روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای که چه قدر اینجا گرمه !!!
نامه ای از دوزخ
- بهمن 21, 1391
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 229 نفر
- برچسب ها : داستان کوتاه, داستان ها و حکمت ها, دوزخ, عاشقانه و عالمانه, نامه
اشتراک گذاری این صفحه در :
بجاي نفرين دعا كرد
۱۴۰۵/۰۵/۱۷
چگونه دل پدربزرگ و مادربزرگها را شاد کنیم؟
۱۴۰۵/۰۵/۱۵
دمنوشهای مفید برای سرماخوردگی
۱۴۰۵/۰۵/۱۴
از بطری پلاستیکی آب ننوشید
۱۴۰۵/۰۵/۱۳
زندگی اتوکشیده آدمهای حسابی
۱۴۰۵/۰۵/۱۱
وسط بیابون عربی
۱۴۰۵/۰۵/۰۷
جملۀ اصلی زیارت اربعین چیست؟
۱۴۰۵/۰۵/۰۲