
مهلت
مهلت حدود 23 سال پیش جوانی در یک مغازه کبابی مشغول به کار میشود. یک شب بعد از تمام شدن کار، صاحب مغازه، دخل آن روز را جمع میکند و میرود در بالکن تا استراحت کند؛ درآمد آن روز کبابی، شاگرد جوان را وسوسه میکند و در جریان سرقت پولها،
مقاله

مهلت حدود 23 سال پیش جوانی در یک مغازه کبابی مشغول به کار میشود. یک شب بعد از تمام شدن کار، صاحب مغازه، دخل آن روز را جمع میکند و میرود در بالکن تا استراحت کند؛ درآمد آن روز کبابی، شاگرد جوان را وسوسه میکند و در جریان سرقت پولها،