دسته بندی :آذر ۱۱, ۱۳۹۸

مقاله

نمونه اي از آثار نفرين پدر و مادر

نمونه ای از آثار نفرین پدر و مادر

۱ . در مشهد مقدّس پیرمردی نابینا بود که اکثراً او را در مجالس و پای منبرها می دیدم روزی کنارش نشسته و علّتِ نابینائی اش را جویا شدم گفت: در سنِّ نُه سالگی به اتفاق برادران و مادرم روز جمعه ای به عنوان تفریح و شستن فرش ها و

داستان اسم‌ها

داستان اسم‌ها

اسم‌ها دنیای جالبی دارند؛ به نظر من گاهی می‌شود اصلاً تاریخِ روز و سال را نداشت و فقط فهرستی تهیه کرد از چند اسم و بعد هوشمندانه و البته کمی از سر ذوق‌مندی، دوره‌ آن مقطع را حدس‌ زد. اصلاً شاید بتوانیم نه‌فقط تاریخ آن سال که پیچیدگی‌های آن دوره

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید