پرش به محتوای اصلی
امروز: چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

زن از دیدگاه امام علی (ع)2

زن از دیدگاه امام علی (ع)2

ستايش‏ها و نكوهش‏ها ؛ گاهي حادثه و يا موضوعي، در اثر يك سلسله عوامل تاريخي، زمان، مكان، افراد، شرايط و علل و اسباب آن، ستايش يا نكوهش مي‏شود، معناي ستايش يا نكوهش بعضي حوادث و يا امور جنبي يك حادثه، اين نيست كه اصل طبيعت آن شي‏ء قابل ستايش و يا مستحق نكوهش مي‏باشد، بلكه احتمال دارد زمينه خاص سبب اين ستايش يا نكوهش شده است.
مثلا اگر از قبيله‏اي ثناء و ستايش به عمل آمده، احتمال دارد در اثر آن باشد كه مردان خوبي در آن عصر از اين قبيله برخاسته‏اند، و شايد در فاصله‏اي كه ورق برگردد، افراد ديگري از آن قبيله برخيزند كه مورد نكوهش واقع شوند.
و گاهي به عكس، در يك سرزمين افرادي مورد نكوهش قرار مي‏گيرند، بعد طولي نمي‏كشد كه افراد شايان  ستايش از آن سرزمين برمي‏خيزند.
در همين ايران شهرهايي بوده كه درباره آنها مذمت‏هاي فراواني وارد شده است ليكن وقتي به بركت اهل بيت عليهم السلام شهروندان عوض شده، شهرها و بلاد نيز جزو بلاد نمونه و برجسته اين كشور شده‏اند و افرادي از آن سرزمين برخاسته‏اند كه از نظر فضائل اخلاقي و علمي و نبوغ، ممتاز شده‏اند.در نتيجه، مذمت‏ها و نكوهش‏ها تا ابد لازمه آن آب و خاك نبوده، بلكه مقطعي است. و دليلش آن است كه با يك تحول فكري و اعتقادي، ممكن است نظر سابق برگردد.
بخشي از نكوهش‏هاي نهج البلاغه راجع به زن، ظاهرا به جريان جنگ جمل برمي‏گردد، همان گونه كه از بصره و كوفه نيز در اين زمينه نكوهش شده است‏با اين كه بصره، رجال علمي فراواني تربيت كرده و كوفه مردان مبارز و كم نظيري را تقديم اسلام نموده و بسياري از كساني كه به خونخواهي سالار شهيدان صلوات الله و سلامه عليه برخاستند از كوفه نشات گرفتند، و هم اكنون نيز كوفه جايي است كه به انتظار ظهور حضرت مهدي عليه
السلام در آنجا نماز مي‏خوانند، مسجدي دارد كه مقامات بسياري از صالحين و صديقين در آن واقع شده است و نمي‏توان گفت كه چون مثلا از كوفه يا از بصره نكوهش شده است، آن دو شهر براي هميشه و ذاتا بد و سزاوار نكوهش مي‏باشند.
قضاياي تاريخي در يك مقطع حساس زمينه ستايش يا نكوهش را فراهم مي‏كند و سپس با گذشت آن مقطع زمينه مدح و ذم نيز منتفي مي‏شود.
پيش بيني وحي اين تحليل در اصل موضوع زن و بويژه در اين مورد خاص قابل دقت است.اصولا اصراري كه قرآن كريم درباره زنان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم دارد نشانه پيش بيني وحي از يك حادثه تلخ تاريخي است.
اين كه قرآن با اصرار، به زنان پيامبر مي‏فرمايد:
«و قرن في بيوتكن و لا تبرجن تبرج الجاهلية الاولي‏» (18)
و در خانه‏هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينت‏هاي خود را آشكار نكنيد.
نشانه آن است كه صحنه‏اي را ذات اقدس اله پيش بيني مي‏كرده است.خداوند عالم غيب و شهادت از آينده‏اي با خبر بوده و زنان پيامبر را از ثمرات تلخ آن قيام بي‏جا، برحذر مي‏داشت، لذا فرمود در خانه‏ها بنشينيد و خود را نشان ندهيد، تبرج نكنيد و…، كه علي رغم اين هشدارها، جنگ جمل پيش آمد و رو در روي ولي الله مطلق حضرت علي بن ابي‏طالب اميرالمؤمنين – عليه افضل صلوات المصلين – به مبارزه برخاستند.
آن مقطع، يك سلسله نكوهش‏هايي را در پي داشت و يك سلسله ستايش‏هايي را به همراه داشت.
از سرزميني، يا از مردمي ستايش شده كه در آن صحنه، خوب عمل نموده و از گروهي و سرزميني، نكوهش شده است چون در اين رخداد بد عمل كرده‏اند.
بنابراين نبايد اين نكوهش‏ها و ستايش‏ها، به حساب گوهر شي‏ء گذاشته شود.
اگر طلحه و زبير در برابر ولي الله مطلق ايستادند و مورد نكوهش قرار گرفتند، طبيعي است عايشه هم كه در مقابل حضرت قرار گرفت و افراد ديگري هم كه به اين سانحه سنگين كمك كردند، مورد نكوهش قرار گيرند. بنابراين نبايد اين گونه از نكوهش‏ها يا ستايش‏ها به گوهر ذات برگردد، البته تاثير مقطعي آن محفوظ است.
داشتن مال كمال نيست نكته ديگر اين كه در روايت مزبور، نقصان حظ، به نقص در ارث توجيه شده و مي‏گويد:
چون زن از ارث كمتري برخوردار است لذا محترم نيست، در صورتي كه به هنگام مهاجرت پيامبر به مدينه، شتر حضرت در مقابل خانه كسي كه از فقيرترين مردم مدينه بود خوابيد پس نداشتن مال، نقص نيست چه اين كه داشتن آن كمال نيست.
شهادت زن و نسيان تعليل حضرت در مورد نقصان عقل اين است كه شهادت دو زن، در حكم شهادت يك مرد است، زيرا كه در قرآن مي‏فرمايد:
«فان لم يكونا رجلين فرجل و امراتان ممن ترضون من الشهداء» (19)شهادت دو زن، در حكم شهادت يك مرد است.در اين مورد نيز به اين جهت است كه شهادت امري مستند به حس و مشاهده است و حضور و شهود زن در همه جا محذور و يا محدود مي‏باشد، و خود قرآن نكته آن را ذكر مي‏كند و مي‏فرمايد: اين كه شهادت دو زن، در حكم شهادت يك مرد است، نه براي آن است كه زن، عقل و دركي ناقص دارد و در تشخيص، اشتباه مي‏كند بلكه:
«ان فضل احداهما فتذكر احداهما الاخري‏» (20)
اگر يكي از اين دو فراموش نمود ديگري او را تذكر بدهد.
زيرا كه زن مشغول كارهاي خانه، تربيت‏بچه، و مشكلات مادري بوده و ممكن است صحنه‏اي را كه ديده فراموش كند، بنابراين دو نفر باشند تا اگر يكي يادش رفت ديگري او را متذكر كند.
مذمت زن پرستي شبهه ديگر اين كه در بعض روايات از زن مذمت‏شده و از ارتباط با او منع شده است.
عنوان نمونه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مي‏فرمايد:
«المراة عقرب حلوة اللبسمة‏» (21)
زن مثل عقرب است كه نيش آن در آغاز شيرين ولي مسموم است.
بايد توجه داشت اين گونه روايات هشداري به مرد است تا فريب شهوت را نخورد.
نيش عقرب مثل نيش زنبور عسل و نظير سوزن نيست‏بلكه اگر انسان نداند عقرب است از نيش آن احساس لذت و شيرين، مي‏نمايد مثل آن كه يك شيريني در كام بچه بريزند كه ظاهرش شيرين، اما درونش تلخ و مسموم است.
اين سخن براي آن نيست كه بگويد زن عقرب است‏بلكه مي‏فرمايد: خود را به وسيله نگاه به نامحرم به آتش ندهيد، ديدن نامحرم شيرين است اما اين گناه، درونش عقرب است، چه اين كه اگر زني در دام مرد بيفتد آن مرد پرستي، عقرب مي‏شود و بين زن و مرد فرقي نيست، منتها چون جاذبه از آن سو بيشتر است، حضرت به آن اشاره نموده است.
همين تعبير، درباره دنيا هم ذكر شده است، حضرت امير سلام الله عليه در نامه‏اي كه براي سلمان مي‏نويسد، مي‏فرمايد:
«فانما مثل الذين الدنيا مثل الحية، لين مسها قاتل سمها» (22)
دنيا، مثل آن مار خوشرنگي است كه رنگش زيباست، پوست او هم بسيار نرم است اما همين پوست نرم، سم است.
اين روايت، دليل مذمت دنيا نيست، مذمت دنيا پرستي و به سوي دنيا جذب شدن است.
و گرنه در همين نهج البلاغه از دنيا ستايش كرده و فرموده هر كس به هر جا رسيده، در دنيا رسيده است.
اين همه انبياء و اوليا و حكما و عرفا و صالحين و صديقين و شهداء در همين دنيا به كمال رسيده‏اند.
دنيا متحجر اولياست‏»، همه خوبان در دنيا خوب شدند. آنچه مذموم است دنيا پرستي است و در روايات نيز زن مذموم نيست‏بلكه زن‏پرستي مذموم است و زن نيز همچون مرد انسان است و اشراف مخلوقات.معاشرت زنان با مردان اميرالمؤمنين علي عليه السلام به فرزندش امام مجتبي چنين توصيه مي‏فرمايد:
و اكفف عليهن من ابصارهن بحجابك اياهن، فان شدة الحجاب ابقي عليهن، و ليس خروجهن باشد من ادخالك عليهن من لايوثق به عليهن و ان استطعت ان لا يعرفن غيرك فافعل. (23)
تا مي‏تواني كاري كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه زن را حفظ نمي‏كند.
همان‏طور كه بيرون رفتن آنان از خانه و معاشرت با مردان بيگانه در خارج خانه برايشان مضر و خطرناك است، وارد كردن تو مرد بيگانه را بر او در داخل خانه و اجازه معاشرت در داخل خانه نيز مضر و خطرناك است.
اگر بتواني كاري كني كه جز تو مرد ديگري را نشناسند چنين كن.
اين يك توصيه اخلاقي است. علماي اسلام اين جمله را به شكل يك توصيه اخلاقي تلقي كرده‏اند.
اگر ما بوديم و چنين تعبيراتي، بدون شك آنچه استنباط مي‏شد بيش از توصيه اخلاقي بود، بلكه بيش از لزوم ستر وجه و كفين بود، آنچه استنباط مي‏شد همان است كه ما از آن به حبس زن در خانه تعبير كرده‏ايم.
ولي علت اينكه فقها به مضمون چنين جمله‏ها فتوا نداده‏اند ادله قطعي ديگر از آيات و روايات و سيره معصومين بر خلاف مفاد ظاهر اين تعبيرات است و به اصطلاح ظاهر اين جمله‏ها «معرض عنه‏» اصحاب است.
لهذا اين جمله‏ها حمل به توصيه اخلاقي شده است و ارزش اخلاقي دارد نه فقهي.
آنچه فقها از امثال اين جمله‏ها استنباط كرده‏اند اين است كه اين گونه جمله‏ها ارشاد به حقيقتي روحي و رواني در روابط دو جنس است و شك نيست كه حقيقتي را بيان مي‏كند.
رابطه زن و مرد اجنبي سخت‏خطرناك است، گلي است كه پيلان بر آن مي‏لغزند.
آنچه اسلام لااقل به صورت يك امر اخلاقي توصيه مي‏كند اين است كه تا حد ممكن اجتماع مدني غير مختلط باشد.
جامعه امروز زيانهاي اجتماع مختلط را به چشم خود مي‏بيند.
چه لزومي دارد كه زنان فعاليتهاي خود را به اصطلاح «دوش به دوش‏» مردان انجام دهند.
آيا اگر در دو صف جداگانه انجام دهند نقصي در فعاليت و راندمان كار آنان رخ مي‏دهد؟ (24)قرآن كريم، به اتفاق دوست و دشمن، احيا كننده حقوق زن است.
مخالفان لااقل اين اندازه اعتراف دارند كه قرآن در عصر نزولش گامهاي بلندي به سود زن و حقوق انساني او برداشت.
ولي قرآن هرگز به نام احياي زن به عنوان «انسان‏» و شريك مرد در انسانيت و حقوق انساني، زن بودن زن و مرد بودن مرد را به فراموشي نسپرد.
به عبارت ديگر، قرآن زن را همان گونه ديد كه در طبيعت هست.
از اين رو هماهنگي كامل ميان فرمانهاي قرآن و فرمانهاي طبيعت‏برقرار است، زن در قرآن همان زن در طبيعت است.
اين دو كتاب بزرگ الهي (يكي تكويني و ديگري تدويني) با يكديگر منطبقند.
و حضرت علي عليه السلام كه همان قرآن ناطق است نيز همين گونه به زن نظر مي‏كند و مي‏فرمايد زن همچون گلي زيباست كه بايد از او محافظت كرد تا لطافت و زيبايي او حفظ گردد.

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید