مذهب پروتستان شاخهاي از مسيحيت است که مباني آن نخستين بار توسط مارتين لوتر مطرح شد. پروتستانها امروز در بسياري از کشورها از جمله در آلمان، فرانسه، آمريکا، “افريقاي جنوبي”، “عربستان سعودي”، “ايران”، و… سکونت دارند.
واژه انگليسي پروتستان به معني معترض و مخالف سرسخت است و اين دليل به پيروان مکتب ديني پروتستانيسم اطلاق ميشود که آنها در مقابل شماري از قوانين کليساي کاتوليک روم ايستادند.
تاريخچه
در سال 1529 ميلادي، شاهزادهاي آلماني طرفدار دو مکتب کليساي روم و کليساي لوتران در دومين جلسه معروف به “Diet of Speyer” گرد هم آمدند. فرديناند شاهزاده اتريش با کمک اکثريت کاتوليک موفق به اجراي طرحي شد که براساس آن هرگونه تغييرات ‘ديگر’ در قانون اساسي ديني ايالات ممنوع شد. همچنين طبق اين طرح تمامي حقوق ملکي و امور عبادي در مناطق پروتستان به کاتوليکها واگذار ميشد، درحالي که پروتستانها در ايالات کاتوليک از چنين حقي محروم بودند.
شاهزادههاي شش ايالت و چهارده شهر آزاد طرفدار کليساي لوتران که توان وتو کردن اين تصميم را نداشتند، ‘اعتراض نامه’ معروف خود را تدوين کردند. آنها در يي آوريل اين اعتراض نامه را به امپراتور چارلز پنجم، برادر فرديناند، تقديم کرند و با اين اقدام لقب برجسته پروتستان را براي خود به ارمغان آوردند که از آن زمان تاکنون بخش عمدهاي از عالم مسيحيت را به خود جذب کردهاست. در اوايل قرن يي حدود شمار پيروان مکتب پروتستانيسم به ييي ميليون نفر ميرسيد.
شعبه ها – شاخههاي اصلي پروتستانتيسم
پروتستانتيسم يکي از سه شاخه اصلي مسيحيت است، که ريشه در اصلاحگرايي (رفورميسم) قرن يي دارد و پيروان آن از کليساي کاتوليک روم يا اورتدوکس شرقي پيروي نميکنند. اصلاحگرايي پايه شاخههاي متعددي از مذاهب پروتستان بود.
هواداران مارتين لوتر کيساهاي پروتستان آلمان و اسکانديناوي را تأسيس کردند؛ ژان کالون و اصلاحگرايان راديکالتر نظير هولدريخ زوينگلي کليساهاي اصلاحگرا را در سويس تأسيس کردند، جان ناخ که از شاگردان کالوين بود کليسايي از اين دست را دراسکاتلند تأسيس کرد.
شاخه مهم ديگري از مکتب ديني پروتستانيسم که کليساي انگليس و کليساي اسقفي نمونه بارز آن هستند، در قرن يي در انگلستان ظهور کرد. اين فرقه اکنون از نظر الهيات و ارکان پرستش بيش از ساير فرق پروتستانيسم به کليساي کاتوليک روم نزديک است. اصول اعتقادي فرقههاي مذهبي پروتستان به طور قابل توجهي باهم متفاوت است، اما همه آنها بر اين تأکيد دارند که در توضيح مسايل اعتقادي و دستورات ديني رهنمودهاي انجيل در اولويت قرار دارد؛ رحمت الهي از طريق ايمان و نه از طريق اعمال توجيه ميشود؛ و همينطور همه مؤمنان در مقام کشيش هستند.
مکتب پروتستان دستور العملهاي خود را مستقيما از کلام خدا استخراج ميکند، و در عبادت نيز رابط آنها با خدا، که کمال خشوع است، تنها مسيح است؛ در حالي که پيروان کليساي کاتوليک روم از تعاليم کليساي خود پيروي ميکنند، و در عبادت نيز از طريق توسل به مريم عذرا و قديسان به راز و نياز با مسيح ميپردازند (در اينجا بايد به اين نکته توجه داشت که بر اساس تعاليم انجيل مرده چيزي نميداند و ارتباط با مردگان، از طريق حرف زدن يا رازونياز با شخص مرده، مکروهاست).
سه اصل اساسي پروتستانيسم از اين اصل کلي آزادي اوانجليکال، و رابطه مستقيم فرد مؤمن با مسيح سرچشمه ميگيرد: ي.) تنها انجيل سرچشمه تعاليم است ي.) تنها از طريق رحمت مسيح رستگاري حاصل ميشود ي.) همه مؤمنان در مقام کشيش هستند.
منظور از اينکه تنها انجيل سرچشمه تعاليم است، اين است که مؤمنان هيچ نيازي به وحي تو الهام اضافي و اصول اعتقادي جديد که مغاير ‘کلام مقدس خدا’باشد ندارند.
مارتين لوتر
متولد يييي، آيلبرن، ساکسوني آلمان، از شخصيتهاي کليدي مکتب پروتستانيزم بود و امروزه پروتستانها بر اين باورند که لوتر آنها را از اسارت کليساي روم رهاند. با اين حال لوتر تنها نصف راه را رفت. همکار وي فيليپ ملانگتون و مربي وي فون کارل استات از کساني بودن که فعالانه راه لوتر را ادامه ميدادند. آنها در اثر تهديدات موجود مجبور شدند به سوئيس فرار کنند و در آنجا آثاري را منتشر کردند که به نوشتههاي اورلاموند معروف شد. آنها در اين آثار مباحثي را ترويج کردند که به گفته آنها مارتين لوتر در انتشار آن کوتاهي کرده بود. مارتين لوتر بيشتر به اين خاطر مشهور است که انجيل را از دست کليساي روم نجات داد. او تا جايي که امکان داشت تعليمات انجيل را از تصرفات آنهايي که خود را مظهر تقوي ميدانستند پاک کرد. گفتني است لوتر دشمن سرسخت يهوديان بود.
ديگر اصلاحگران پروتستان
جان هاس
اهل پراگ، متولد يييي، او در دانشگاه به مطالعه آثار وايکليف (Wycliffe) پرداخت، و با آنکه همه تفکرات ديني وي را قبول نداشت، هر دوي آنها از اين اين اقدام کليسا که خود را به تعاليم کتب مقدس منسوب ميکرد سخت برآشفته بودند وبه همين خاطر به مخالف سرسخت قدرت پاپ مبدل شدند. (2)
جروم
اهل پراگ، متولد يييي ميلادي، که عليه فساد اخلاقي کشيشها جنگيد. توماس بيلني. بيلني متولد يييي در نورويچ انگلستان، که يک اصلاحگر نه چندان نامدار انگليسي است. او از کالج ترينيتي دکتراي حقوق گرفت و در سال يييي به عنوان کشيش فعاليت مدهبي خود را رسما آغاز کرد. او نيز همانند لوتر بر اين باور بود که اعمال نيک به تنهايي کسي رانجات نخواهد داد.
توماس کارترايت
رهبر فرقه پاکدينان(پيوريتان) بود. اين فرقه از پروتستانهاي انگلستان بودند که زمان ملکه اليزابت عليه سنن مذهبي قيام نمودند وطرفدار سادگي در نيايش بودند. فرقه پاکدينان از وضعيت آن زمان اور در کليساي انگلستان راضي نبود؛ آنها مشتاقانه در صدد اين بودند که اصلاحات پروتستاني را در سطح وسيعتري اجرا کنند. در سال يييي، کرسي الهايات دانشگاه کمبريج را به دست آورد. هنگامي که ملکه انگلستان به عنوان رئيس کليساي انگليس انتخاب شد، شکل عبادت را اصلاح کرد که اجازه ميداد واعظان تنها کلاه چهارگوش، خرقه، گردن پوش، يا رداي کتاني بپوشند. در مارس يييي علماي ديني لندن مجبور شدند که لباس اجباري را بپوشند. از تعداد ييي کشيش، يي نفر اعتراض کرند، و همين باعث شد بسياري از کليساها خالي بماند.
پروتستانهاي بنيادگرا
اين فرقه در فاصله يييي تا يييي شکل گرفت، اين گروه بر حقيقتي که در معناي تحت الفظي انجيل وجود داشت تأکيد داشتند. بعد از محاکمه اسکوپز که به محاکمه ميمون معروف شدهاست، پروتستانهاي بنيادگرا آشکارتر عقايد خود را ترويج کرند و خود را از مسيحيت ليبرال متمايز کردند. محاکه ميمون که در سال يييي در ديتون در ايالت تنسي ايالات متحده آمريکا صورت گرفت، يک معلم به خاطر تدريس تئوري تکامل تدريجي داروين که مغاير با قوانين ايالتي بود به پرداخت ييي دلار جريمه محکوم شد.(3)
مسيحيت به سه شاخه کاملا جدا و مخالف يکديگر يعني کليساي کاتوليک روم، ارتدکس و پروتستان تقسيم شده است. کشورهاي جنوب اروپا و آمريکاي لاتين عمدتا کاتوليک، کشورهاي شمال اروپا و ايالات متحده آمريکا پروتستان و پيروان کليساي ارتدکس در اروپاي شرقي هستند.
اين سه کليسا در اعتقادات ديني و مراسم عبادي کاملا ازيکديگر جدايند و مانند سه دين مختلف عمل مي کنند و حتي انجيل کليساي پروتستان با انجيل کليساي کاتوليک تفاوت زيادي دارد. کليساي کاتوليک و پروتستان از پنج قرن گذشته عليه يکديگر مبارزه کرده اند، به گونه اي که بسياري از جنگ هاي قرن هاي هفدهم و هجدهم ميلادي برخاسته از اهداف و آرمان هاي کاتوليکي و پروتستاني بوده است که نمونه زنده آن درجهان معاصر درگيري مسلحانه و دائمي بين پيروان کليساي کاتوليک و پروتستان درايرلندشمالي است.(1)
تاکنون بيش از يک هزار فرقه و کليساي مختلف در درون پروتستانيسم ظهورکرده و هنوز هم تعداد فرقه هاي جديد در پروتستانيسم روبه افزايش است و آمريکا مرکز توليد فرقه هاي جديد در پروتستان مي باشد.
يکي از ويژگي هاي کليساي پروتستان رابطه بسيار نزديک آنها با دولت هاي اروپايي مي باشد و اين دولت ها براي ترويج مسيحيت پروتستان ازمبلغان خود درکشورهاي جهان سوم حمايت هاي گسترده مالي، تبليغاتي و سياسي مي کنند؛ به عنوان مثال در انگليس دولت و کليساي پروتستان ازهم جدا نيست و ملکه انگليس در رأس دولت و کليسا قراردارد.
مکتب نوظهور صهيونيسم مسيحي
اصول و مباني جريان مبلغان انجيل در آمريکا و انگليس حمايت همه جانبه عقيدتي و سياسي از صهيونيسم مي باشد و آنها اعتقاد دارند که پيروان کليساي پروتستان براي ظهور دوباره مسيح بايد چند خواسته مسيح راکه در تفاسير انجيل در قرن بيستم به عنوان پيشگويي هاي انجيل بيان شده، عملي نمايند. اين جريان نوظهور در پروتستانيسم با عنوان “صهيونيسم مسيحي” (Christian Zionism) شهرت دارد. اين جريان صهيونيسم مسيحي يک پديده جديد ديني سياسي در مسيحيت است که براي اولين بار توسط کليساي انگليس در اواخر قرن نوزدهم ميلادي به وجود آمد. پروتستان هاي مقيم آمريکا و انگليس اين جريان نوظهور را “عملي نمودن خواسته هاي مسيح” و “عملي نمودن پيشگويي هاي انجيل” نيز مي نامند.
در اين زمينه در اواخر قرن نوزدهم مطابق افکار جديد جان داربي انگليسي، يک مفسر معروف انجيل از آمريکا به نام سايرس اسکوفيلد (Cyrus Scofield) تفسير انجيل را تحرير کرد و تفسير انجيل وي امروزه معتبرترين تفسير انجيل براي پروتستان هاي سراسر جهان محسوب مي شود و بهترين مرجع براي انجيل شناخته شده است.
پيروان اين مکتب خود را از مبلغان انجيل مي دانند و اعتقاد دارند پيروان اين مکتب مسيحيان دوباره تولد يافته مي باشند که فقط اينان اهل نجات خواهند بود و ديگران هلاک خواهند شد. از ويژگي هاي ممتاز پيروان اين مکتب اعتقاد راسخ و تعصب خاص به صهيونيسم مي باشد و تعصب اين مسيحيان به صهيونيسم بيش از صهيونيست هاي يهودي مقيم اسرائيل و آمريکا مي باشد.
رهبران مذهبي فرقه هاي پروتستان درايالات متحده و انگليس که به اين مکتب نوظهور “خواسته هاي مسيح” اعتقاد دارند، دردهه 1990 م اعتقادات يادشده را بشدت درجامعه آمريکا و اروپا تبليغ کرده اند و در 10 سال گذشته در آمريکا دراين زمينه دهها کتاب منتشر شده و فيلم هاي گوناگوني به نمايش درآمده اند.
صهيونيسم مسيحي درآمريکا
رهبران ديني و سياسي پروتستان در انگليس و آمريکا درحقيقت بانيان اصلي صهيونيسم مي باشند. بعد ازاين که “جان داربي” کشيش معروف کليساي انگليسي نظريه صهيونيسم مسيحي را براي اولين بار به عنوان “عملي نمودن خواسته هاي مسيح” و تحقق پيشگويي هاي انجيل ترويج کرد، دو نفر از کشيشان برجسته پروتستان مقيم آمريکا به نام هاي” دي. ال. مودي” و “ويليام بلاکستون”. صهيونيسم مسيحي را دراين کشور تبليغ کردند.
بلاکستون دردهه 1880براي مهاجرت يهوديان از سراسر جهان به سرزمين فلسطين با رهبران سياسي و ديني و سرمايه داران بزرگ مسيحي درايالات متحده آمريکا ملاقات کرد و آنها را متقاعد نمود که ازدولت واشنگتن بخواهند براي به وجود آوردن کشور اسرائيل درفلسطين کوشش نمايد.
درسال 1891 “ويليام بلاکستون” نامه اي را که بعدا به “نامه بلاکستون” معروف گرديد تقديم رئيس جمهوري وقت آمريکا “بنجامين هاري سون” نمود. دراين نامه 413 نفر از رهبران ارشد سياسي و ديني و سرمايه داران بزرگ آن زمان درآمريکا از دولت خود درخواست کرده بودند که دولت واشنگتن به وظيفه الهي و ملي خود عمل کند و درفلسطين کشوري براي يهوديان به وجود آورد و براي بازگشت يهوديان به فلسطين، بايد کمک هاي مالي، سياسي و نظامي خود را دراختيار نهضت صهيونيسم بگذارد. اين نامه را حتي اسقف اعظم آن زمان کاتوليک هاي ايالات متحده کاردينال گيبن امضاء کرده بود.(4)
در سال 1908م بلاکستون کتابي با عنوان “مسيح مي آيد” را تأليف کرد. در اين کتاب نويسنده به مسيحيان جهان وعده داده بود در سالي که در فلسطين کشور صهيونيستي اسرائيل تأسيس گردد، مسيح دوباره ظهور خواهد کرد. براي رسيدن به اين هدف، دولت لندن با تهاجم هاي فرهنگي و نظامي خلافت عثماني ترکيه را متلاشي نمود و در جنگ جهاني اول ارتش انگليس سرزمين فلسطين را تصرف کرد. در سال 1917 م هم “آرتوربالفور” وزير امور خارجه وقت انگليس در بيانيه اي تعهد نمود دولت لندن به يهوديان سراسر جهان براي مهاجرت به فلسطين کمک کند و در تشکيل کشور اسرائيل در فلسطين فعاليت نمايد
مسيحيت صهيونيسم بر بقاء يهوديان خاصه يهوديان صهيونيست و بازگشت آنها به سرزمينهاي اشغالي فلسطين تاکيد مي ورزد. پيروزيهاي سربازان تا دندان مسلح يهودي – پيشرفت صنعتي اسرائيل حتي حاصلخيزي خاک و فراواني گل و ميوه – را در سرزمينهاي اشغالي مورد توجه قرار ميدهد. تا جائي که همه اين موارد را معجزه الهي مي داند. مسيحيت صهيونيسم حمايت از اسرائيل را مستند به کلمات حضرت موسي و انبياء بني اسرائيل ميکند. و اعتقاد دارد که ظهور دولت يهود در سرزمينهاي اشغالي به فرمان خدا صورت گرفته است. به اعتقاد اين گروه طرح و نقشه خدا بر اين تعلق گرفته است که اسرائيل مايه برکت سائر ملل باشد. مسيحيت صهيونيسم از اسرائيل حمايت ميکند: چون اسرائيل را مهد دمکراسي و سرزمين آزاديهاي فردي و حاکميت قانون مي داند. اسرائيل را سرزميني با حاکميت مردم سالار ميشناسد. که اطراف آن را حکومتهاي ديکتاتور که مانع آزاديهاي فردي هستند در بر گرفته است. حکومتهائي که تصميم دارند به نظام فئودالي و ملوک الطوائفي قرن هشتم عربستان بازگردند.
مسيحيان صهيونيست
تنهابخاطر موارد بالا از اسرائيل حمايت نمي کنند. بلکه آنان خدائي که با موسي در سينا سخن گفته است را خداي خود مي دانند. ابراهيم اسحاق و يعقوب را روساي روحاني خود مي خوانند. ارمياي نبي حزقيل و دانيال را نيز پيامبران خود مي دانند. داوود را بعنوان پادشاه – قهرمان خود به حساب مي آورند. اورشليم را شهر مقدس و پايتخت معنوي خود قلمداد مي کنند. و استمرار حاکميت يهود بر سرزمينهاي اشغالي را دفاع از منافع خود مي دانند. (5)
مسيحيت صهيونيسم حزب الله و حماس را آدم کش و تروريست مي خواند و در مبارزه خود را طرف اسرائيل مي داند. مسيحيت صهيونيسم متعهد شدن اسرائيل به تعهدات الزام آور جهاني را خودکشي و انتحار مي نامد. و از دوستان اسرائيلي خود توقع دارد تن به هيچ تعهدي ندهند. به اعتقاد اين فرقه ياسر عرفات رهبر حکومت خودگردان – حزب الله و جهاد اسلامي – صلح نمي خواهند. آنها ويراني اسرائيل را خواستارند. به اعتقاد اينان اگر سرزمين فلسطيني با حاکميت مقتدر در قلب اسرائيل محقق شود راه ورود سلاحهاي مدرن با کمال رازپوشي و با پوشش ديپلماتيک هموار شده دفاع اسرائيل از خود بشدت بخطر خواهد افتاد. مسيحيت صهيونيسم شعار زمين در مقابل صلح را يک توهم ستمگرانه مي داند.
منابع کمکي در تدوين اين مقاله
(1)- دکتر حيدررضا ضابط -نگاهي به پيوند پروتستان و صهيونيسم
(2)- قهرمانان اصلاحگري، يييي، ص يي)
(3)- دانشنامه بريتانيک
(4)- نگاهي به پيوند پروتستان و صهيونيسم
(5)- نگاهي به پيوند پروتستان و صهيونيسم
منبع: / خبرگزاري / فارس
نويسنده : علي معروفي