پرش به محتوای اصلی
امروز: چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

آموزش و تعميق معارف ديني4

آموزش و تعميق معارف ديني4

    تدبير ش 5در انجام كارها از عنصر عاطفه هنرمندانه استفاده كنيد
استمرار حادثه، عاطفه يك نقش تعيين كننده‏اى ايجاد كرده است، كه باعث شد مرزى بين جريان عاشورايى و جريان شيعى با جريان‏هاى ديگر پيدا شود. حادثه‏ى عاشورا، خشك و صرفاً استدلالى نيست، بلكه در آن عاطفه با عشق و محبت و ترحم و گريه همراه است. قدرت عاطفه، قدرت عظيمى است؛ لذا ما را امر مى‏كنند به گريستن، گرياندن و حادثه را تشريح كردن. زينب كبرى (سلام‏ اللَّه ‏عليها) در كوفه و شام منطقى حرف مى‏زند، اما مرثيه مى‏خواند؛ امام سجاد بر روى منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حكومت اموى مى‏كوبد، اما مرثيه مى‏خواند. اين مرثيه‏ خوانى تا امروز ادامه دارد و بايد تا ابد ادامه داشته باشد، تا عواطف متوجه بشود. در فضاى عاطفى و در فضاى عشق و محبت است كه مى‏توان خيلى از حقايق را فهميد، كه در خارج از اين فضاها نمى‏توان فهميد.         5/11/84در تبليغ هر امر ديني ، سه عنصر عاشورائي بايد بكار گرفته شود
سه عنصر در حركت ابي عبد الله (عليه السلام) وجود دارد؛ عنصر منطق و عقل ، عنصر حماسه و عزت و عنصر عاطفه …. هر يك از آن سه عنصر بايد در تبليغ ما نقش داشته باشد؛ هم صِرف پرداختن به عاطفه و فراموش كردن جنبه‏ ى منطق  و عقل كه در ماجراي حسين بن علي (عليه السلام) نهفته است ، كوچك كردن حادثه است ، هم فراموش كردن جنبه‏ى حماسه و عزت ناقص كردن اين حادثه عظيم و شكستن يك جواهر گرانبهاست . اين مسأله را بايد همه – روضه‏خوان، منبرى و مداح – مراقب باشيم.     5/11/84 در انتخاب اشخاص ، براي انتقال مفاهيم ، به «عنصر هنرمندي» توجه شود
عنصر ، هنرمندى در نحوه ‏ى بيان است. من به منبر خيلى عقيده دارم. امروز اينترنت، ماهواره، تلويزيون و ابزارهاى گوناگون ارتباطىِ فراوان هست، اما هيچ‏كدام از اينها منبر نيست؛ منبر يعنى روبه‏ رو و نفس ‏به ‏نفس حرف زدن؛ اين يك تأثير مشخص و ممتازى دارد كه در هيچ‏كدام از شيوه‏ هاى ديگر، اين تأثير وجود ندارد. اين را بايد نگه داشت؛ چيز با ارزشى است؛ منتها بايستى آن را هنرمندانه ادا كرد تا بتواند اثر ببخشد.            5/11/84   امور فرهنگي و تبليغي را با هدف تبديل مخاطب به شخصيت ديني ، برنامه ريزي كنيد
تبليغ يعنى چه؟ تبليغ يعنى رساندن؛ بايد برسانيد. به كجا؟ به گوش؟ نه؛ به دل. بعضى از تبليغ‏ هاى ما حتى به گوش هم درست نمى‏رسد! گوش هم حتى آن را تحمل و منتقل نمى‏كند! گوش كه گرفت، مى‏دهد به مغز؛ قضيه اين‏جا نبايد تمام بشود، بلكه بايد بيايد در دل نفوذ و رسوخ كند و به هويت ما هويت مستمع – تبديل شود. تبليغ براى اين است. ما تبليغ نمى‏كنيم فقط براى اين‏كه چيزى گفته باشيم؛ ما تبليغ مى‏كنيم براى اين‏كه آنچه را كه موضوع تبليغ است، در دل مخاطب وارد شود و نفوذ كند. آن (موضوع تبليغ) چيست؟ … ما مى‏خواهيم منطق دين، ارزش‏هاى دينى، اخلاق دينى و همه‏ ى چيزهايى را كه در بناى يك شخصيت انسانى بر مبناى دين تأثير دارد، تبليغ كنيم؛ براى اين‏كه مخاطب ما به همين شخصيت دينى تبديل شود.          5/11/84
    عقايد و اخلاق مخاطب را بهمراه انديشه و تحليل سياسي اصلاح كنيد
از دو طرف نبايد لطمه بخوريم: نه ما بايد مسائل سياسى را بكلى از حيطه‏ ى حرف و گفت و تلاش و مجاهدتِ تبليغى خودمان خارج كنيم؛.آن‏چنان كه دشمنان روى آن ده‏ها سال سرمايه‏ گذارى كردند، ولى نهضت اسلامى آمد و اين سرمايه‏گذارى را آتش زد و از بين برد و گفتار و انديشه‏ ى سياسى را وارد متن فعاليت‏هاى دينى كرد، و نه از اين طرف بايد بيفتيم كه تصور كنيم همه‏ ى منبر، همه‏ ى تبليغ، همه‏ى مخاطبه‏ى با مردم و با مؤمنين، يعنى اين كه بنشينيم مسائل امريكا و اسرائيل و مسائل سياسى را تحليل كنيم؛ نخير، يك كارِ واجب‏تر اگر نباشد، واجب ديگرى وجود دارد و آن، دلِ مخاطب شماست. دل و جان و فكر او را بايستى تعمير و آباد و سيراب كنيم.دفاع از ارزشهاي ديني و انقلابي بايد به پشتوانه منطق درست انجام گيرد
بايد به فكر و منطقِ درست مجهز شويم، تا حرف سُست زده نشود. آنهايى كه گفته‏ اند يكى از مؤثرترين حمله‏ ها، دفاع‏هاى ناقص و بد است، حرف كاملاً درستى زده‏اند. وقتى دفاع از دين، ضعيف و سُست و بد باشد، تأثيرش از حمله‏ ى به دين، بيشتر است؛ بايد از اين، به خدا پناه ببريم. مبادا در حرف و منبر و تبليغ ما – آنچه به عنوان تبليغ داريم انجام مى‏دهيم – حرف سُست، بى‏منطق و ثابت نشده‏اى وجود داشته باشد … پايه‏ى كار ما منطق است. بنابراين، منطق، عنصر اصلى در تبليغ ماست.        5/11/84
با تكليف محوري در امورفرهنگي،  كام جان  افراد  را با حقايق ديني شيرين كنيد
كار تبليغ، كارِ بسيار بزرگ، حساس و مؤثرى است …  تأثيرات تبليغ، دفعى و آنى نيست؛ طولانى‏مدت است. مبلّغ دين اگر ظواهرى را مشاهده مى‏كند كه به گمان او ظواهر غير دينى است، مأيوس نشود. اين توهّماتى كه بعضى شايع مى‏كنند كه جوان‏ها از دين برگشته‏ اند، همه را جنگ روانى بدانيد … جوان‏هاى ما دل را به طرفِ دين دارند و تشنه‏ى حقايق دينند و دل‏هاشان تشنه است. هر جوانِ سالم ‏الفطره و سالم‏ الطبيعه‏ اى اين‏طور است؛ مخصوص اين‏جا هم نيست. اين‏جا بحمداللَّه زمينه هم آماده است؛ تشنه‏اند و مشتاق؛ بايد كامِ جان آنها را سيراب و با حقايق دينى شيرين كرد؛ اين نتيجه ‏اش را خواهد بخشيد و فرداى جامعه‏ى ما از اين موهبت‏ها بهره‏ مند خواهد شد.   5/11/84
  فرهنگ عاشورا ، درس « درهم تنيد گي» سه عنصر در انجام وظايف است
عاشورا يك حادثه‏ ى تاريخىِ صرف نبود؛ عاشورا يك فرهنگ، يك جريان مستمر و يك سرمشق دائمى براى امت اسلام بود. حضرت ابى‏عبداللَّه (عليه‏السّلام) با اين حركت – كه در زمان خود داراى توجيه عقلانى و منطقى كاملاً روشنى بود – يك سرمشق را براى امت اسلامى نوشت و گذاشت. اين سرمشق فقط شهيد شدن هم نيست؛ يك چيزِ مركب و پيچيده و بسيار عميق است. سه عنصر در حركت حضرت ابى‏ عبداللَّه (عليه‏السّلام) وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه … اين براى مسلمان‏ها تا روز قيامت درس است و اين درس عمل هم شده است و فقط اين‏طور  نبوده كه درسى براى سرمشق دادن روى تخته‏ى سياه بنويسند، كه بعد هم پاك بشود؛ نه، اين با رنگ الهى در پيشانى تاريخ اسلام ثبت شد و ندا داد و پاسخ گرفت، تا امروز …. اين سه عنصر، سه عنصر اصلىِ تشكيل‏ دهنده‏ ى حركت عاشورايى حسين‏ بن‏ على(ارواحنافداه) است … همين براى ما درس‏هاى فراوانى دارد.     5/11/84
                                                   
    تدبير ش 7جامعيت اسلام با قرائت پيامبر  اعظم حاصل مي شود
در پيامبر اعظم، علم همراه اخلاق هست؛ حكومت همراه حكمت هست؛ عبادت خدا همراه با خدمت به خلق هست؛ جهاد همراه با رحمت هست؛ عشق به خدا همراه با عشق به مخلوقات خدا هست؛ عزت همراه با فروتنى و خاكسارى هست؛ روزآمدى همراه با دورانديشى هست؛ صداقت و راستى با مردم همراه با پيچيدگى سياسى هست؛ غرقه بودن جان در ياد خدا همراه با پرداختن به صلح و سلامت جسم هست؛ در او دنيا و آخرت همراه است؛ هدفهاى والاى الهى با اهداف جذاب بشرى همراه است.  1/1/85 آموزش عقيدتي سياسي بايد  تربيت نبوي را تعليم و تبيين كند
براى اينكه در جامعه اخلاق استقرار پيدا كند، دو چيز لازم داريم: …  يكى هم آموزشهاى اخلاقى كه به وسيله‏ى آموزش و پرورش، مراكز تربيتى و مراكز آموزشى و علمى  بايد  در  همه‏ ى سطوح به انسانها تعليم داده شود؛ اينها موظفند. اين يك قلم از كارهاى لازم در سال پيامبر اعظم الهى است.      6/1/85

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید