نشانه هاى ظهور مهدى عليه السلام
در روايات، براى ظهور امام زمانعليه السلام نه تنها وقت خاصى تعيين نشده بلكه از تعيين كردن وقت براى آن منع شده است. ولى در عين حال براى آن علائم و نشانههايى ذكر شده كه مردم مىتوانند از طريق آن علامتها، نزديكى وقت ظهور را تشخيص دهند. اين نشانه ها به چند قسم تقسيم مىشوند: علائم حتمى و غير حتمى، علائم سال ظهور و علائم سالهاى دورتر، علائم اجتماعى و اخلاقى و طبيعى و… از ميان مجموعه رواياتى كه از حضرت علىعليه السلام در اين باره نقل شده است به ذكر دو مورد اكتفا مىشود:
– …عن ابى رومان، عن علىعليه السلام قال: اِذا نادى منادٍ من السماء، ان الحقّ فى آل محمّدٍ فعند ذلك يظهر المهدىُّ على أَفواهِ النّاس، و يشربون ذكره فلا يكون لهم ذكرٌ غيرُهُ.
ابى رومان از على بن ابيطالبعليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمودند: وقتى كه منادى از آسمان ندا دهد كه به تحقيق حق با آل محمدصلى الله عليه و آله است. در اين ايام نام حضرت مهدىعليه السلام بر سر زبانها مىافتد و جهان مالامال از نام آن حضرت مىشود به گونهاى كه از غير او ذكرى به ميان نمىآيد.
– عن الصادقعليه السلام عن آبائهعليهم السّلام ان عليّاعليه السلام قال: اذا وَقَعَت النارُ فى حجازكم و جرى الماء فى نجفكم فَتَوَقَّعوا ظُهورَ قائِمكُمْ.(( اثباة الهداة، ج 3ص )) .578
امام صادقعليه السلام از پدران بزرگوارشعليهم السّلام و آنها از علىبن ابيطالبعليه السلام روايت مىكنند كه آن حضرت فرمودند: آنگاه كه آتش در حجاز شعله ور شود و سيل در نجف جارى گردد منتظر ظهور قائمعليه السلام باشيد.
ياران مهدى عليه السلام
درباره اوصاف ياران امام زمانعليه السلام و تعداد آنها و شهرهايشان و رابطه آنان با امامعليه السلام و چگونگى بيعت و تبعيّتشان از آن حضرت، روايات زيادى وارد شده است. در اين زمينه از على بن ابيطالبعليه السلام چنين آمده است:
– عن حكيم بن سعد عن اميرالمؤمنينعليه السلام قال: اصحاب المهدىّ شبابٌ لاكهول فيهم الّا مثل كحل العين و الملح فى الزاد و اقل الزاد الملح.
حكيم بن سعد از اميرالمؤمنينعليه السلام روايت مىكند كه آن حضرت فرمودند: ياران مهدىعليه السلام همه جوان هستند، در ميان آنها پيرمرد يافت نمىشود مگر به اندازه سرمه در چشم و نمك در طعام، و همانطور كه بر همگان معلوم است كمترين قسمت غذا را نمك تشكيل مىدهد.
– قال اميرالمؤمنينعليه السلام : …ثم اذا قام تجتمع اليه اصحابه على عدّة اهل بدر و اصحاب طالوت و هم ثلثمأة و ثلاثة عشر رجلا، كلّهم ليوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحديد لو انّهم همّوا بازالة الجبال الرّواسى لازالوها عن مواضعها فهم الذين وحّدوا اللّه به حق توحيده، لهم بالليل اصوات كاصوات الثواكل خوفا من خشية اللّه تعالى، قوّام الليل، صوّام النهار، و كانّما ربّاهم أبٌ واحدةٌ قلوبهم مجتمعة بالمحبة و النصيحة…
اميرالمؤمنينعليه السلام مىفرمايد: …چون قيام كند جمع مىشوند به سوى او يارانش كه به شماره اصحاب بدر و اصحاب طالوتند و ايشان سيصد و سيزده نفرند. همه آنها شيرانى هستند كه از كمينگاههاى خود بيرون آيند مانند پارههاى آهن، اگر ايشان اراده كنند كه كوههاى سخت را از جا بِكَنند هر آينه آنها را از جاهاى خود مىكَنند. پس ايشانند كسانى كه خدا را به وسيله مهدى بيگانگى پرستش مىكنند. براى ايشان در شبها، صداهايى مانند صداهاى زنهاى جوان مرده از ترس خدا است نماز گذارندگانند در شبها و روزه دارانند در روز، گويا يك پدر و يك مادر آنها را تربيت كردهاند. دلهاشان در دوستى كردن به همديگر و پند دادن به يكديگر با هم جمع و يكى است
حكومت مهدى عليه السلام
به اعتقاد شيعه، امام زمانعليه السلام از طريق تشكيل يك حكومت جهانى بر اساس تعاليم عاليه اسلام تمام نارسايىها را از سرتاسر عالم برطرف خواهد كرد و عدل و داد را در روى زمين مستقر خواهد ساخت. در سخنان پيامبر اكرمصلى الله عليه و آله و هر يك از ائمه اطهارعليهم السّلام درباره ويژگىهاى حكومت حضرت مهدىعليه السلام و كارهايى كه در آن دوره انجام خواهد يافت مطالب زيادى به چشم مىخورد كه مجموعه آنها تصوير بسيار روشنى از يك حكومت اسلامى كامل را نشان مىدهند. در اينجا به عنوان نمونه به بعضى از رواياتى كه در اين زمينه از اميرالمؤمنينعليه السلام نقل شده است اشاره مىگردد:
– حدثنا عبداللّه بن مروان، …عن علىٍعليه السلام قال: يلى المهدىُّ امرَ النّاسِ ثلاثين سنة او اربعين سنة…
عبداللّه بن مروان روايت كرده است كه علىبن ابيطالبعليه السلام فرمودند: حضرت مهدىعليه السلام سى يا چهل سال زمام امور مردم را در دست خواهند داشت.
– يعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهُدى على الهوى و يَعْطِفُ الرأىَ على القرآنِ اذا عطفوا القرآنَ على الرّأىِ … فَيُريكُمْ كيف عدلُ السيرةِ، و يُحيىِ مَيِّتَ الكتابِ و السّنةِ…
[امام زمانعليه السلام وقتى كه ظهور كند] هواهاى نفسانى را به هدايت و رستگارى برمىگرداند در آن روزگارى كه مردم هدايت الهى را به متابعت هواهاى نفسانى درآورده باشند. آراء و انديشه هاى مردم را تابع قرآن مىكند در آن روزگارى كه آنها قرآن را تابع آراء و انديشه هاى خود كرده اند… او به شما نشان خواهد داد كه عدالت در كشوردارى چگونه است. هم چنين او تعاليم فراموش شده قرآن و سنّت را زنده خواهد ساخت…
– قال اميرالمؤمنينعليه السلام : …فلا يترك عبداً مسلما الّا اشتراه واعتقه، و لا غارماً الّا قضى دينه، ولا مظلمةً لِاَحَدٍ من النّاس الّا ردّها، و لا يُقْتَلُ منهم عبدٌ الّا ادّى ثمنه… و لايُقتَلُ قتيلٌ الا قضى عنه دينهُ، و اَلْحَقَ عيالَهُ فى العطاء حتى يملأ الارض قسطا و عدلاً كما مُلِئَتْ ظلماً و جوراً و عدواناً…
اميرالمؤمنينعليه السلام فرمودند: …حضرت مهدىعليه السلام برده مسلمان را نخواهد واگذاشت مگر اينكه آن را خريده و آزاد خواهد ساخت و بدهكارى نخواهد ماند مگر آنكه بدهى او را پرداخت خواهد نمود. مظلمه و حقى به گردن و ذمه هر كس كه باشد آن را به صاحب حق بازخواهد گرداند. كسى كشته نمىشود مگر اينكه ديه آن را خواهد پرداخت. هيچ كسى كشته نخواهد شد مگر اينكه بدهىهاى او را آن حضرت پرداخت خواهد نمود و خانوادهاش را همانند ساير افراد جامعه اداره خواهد كرد تا زمين را از عدل و داد پر كند به همان صورتى كه پيش از آن از ظلم و بيداد پر شده باشد…
– قال علىعليه السلام : …لو قد قام قائمنا لَذَهبَتِ الشحناء من قلوب العباد و اصطلحتْ السباع و البهائم حتى تمشى المرأة بين العراق الى الشام… على رأسها زينتها لا يهيجُها سبعٌ و لا تخافه…
اميرالمؤمنينعليه السلام مىفرمايد: …آنگاه كه قائم ما اهلبيتعليه السلام قيام كند كينهها از دلها بيرون خواهد رفت حتى حيوانات درنده و وحشى نيز با هم سازگار خواهند شد و به يكديگر ضرر نخواهند رساند، در آن روزگار به اندازهاى امنيّت زياد خواهد بود كه يك زن در حالى كه همه زينت و زيور آلاتش همراه اوست از عراق تا شام را بدون ترس و دلهره به تنهايى خواهد پيمود.
حضرت مهدى عليه السلام در قرآن
در آيات قرآن كريم به صراحت نامى از امام زمانعليه السلام به ميان نيامده است، ولى از آنجا كه ائمه اطهارعليهم السّلام مفسران حقيقى قرآنند در تفسير بسيارى از آيات، آنها را به مسأله مهدويّت و معارف امام زمانعليه السلام تطبيق و تفسير نمودهاند. از جمله آياتى كه آنها را حضرت علىعليه السلام مربوط به امام زمانعليه السلام دانسته اند اين دو آيه است:
– عن اميرالمؤمنينعليه السلام قال: النُورُ القرآن، و النور اسمٌ من اسماء اللّه تعالى… قال اللّه تعالى فى سورة النور: اللّه نور السماواتِ و الارضِ مَثَلُ نورهِ كمشكاةٍ فيها مصباح المصباح فى زجاجة الزجاجة كانها كوكب درّىٌ…
فالمشكاةُ رسول اللّهصلى الله عليه و آله و المصباحُ الوصىُّ، و الاوصياءُ عليهمُ السلامُ و الزجاجةُ فاطمةُ، و الشجرة المباركة رسول اللّهصلى الله عليه و آله و الكوكب الدُّرى القائم المنتظر الذى يملأ الارضَ عدلاً.
اميرالمؤمنينعليه السلام فرمودند: نور همان قرآن است. و نور اسمى از اسمهاى خداوند تبارك و تعالى نيز هست. خداوند عزّوجلّ در سوره نور مىفرمايند: خدا نور آسمانها و زمين است، نور او همانند مشكاتى است كه درآن چراغى باشد و آن چراغ در ميان شيشهاى كه تلألؤ آن همچون ستارهاى است درخشان و روشن از درخت مبارك زيتون…
آنگاه فرمودند: مشكات رسول خداصلى الله عليه و آله است و مصباح وصى و اوصياء هستند، منظور از زجاجه حضرت فاطمه زهراعليها السّلام است، و مراد از كوكب دُرّى حضرت قائم المنتظرعليه السلام است. كسى كه زمين را پر از عدل و داد مىكند.
– [قال] اميرالمؤمنين علىبن ابيطالبعليه السلام : المستضعفون في الارض، المذكورون فى الكتاب الذين يجعلهم اللّه ائمّة، نحن اهل البيت؛ يبعث اللّه مهديّهم فيعزّهم و يذلّ عدوّهم.
حضرت على عليه السلام مىفرمايند: مستضعفان در زمين كه در قرآن ياد شدهاند و خداوند وعده داده است آنها را پيشوايان مردم قرار دهد، ما اهل بيت هستيم و خداوند، مهدى ما اهل بيت عليهم السّلام را [در آخر الزمان] بر مىانگيزاند تا آنها را عزيز و دشمنانشان را خوار و ذليل كند.
خصال، ج 2ص 541ح .15
در مورد معناى حفظ حديث نظرات زيادى ابراز شده است كه از جمله آنهاست:
– به ذهن سپردن.
– محافظت و نگهبانى از احاديث تا از بين نروند خواه از طريق به ذهن سپردن يا نوشتن يا نقل كردن براى ديگران با هر وسيله ممكن…؛ به يكى از وجوه شش گانه كه علماى حديث مىگويند يعنى شنيدن از استاد، خواندن بر استاد، شنيدن از ديگرى در حال خواندن آن بر استاد، با اجازه استاد آن را نقل كردن، و… (اربعين شيخ بهايى، ص 65و 66)
منتخب الاثر، ص 163و 443 ملاحم ابن طاووس، ص 129ح .136
بحارالانوار، ج 52ص 333ح 63
نوائب الدّهور فى علائم الظهور، ج 2ص 114ط كتابخانه صدوق.
كنزالعمال، ج 14ص 591ح 39646 منتخب الاثر، ص 487
نهجالبلاغه فيض الاسلام، خ 138ص 424و 425
بحارالانوار، ج 52ص 224و 225
بشارة الاسلام ص 236
سوره نور، آيه 35
معجم احاديث المهدىعليه السلام ، ج 5ص 274ح 1699
اشاره به آيه و نريد انّ نمنّ على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين؛ و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين مستضعف واقع شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث [زمين] كنيم. سوره قصص، آيه 5
منتخب الانوار المضيئة، سيد بهاء الدين على النيلى النجفى، ص 30