پرسش. چگونه ممکن است از سویی حضرت علی علیه السلام در هنگام نماز خارج کردن تیری از پایش را متوجه نشود و از سویی دیگر متوجه سائلی بشود و در حین نماز انگشتر خود را به او هدیه بدهد؟
پاسخ: در مورد حال نماز حضرت علی علیه السلام باید گفت: آن حضرت در اثر ارتباط نزدیک معنوی با حضرت حق غرق در تماشای جمال ذات خداوند میشد، نه اینکه بیهوش بشود و حواس خود را از دست بدهد. بنابراین شنیدن صدای گدا و کمک به او، خلاف توجّه او به خدا نیست بلکه عین توجه به خداست. حضرتش همانگونه که برای خدا ذکر میگوید، برای خدا هم انفاق میکند؛ به همین جهت آیه ولایت در شأن امیرمؤمنان علی علیه السلام نازل شد. پس توجیه این دو حالت به این است که امور جسمانی در حالت وحدت و توجه عمیق به خداوند فراموش میشود؛ پس آن حضرت علیه السلام درد در آوردن تیر را احساس نمیکند ولی آنچه در مسیر الهی قرار میگیرد، در دید حضرت است؛ همانند سیستم گیرنده امواج تلویزیونی که هر آنچه در مسیر است دریافت میکند. وجود نازنین آن حضرت آنچه را در مسیر توجه به خداوند قرار دارد درک میکند.
اینکه حضرت علی علیه السلام آنقدر توجه عمیق به خدا دارد که جسم خود را فراموش کرده است، امر بعیدی نیست؛ چنان که در قرآن آمده: زنهای مصر در مقام دیدن جمال یوسف خود را فراموش کردند و دست خود را بریدند. (یوسف:۳۱)
حضرت علی علیه السلام با چشم دل خود، جمال الهی را مشاهده میکرد و در آن حال که زیبای مطلق را میدید از جسمش غافل میشد که اگر بدنش را قطعه میکردند، نیز متوجه نمیشد.
نکته دیگر در وجه جمع این دو واقعه آن است که عرفا در سیر به عالم ملکوت ۴ سفر تعریف میشود؟ سفر اول سفر انسان از خویش به سوی خدا، سفر دوم سفر انسان همراه با خدا در خدا تا خدا را بشناسد، سفر سوم سفر انسان با خدا به سوی خلق خدا و سفر چهارم سفر انسان با خدا در میان خلق خدا برای نجات آنها.
در آوردن تیر از پای حضرت مربوط به سفر اول است و حالت توجه به فقیر مربوط به سفر سوم است و کمک به سائل و دادن انگشتری مربوط به سفر چهارم است.
نزول آیه ولایت دلیل بر فضیلت و اهمیت این انفاق حضرت علیه السلام است که فرمود:
اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ ورَسولُهُ والَّذینَ ءامَنوا اَلَّذینَ یُقِیمونَ الصَّلوهَ ویُؤتونَ الزَّکوهَ وهُم رکِعون(مائده: ۵۵)
تنها ولیّ و سرپرست شما خداست و رسول او و آنان که ایمان آوردهاند؛ کسانی که نماز میگذارند و در حال رکوع صدقه میدهند.
در انسانهای عادی توجه به یک موضوع او را از توجه امور دیگر بازمیدارد امّا برای اولیای الهی که به مقام «جمع الجمع» رسیدهاند، این امکان وجود دارد که در آن واحد، به امور متعددی توجه کنند. این قدرت الهی است که به اولیای خودش عطا میکند؛ چنانکه خداوند به سبب توجه به فردی یا شأنی از دیگر امور غافل نیست؛ یا مَنْ لا یَشْغَلُهُ شأنٌ عَنْ شأنٍ. (فرازی از دعای جوشن کبیر.)