نقش احساسات در روابط زناشويي چيست؟

نقش احساسات در روابط زناشويي چيست؟

کليد موفقيت در روابط زناشويي بيان احساسات واقعي و شفاف خود و گفتن حقايق عاطفي و احساسي به فرد مقابل می‌باشد. اما همه می‌دانیم که پيش از بيان اين احساسات واقعي به ديگران بايد خود از وجود آن‌ها آگاه و مطلع باشيم و بتوانيم درباره آن‌ها فکر کنيم و به‌اصطلاح با استفاده از فراشناخت به نحوه و علل وقوع آن‌ها اشراف يابيم.
مقدمه
آيا تا به حال شده است وقتي واقعاً ناراحت هستيد بخنديد ؟ آيا تا به حال اتفاق افتاده است که وقتي واقعاً ترسیده‌اید عصباني شده باشيد و رفتار عصبي و آزارنده‌ای از خود نشان داده باشيد ؟ يا وقتي خودتان احساس گناه کرده‌اید فرد ديگري را سرزنش کرده باشيد ؟
همه ما کم و بيش تجربيات مشابهي در اين زمينه داريم. اما چرا انسان گاهي اوقات در پاسخ به موقعیت‌های خاص عکس‌العمل مناسب و در خور موقعيت نشان نمی‌دهد و با نشان دادن عکس‌العمل‌های ناسازگار با موقعيت شرايط را از آنچه هست خراب‌تر می‌کند ؟
ما در اين مجال سعي داريم نقش لایه‌های عميق احساسات را در شکل گيري شخصيت ، روابط بين فردي و خصوصاً روابط زناشويي بررسي کنيم.
حقيقت گويي به خود
درباره نقش مثبت حقيقت در سلامت روحي و روابط بين فردي مقالات بی‌شماری به چاپ رسيده است و ما در اين بحث قصد تکرار اين موارد را نداريم و تنها سعي داريم از زاویه‌ای اختصاصی‌تر نقش حقيقت گويي به خود را در روابط زناشويي بررسي کنيم. واقعيت اين است که ما معمولاً بزرگ‌ترین و مخرب‌ترین دروغ‌ها را به خود می‌گوییم و با توجه به نقش عظيم روابط عاطفي در پايداري و کيفيت روابط زناشويي ، دروغ‌هاي عاطفي و سرکوب احساسات خود ، بزرگ‌ترین تهدیدها براي زندگي زناشويي هستند.
رابطه سرکوب احساسات و مکانیزه​هاي دفاعي
کليد موفقيت در روابط زناشويي بيان احساسات واقعي و شفاف خود و گفتن حقايق عاطفي و احساسي به فرد مقابل می‌باشد. اما همه می‌دانیم که پيش از بيان اين احساسات واقعي به ديگران بايد خود از وجود آن‌ها آگاه و مطلع باشيم و بتوانيم درباره آن‌ها فکر کنيم و به‌اصطلاح با استفاده از فراشناخت به نحوه و علل وقوع آن‌ها اشراف يابيم.
اما سؤال مهم اين است : چرا احساسات واقعي ما از حيطه هوشیاری‌مان بيرون می‌مانند ؟
جواب ، ساده و در عين حال عميق است ؛ انسان در سازمان رواني خود از فرایندهایی استفاده می‌کند که وي را از استرس ، اضطراب و ناراحتي دور نگه می‌دارد. اين فرايندها که براي اولين بار توسط زيگموند فرويد به‌صورت جداگانه و طبقه بندي شده مطرح شدند اصطلاحاً مکانیزه‌های دفاعي گفته می‌شود که از معروف‌ترین و تأثیرگذارترین مفاهيم روانشناسي در قرن بيستم بوده است که تقریباً کم و بيش از طرف اکثر مکاتب روانشناسي مفاهيم پایه‌ای آن مورد قبول قرار گرفته است.
بر اساس اين مکانیزه‌ها که معروف‌ترین و پایه‌ای‌ترین آن‌ها مکانیزه سرکوب می‌باشد افکار و احساسات ناخوشايند آدمي به‌طور خودکار از حيطه هوشياري وي به سرزمين ناهشیار انتقال می‌یابد و ما در زندگي روزانه خود و در حيطه هوشياري ، از وجود اين احساسات آگاه نخواهيم بود. اما اين موارد سرکوب شده به زندگي خود در مرزهاي ناهشیار ادامه می‌دهند و تأثيرات خود را در زندگي ما به‌جای می‌گذارند.
حال اگر اين مکانیزه‌ها در سرکوب احساسات ناخوشايند و افکار تلخ به کار می‌افتند و آن احساساتي که ما را می‌آزارند در اين فرايند به‌ظاهر فراموش می‌شوند . بدين صورت ما در بيان آگاهانه حقايق احساسي خود ناخواسته ناتوان می‌شویم و هم به خود و هم به شريک زندگي خود دروغ می‌گوییم و همين عدم بازگويي حقايق به‌تدریج روابط عاشقانه ما را از هم می‌پاشد.
حال بايد ببينيم ما در اين سرکوب احساسات چه لایه‌های را از حيطه هوشياري خود می‌رانیم.
پنج لايه احساسات
فرض کنيد در حال دعوا با همسر خود هستيد و سخت به خشم آمده‌اید و او را به باد سرزنش گرفته‌اید و همه تقصيرات را متوجه او کرده‌اید . اما آيا تا به حال بي اين موضوع فکر کرده‌اید که چرا شما خشمگين هستيد ؟ جواب اکثر افراد اين است که ايشان کار خطايي انجام داده است و مرا عصباني کرده است. ولي جواب عمیق‌تری هم هست از زاویه‌ای ديگر :
ما در روابط ميان فردي معمولاً از کساني خشمگين می‌شویم که به هر طريق براي ما مهم‌تر هستند. نکته جالبي است . لحظه‌ای تأمل کنيد . اگر از همسر خود خشمگين هستيد اين خشم ، نشانه عشق و علاقه شماست به ايشان. شايد عجيب به نظر برسد ولي واقعيت دارد . در پس هر خشمي در زندگي زناشويي علاقه‌ای پنهان است.
احساسات ما نسبت به شريک عاطفی‌مان در پنج سطح طبقه بندي می‌شود :
1- خشم
2- آزردگي و غم
3- ترس و عدم امنيت
4- گناه و پشيماني
5- عشق
شما می‌توانید اين لایه‌ها به کوه يخي تشبيه کنيد که قسمت اصلي آن در زير آب قرار دارد و قسمت کمي از آن در معرض ديد شما قرار دارد و اين قسمت کوچک همان خشمي است که شما در حيطه آگاهي خود تجربه می‌کنید و چهار لايه بعدي در زير آب و در خارج از حيطه هوشياري قرار دارد.
ولي در واقع وقتي شما احساس خود را به‌صورت خشم ابراز می‌کنید چهار سطح ديگر احساسات نيز در سازمان رواني شما در حال فعالیت‌اند ولي از حيطه هوشياري و آگاهي شما خارج‌اند و شما آن‌ها را لمس نمی‌کنید. حال اگر همه اين سطوح احساسات را لمس نکنيد مسلماً نمی‌توانید آن‌ها را به‌طرف مقابلتان انتقال دهيد و تبعات منفي اين احساسات سرکوب شده در وجود شما باقي می‌ماند و در ابراز عشق و محبت شما به شريک زندگی‌تان خلل بزرگي ايجاد می‌شود.
فرض کنيد همسر شما به نشانه قهر از منزل بيرون رفته است و شما بسيار خشمگين شده‌اید . اگر به دنبال راه حلي عملي و ماندگار براي حل مشکل و تحکيم روابط هستيد بايد هر پنج سطح احساسات خود را به همسرتان انتقال دهيد :
« واقعاً عصباني شدم که رفتي ( خشم )
وقتي رفتي غمگين شدم ( آزردگي و غم )
می‌ترسیدم برنگردي ( ترس )
متأسفم که روز تولدت رو فراموش کردم ، عذر می‌خواهم ( گناه و پشيماني )
من دوستت دارم ( عشق ) »
در اين ابراز احساسات ، شما تمام پنج سطح احساسات خود را شناخته‌اید و آن را تمام و کمال ابراز داشته‌اید . اين گونه سخن گفتن ، همه مشکلات ، سوءتفاهم‌ها و درگیری‌ها را از بين می‌برد . زيرا شما عشق خود را ابراز کرده‌اید . جان گري نظريه پرداز معروف روابط زناشويي در اين باره چنين می‌گوید :
« مشکل هنگامي پيش می‌آید که شما خشم و آزردگي خود را ابراز کرده و تمام حقيقت را نمی‌گویید و عشقي را که در زير اين احساسات نهفته است را ناديده گرفته و بيان نمی‌کنید.
در زیر تمام احساسات منفي ، عشق و ميل به ارتباط نهفته است . تنها راه نشان دادن عشق و برملا ساختن آن اين است که تمام احساسات ديگرمان که روي هم انباشته شده است را بيان داريم . »
در پايان کلام
اگر نتوانيم عواطف منفي خود را احساس کنيم ، کم‌کم قدرت درک و احساس عواطف مثبت را نيز از دست می‌دهیم . تغيير عادات در نحوه بيان خواسته‌ها و احساساتمان یک‌روزه ميسر نمی‌شود و نياز به انگيزه و ممارست دارد.
در اولين گام شناخت و پذيرش ساير ابعاد احساسات و تأثير آن‌ها بر روابط زناشويي بسيار مؤثر است.
در دومين گام، آگاهي و زير نظر گرفتن نحوه بيان و محتواي گفتارمان در لحظات بحراني و در زندگي روزانه در يک دوره زماني مشخص بسيار ضروري است.
در سومين گام که هم‌زمان با گام دوم بايد اجرا شود ما می‌توانیم با اجرا و تمرين اين نحوه بيان و گفتار در کنار تغيير نگرش‌هایمان به موفقيتي ماندگار در روابطمان دست پيدا کنيم.
در آخرين گام ، انتقال اين اطلاعات به‌طرف مقابلمان و آشنا کردن وي با اين نگرش‌ها و محتواي پنجگانه احساسات و نحوه بيان و تمرين عملي اين روش‌ها با وي تکميل کننده موفقيت ما خواهد بود. 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید