پرش به محتوای اصلی
امروز: چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

نمونه ‏اى از تفسیر قرآن با قرآن

نمونه ‏اى از تفسیر قرآن با قرآن

نکته مهمی که در بررسی قرآن باید به آن توجه داشت این است که در درجه اول می باید قرآن را به کمک خود قرآن شناخت. مقصود این است که آیات قرآن مجموعاً یک ساختمان بهم پیوسته را تشکیل می دهند. یعنی اگر یک آیه از آیات قرآن را جدا کنیم و بگوییم تنها همین یک آیه را می خواهیم, شیوه درستی اتخاذ نکرده ایم. البته ممکن است فهم ما از همان یک آیه درست باشد, اما این کاری است از احتیاط بیرون. آیات قرآن برخی مفسر برخی دیگر است. القرآنُ یُفَسِرُ بَعضُهُ بَعضاً و همان طوری که برخی مفسران بزرگ گفته اند, ائمه اطهار این روش تفسیری را تأیید کرده اند. قرآن در بیان مسائل شیوه ای مخصوص به خود دارد. در بسیاری از موارد اگر یک آیه تنها را از قرآن اخذ کنید بدون اینکه آن را بر آیات مشابه عرضه بدارید, مفهومی پیدا می کند که با مفهوم همان آیه وقتی که در کنار آیات هم مضمون قرار گرفته است, بکلی متفاوت است. به عنوان نمونه از شیوه خاص قرآن, می توان از آیات محکم و آیات متشابه نام برد. آیات محکم مرجع آیات متشابه به حساب می آیند.
آیات متشابه برای فهمیدن و تدبر کردن هستند, اما در آنها باید به کمک آیات محکم تدبر کرد. بدون کمک آیات مادر آنچه که از آیات متشابه به اخذ شود درست و معتبر نخواهد بود.

خداوند متعال در چندين جا از كلام خود ميفرمايد: الله خالق كل شى ء (سوره زمر آيه 62) ترجمه: آفريننده هر چيز-هر چه كلمه شى ء بر آن اطلاق ميشود جز خدا-خدا است اين مضمون در چهار جا از قرآن مكرر شده، و بموجب آن هر چه در جهان آفرينش فرض شود آفريده خدا است و هستى آن ازوست. البته نبايد ازين نكته غفلت كرد كه قرآن در صدها آيه عليت و معلوليت را تصديق ميكند و فعل هر فاعلى را بخود آن فاعل نيز نسبت ميدهد آثار اشيا را مانند سوزانيدن آتش و رويانيدن زمين و بارانيدن آسمان از آن آنها ميداند افعال اختياريه انسان را بپاى خود انسان مينويسد. و در نتيجه كننده هر كار همانا صاحب آن كار است ولى هستى بخش و وجود دهنده كار و صاحب كار خدا است و بس.

و پس از اين تعميم كه بآفرينش داد ميفرمايد: الذى احسن كل شى ء خلقه (سوره الم سجده آيه 7) ترجمه:خدائى كه هر آنچه آفريد زيبا قرار داد به موجب انضمام اين آيه بآيه گذشته زيبائى با آفرينش دوش بدوش هم پيش ميروند و هر چه در جهان هستى داراى هستى است داراى زيبائى است و جز زيبائى صفتى ندارد.و نيز نبايد ازين نكته غفلت داشت كه قرآن در آيات بسيارى خير در مقابل شر و نفع در مقابل ضرر و همچنين نيك در برابر بد و زيبا در برابر زشت را تصديق ميكند و بسيارى از كارها و كردارها و پديده ها را بد و زشت ميشمارد ولى چيزى كه هست اينهمه بديها و زشتيها و ناگواريها از راه نسبت و مقايسه پيدا ميشود و وجود قياسى و نسبى دارند نه نفسى. مثلا مار و كژدم بد هستند ولى نسبت بانسان و حيواناتى كه از نيش آنها متضررند نه نسبت بسنگ و خاك.مزه تلخ و بوى مردار منفورند ولى نسبت بذائقه و شامه انسان نه نسبت بهمه.پاره اى از رفتارها و كردارها زشت هستند ولى نسبت بنظام اجتماعى انسان نه در هر نظامى و نه با قطع نظر از نظام اجتماع.

آرى اگر از نسبت و مقايسه دمى صرف نظر شود دست بروى هر چه گذاشته شود جز اندامى زيبا و هستى حيرت بخش و خيره كننده اى بچشم نخواهد خورد و جلوه زيبائى جهان هستى از توانائى وصف و بيان بيرون است زيرا خود وصف و بيان از زيبايان جهان هستى ميباشد. در حقيقت آيه شريفه نامبرده ميخواهد روى مردم را از زشت و زيباى قياسى و نسبى برگردانيده متوجه زيبائى مطلق نمايد و افهام را با نظر كلى و عمومى مجهز سازد. پس از دريافت اين تعليم بصدها آيات قرآنى برميخوريم كه با بيانات گوناگون موجودات جهان هستى را تنها تنها و دسته دسته و گروه گروه و نظامهاى جزئى و كلى را كه در آنها حكومت ميكند آيه و علامت خداى تعالى معرفى ميكند و آنها را از هر جهت كه فرض شوند (درست تامل شود) نشان دهنده خداى متعال مي شمارد. ما ازين بيانات با عطف نظر بدو آيه گذشته مى فهميم كه اين زيبائى بهت آور كه سراسر جهان هستى را از دو سوى گرفته همانا زيبائى ساحت كبريائى است كه از راه آيات آسمانى و زمينى مشاهده ميشود و هر يك از اجزاء جهان دريچه ايست كه بخشى از فضاى دلنشين و نامتناهى بيرون از خود را ارائه ميدهد و هيچكدام از خود چيزى ندارد.

و ازين روى قرآن كريم در آيات ديگرى هر جمال و كمال را از آن ساحت كبريا مي شمارد چنانكه ميفرمايد: هو الحى لا اله الا هو (سوره مؤمن آيه 65) ترجمه:اوست زنده خدائى جز او نيست( ان القوه لله جميعا )سوره بقره آيه 165( ترجمه:اينكه همه قوه و نيرو از آن خدا است) فان العزه لله جميعا (سوره نساء آيه 139) ترجمه:بدرستى همه عزت از آن خدا است.( و هو العليم القدير و هو السميع البصير الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنى (سوره طه آيه 8) ترجمه:خدا جز او خدائى نيست هر نامى كه نيكوتر است از آن اوست) به مقتضاى اين آيات همه زيبائيهائى كه در جهان هستى جلوه گر است حقيقت آن از آن ساحت كبريا ميباشد و براى ديگران چيزى جز مجاز و عاريت باقى نمى ماند.

در تاكيد اين بيان قرآن مجيد با بيانى ديگر توضيح ميدهد كه جمال و كمال در هر يك از آفريده هاى جهان محدود و متناهى است و نامحدود و نامتناهى آن پيش خدا است. انا كل شى ء خلقناه بقدر (سوره قمر آيه 49) ترجمه:ما هر چيز را همراه اندازه اى آفريديم و ان من شى ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم  (سوره حجر آيه 21) ترجمه:هيچ چيزى نيست مگر اينكه نزد ما خزينه هائى دارد و آنرا پائين نمي فرستيم مگر باندازه اى معين و شناخته شده.(انسان با پذيرفتن اين حقيقت قرآنى دفعه خود را در برابر يك جمال و كمال نامتناهى خواهد ديد كه از هر سو بوى احاطه داشته هيچ خلاى در مقابل آن وجود ندارد و هر جمال و كمال را حتى خود را كه يكى از آن آيات ميباشد بدست فراموشى سپرده مجذوب و دلباخته خواهد گرديد چنانكه ميفرمايد و الذين آمنوا اشد حبا لله (سوره بقره آيه 165) ترجمه:كسانى كه ايمان آوردند بخدا بيشتر از هر چيز مهر دارند).

و اينجا است كه چنانكه لازمه و خاصه مهر و محبت است استقلال و اراده خود را تسليم خداى متعال نموده و زير سرپرستى مطلق وى ميرود و تحت ولايت خدا قرار ميگيرد چنانكه ميفرمايد: و الله ولى المؤمنين (سوره آل عمران آيه 68) ترجمه:خدا سرپرست مؤمنين است و خداى متعال نيز چنانكه وعده فرموده خود متصدى اداره و رهبرى وى ميشود: الله ولى الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور (سوره بقره آيه 257) خدا سرپرست مؤمنين است ايشان را از تاريكيها بسوى روشنائى خارج ميكند.(و به موجب آيه كريمه: او من كان ميتا فاحييناه و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس (سوره انعام آيه 122) ترجمه:و آيا كسيكه مرده بود ما او را زنده كرديم و براى او نورى قرار داديم كه با آن-در روشنائى آن-در ميان مردم راه ميرود) و آيه: اولئك كتب فى قلوبهم الايمان و ايدهم بروح منه  (سوره مجادله آيه 22) ترجمه:آنان خدا در دلهاى ايشان ايمان را ثابت كرده و ايشان را با روحى از پيش خود-يا از ايمان-مؤيد نموده است روحى ديگر و حيات ديگرى ميبخشد و نورى-درك ويژه واقع بينى-براى او قرار ميدهد كه مسير زندگى سعادتمندانه را در جامعه تشخيص ميدهد.

و در آيه ديگر راه تحصيل اين نور را توضيح ميدهد: يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله يؤتكم كفلين من رحمته و يجعل لكم نورا تمشون به (سوره حديد آيه 28) ترجمه:اى كسانيكه ايمان آورديد، پرهيز كارى كنيد و به پيغمبر او ايمان بياوريد تا خداوند از رحمت خود دو برابر بشما بدهد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن راه رويد. و ايمان به پيغمبر اكرم (ص) را در آيات ديگرى بتسليم و اتباع وى تفسير فرموده چنانكه ميفرمايد: قل ان كنتم تحبون الله فاتبعونى يحببكم الله (سوره آل عمران آيه 31) ترجمه: بگو اگر خدا را دوست ميداريد از من پيروى كنيد تا خدا شما را دوست دارد و زمينه پيروى را در آيه ديگر توضيح ميدهد: الذين يتبعون الرسول النبى الامى الذي يجدونه مكتوبا عندهم فى التوراه و الانجيل يامرهم-بالمعروف و ينهاهم عن المنكر و يحل لهم الطيبات و يحرم عليهم الخبائث و يضع عنهم اصرهم و الاغلال التى كانت عليهم (سوره اعراف آيه 157) ترجمه:كسانيكه پيروى ميكنند از پيغامبرى كه نبى امى است كسيكه او را در تورات و انجيل نوشته شده مييابند-در تورات و انجيل ذكر شده-ايشان را بمعروف امر ميكند و از منكر نهى ميكند و چيزهاى پاك را براى ايشان حلال و چيزهاى پليد را بر ايشان حرام ميكند، و از ايشان سختى و هر گونه زنجيرهائى كه داشتند وضع ميكند-آزادى ميبخشد.

و روشن تر ازين بيان زمينه پيروى را در آيه ديگر كه هم مفسر اين آيه است توضيح ميدهد: فاقم وجهك للدين حنيفا فطره الله التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم  (سوره روم 30) ترجمه:روى خود را استوار نگه دار براى دين در حال اعتدال-در دين با اعتدال ثابت قدم باش-همان آفرينش خدا كه مردم را بر آن آفريده آفرينش خدا تبديل و تغيير ندارد آنست دينى كه ميتواند-جامعه بشرى را اداره نمايد .
 به مقتضاى اين آيه برنامه كامل اسلام خواسته هاى آفرينش و بعبارت ديگر شرايع و قوانينى است كه فطرت و خلقت انسان بسوى آنها انسان را هدايت ميكند. زندگى بى آلايش يك انسان طبيعى چنانكه در جاى ديگر ميفرمايد: و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقواها قد افلح من زكاها و قد خاب من دساها (ترجمه آيه گذشت) .قرآن تنها كتاب آسمانى است كه اولا زندگى سعادتمندانه انسانى را با طرز زندگى بى آلايش و پاك انسان فطرى (طبيعى) مساوى ميداند و ثانيا بر خلاف بيشتر يا همه روشها كه برنامه خداپرستى انسان را از برنامه زندگى تفكيك مى كنند برنامه دينى را همان برنامه زندگى قرار داده در همه شئون فردى و اجتماعى انسان مداخله نموده دستوراتى مطابق واقع بينى (جهان بينى خداشناسى) صادر ميكند و در حقيقت افراد را بجهان و جهان را بافراد مى سپارد و هر دو را بخدا. قرآن كريم آثار و خواص زيادى صورى و معنوى براى مردان خدا و اولياء حق در زمينه يقينى كه دارند ذكر ميكند كه اين فصل گنجايش شرح و تفصيل آنها را ندارد.

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید