پرش به محتوای اصلی
امروز: جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

الاغ مسلح , الاغهاي نوراني , امداد صوتي , اي لشگر صاحب زمان ,بازيافت پوكه‌ها

الاغ مسلح ,  الاغهاي نوراني , امداد صوتي , اي لشگر صاحب زمان ,بازيافت پوكه‌ها

الاغ مسلح
در عمليات مرصاد منافقان با زور و تهديد، الاغ و قاطر روستاييان اطراف محل درگيري را مي‌گرفتند تا مجروحان خود را حمل كنند. اهالي چاره‌اي جز تسليم نداشتند و الا همان بلايي سرشان مي‌آمد كه سر روستاييان ديگر آورده بودند و از طرفي چون مي‌دانستند احشام خود را دست چه اشخاصي مي‌سپارند عموماً به آن‌ها مرگ موش مي دادند تا در ميان راه سقط شوند. ولي يكي از روستاييان دو تا نارنجك را در دو طرف پالان الاغ قرار داد و با ريسمان محكمي به ضامن به دو طرف پاي حيوان و زير شكم او بند كرد.
وقتي الاغ در سربالايي تند كوه‌ها كمي پايش را بيش از حد معمول باز كرده بود خوش و كسي كه سوارش شده بود متلاشي شدند.
منبع: كتاب خلاقيتها صفحه 98 

 

الاغهاي نوراني
دشمن از زمان عمليات مطلع شده بود و بچه‌هاي براي فريب، تعدادي فانوس به پالان خرها بستند و آن‌ها را رأس ساعت مقرر روانه جاده كردند.
عراقي‌ها هم به گمان حركت نيروها آن‌ها را زير آتش گرفتند و بعد كه مطمئن شدند يك نفر ايراني زنده نماند، ساكت شدند. بچه‌ها هم دو سه ساعت بعد وارد عمل شدند و با اسير كردن چند نفر و به غنيمت گرفتن مقداري مهمات ضربه مهلكي به دشمن وارد كردند.
منبع: كتاب خلاقيت‌ها 

 

امداد صوتي
در عمليات خرمشهر نيروهاي مهندسي جهت احداث خط ،صداي لودر و بولدوزر را كه روي نوار ضبط كرده بودند با بلندگو در جهت مخالف جايي كه خاكريز مي‌زدند ، پخش كردند تا بتوانند كار خود را انجام دهند.
منبع: كتاب فرهنگ جبهه 

 

اي لشگر صاحب زمان
در كردستان بچه‌هاي گردان جُندالله قرار گذاشته بودند كه هر وقت مي‌خواستند آماده باش بدهند نوار حاج صادق آهنگران را با مضمون «اي لشگر صاحب زمان، آماده باش، آماده باش» پخش مي‌كردند كه بچه‌ها بلافاصله متوجه وضعيت غيرعادي و آماده‌ي مقابله مي‌شدند.
منبع: كتاب خلاقيت‌ها 

 

بازيافت پوكه‌ها
پوكه‌هاي توپ در محل قبلي توپخانه 105 در فاو را برمي‌داشتيم و از پهلو سوراخ و داخل آن را پر از خرج مي‌كرديم و سر آن را مي‌كوبيديم تا محكم بسته شود. بعد يك نوار از خرج آرپي‌جي را در محل سوراخ گذاشته و كمي روي پوكه خاك مي‌ريختيم. بعد نوار را آتش مي‌زديم تا آرام بسوزد.
به محض رسيدن آتش به داخل پوكه تمام خرج‌ها يك‌باره آتش مي‌گرفت و با صدايي مثل توپ منفجر مي‌شد و بلند شدن خاك‌ها هم حاكي از انفجار توپ مي‌نمود.
منبع: كتاب خلاقيت‌ها 

 

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید