب زن را در مسائل مالى و اقتصادى رعایت كرده است. از طرفى به زن استقلال و آزادى كامل اقتصادى داده و دست مرد را از مال و كار او كوتاه كرده و حق قیمومت در معاملات زن را-كه در دنیاى قدیم سابقه ممتد دارد و در اروپا تا اوایل قرن بیستم رایج‏بود-از مرد گرفته است،و از طرف دیگر با برداشتن مسؤولیت تامین بودجه خانوادگى از دوش زن،او را از هر نوع اجبار و الزام براى دویدن به دنبال پول معاف كرده است.
غرب پرستان آنگاه كه مى‏خواهند به نام حمایت از زن از این قانون انتقاد كنند، چاره‏اى ندارند از اینكه به یك دروغ شاخدار متوسل شوند.اینها مى‏گویند:فلسفه نفقه این است كه مرد خود را مالك زن مى‏داند و او را به خدمت‏خود مى‏گمارد.همان طورى كه مالك حیوان ناچار است مخارج ضرورى حیوانات مملوك خود را بپردازد تا آن حیوانات بتوانند به او سوارى بدهند و برایش باركشى كنند،قانون نفقه هم براى همین منظور حداقل بخور و نمیر را براى زن واجب كرده است. اگر كسى قانون اسلام را در این مسائل از آن جهت مورد حمله قرار دهد كه اسلام بیش از حد لازم زن را نوازش كرده و مرد را زیر بار كشیده و او را به صورت خدمتكار بى‏مزد و اجرى براى زن درآورده است،بهتر مى‏تواند به ایراد خود آب و رنگ و سر و صورتى بدهد تا اینكه به نام زن و به نام حمایت زن بر این قانون ایراد بگیرد.
حقیقت این است كه اسلام نخواسته به نفع زن و علیه مرد یا به نفع مرد و علیه زن قانونى وضع كند.اسلام نه جانبدار زن است و نه جانبدار مرد.اسلام در قوانین خود سعادت مرد و زن و فرزندانى كه باید در دامن آنها پرورش یابند و بالاخره سعادت جامعه بشریت را در نظر گرفته است.اسلام راه وصول زن و مرد و فرزندان آنها و جامعه بشریت را به سعادت،در این مى‏بیند كه قواعد و قوانین طبیعت و اوضاع و احوالى كه به دست توانا و مدبر خلقت‏به وجود آمده نادیده گرفته نشود.
همچنانكه مكرر گفته‏ایم اسلام در قوانین خود این قاعده را همواره رعایت كرده است كه مرد مظهر نیاز و احتیاج و زن مظهر بى‏نیازى باشد.اسلام مرد را به صورت خریدار و زن را به صورت صاحب كالا مى‏شناسد.از نظر اسلام در وصال و زندگى مشترك زن و مرد،این مرد است كه باید خود را به عنوان بهره‏گیر بشناسد و هزینه این كار را تحمل كند.زن و مرد نباید فراموش كنند كه در مساله عشق،از نظر طبیعت دو نقش جداگانه به عهده آنها واگذار شده است.ازدواج هنگامى پایدار و مستحكم و لذت بخش است كه زن و مرد در نقش طبیعى خود ظاهر شوند.
علت دیگر كه براى لزوم نفقه زن بر مرد در كار است این است كه مسؤولیت و رنج و زحمات طاقت فرساى تولید نسل از لحاظ طبیعت‏به عهده زن گذاشته شده است.آنچه در این كار از نظر طبیعى به عهده مرد است‏یك عمل لذت بخش آنى بیش نیست.این زن است كه باید این بیمارى ماهانه را(در غیر ایام كودكى و پیرى)تحمل كند،سنگینى دوره باردارى و بیمارى مخصوص این دوره را به عهده بگیرد،سختى زایمان و عوارض آن را تحمل نماید،كودك را شیر بدهد و پرستارى كند.
اینها همه از نیروى بدنى و عضلانى زن مى‏كاهد،توانایى او را در كار و كسب كاهش مى‏دهد.اینهاست كه اگر بنا بشود قانون،زن و مرد را از لحاظ تامین بودجه زندگى در وضع مشابهى قرار دهد و به حمایت زن برنخیزد،زن وضع رقت‏بارى پیدا خواهد كرد.و همینها سبب شده كه در جاندارانى كه به صورت جفت زندگى مى‏كنند، جنس نر همواره به حمایت جنس ماده برخیزد،او را در مدت گرفتارى تولید نسل در خوراك و آذوقه كمك كند.
بعلاوه زن و مرد از لحاظ نیروى كار و فعالیتهاى خشن تولیدى و اقتصادى،مشابه و مساوى آفریده نشده‏اند.اگر بناى بیگانگى باشد و مرد در مقابل زن قد علم كند و به او بگوید ذره‏اى از درآمد خودم را خرج تو نمى‏كنم،هرگز زن قادر نیست‏خود را به پاى مرد برساند.
گذشته از اینها و از همه بالاتر اینكه احتیاج زن به پول و ثروت از احتیاج مرد افزونتر است.تجمل و زینت جزء زندگى زن و از احتیاجات اصلى زن است.آنچه یك زن در زندگى معمولى خود خرج تجمل و زینت و خودآرایى مى‏كند برابر است‏با مخارج چندین مرد.میل به تجمل به نوبت‏خود میل به تنوع و تفنن را در زن به وجود آورده است. براى یك مرد یك دست لباس تا وقتى قابل پوشیدن است كه كهنه و مندرس نشده است،اما براى یك زن چطور؟براى یك زن تا وقتى قابل پوشیدن است كه جلوه تازه‏اى به شمار رود.اى بسا كه یك دست لباس یا یكى از زینت آلات براى زن ارزش بیش از یك بار پوشیدن را نداشته باشد.توانایى كار و كوشش زن براى تحصیل ثروت از مرد كمتر است،اما استهلاك ثروت زن به مراتب از مرد افزونتر است. بعلاوه زن باقى ماندن زن،یعنى باقى ماندن جمال و نشاط و غرور در زن،مستلزم آسایش بیشتر و تلاش كمتر و فراغ خاطر زیادترى است.اگر زن مجبور باشد مانند مرد دائما در تلاش و كوشش و در حال دویدن و پول درآوردن باشد،غرورش در هم مى‏شكند،چینها و گره‏هایى كه گرفتاریهاى مالى به چهره و ابروى مرد انداخته است در چهره و ابروى او پیدا خواهد شد.مكرر شنیده شده است زنان غربى كه بیچاره‏ها در كارگاهها و كارخانه‏ها و اداره‏ها اجبارا در تلاش معاشند،آرزوى زندگى زن شرقى را دارند.بدیهى است زنى كه آسایش خاطر ندارد،فرصتى نخواهد یافت كه به خود برسد و مایه سرور و بهجت مرد نیز واقع شود.
لذا نه تنها مصلحت زن،بلكه مصلحت مرد و كانون خانوادگى نیز در این است كه زن از تلاشهاى اجبارى خرد كننده معاش معاف باشد.مرد هم مى‏خواهد كانون خانوادگى براى او كانون آسایش و رفع خستگى و فراموشخانه گرفتاریهاى بیرونى باشد.زنى قادر است كانون خانوادگى را محل آسایش و فراموشخانه گرفتاریها قرار دهد كه خود به اندازه مرد خسته و كوفته كار بیرون نباشد.واى به حال مردى كه خسته و كوفته پا به خانه بگذارد و با همسرى خسته‏تر و كوفته‏تر از خود روبرو شود.لهذا آسایش و سلامت و نشاط و فراغ خاطر زن براى مرد نیز ارزش فراوان دارد.
سر اینكه مردان حاضرند با جان كندن پول درآورند و دو دستى تقدیم زن خود كنند تا او با گشاده دستى خرج سر و بر خود كند این است كه مرد نیاز روحى خود را به زن دریافته است;دریافته است كه خداوند زن را مایه آسایش و آرامش روح او قرار داده است و جعل منها زوجها لیسكن الیها(3)،دریافته است كه هر اندازه موجبات آسایش و فراغ خاطر همسر خود را فراهم كند،غیر مستقیم به سعادت خود خدمت كرده است و كانون خانوادگى خود را رونق بخشیده است;دریافته است كه از دو همسر لازم است لااقل یكى مغلوب تلاشها و خستگیها نباشد تا بتواند آرامش دهنده روح دیگرى باشد،و در این تقسیم كار آن كه بهتر است در معركه زندگى وارد نبرد شود مرد است و آن كه بهتر مى‏تواند آرامش دهنده روح دیگرى باشد زن است.
زن از جنبه مالى و مادى نیازمند به مرد آفریده شده است و مرد از جنبه روحى.زن بدون اتكاء به مرد نمى‏تواند نیازهاى فراوان مادى خود را-كه چندین برابر مرد است‏رفع كند.از این رو اسلام همسر قانونى زن(فقط همسر قانونى او را)نقطه اتكاء او معین كرده است.
زن اگر بخواهد آن طور كه دلش مى‏خواهد با تجمل زندگى كند،اگر به همسر قانونى خود متكى نباشد به مردان دیگر متكى خواهد شد.این همان وضعى است كه مع الاسف نمونه‏هاى زیادى پیدا كرده و رو به افزایش است.

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید