پرش به محتوای اصلی
امروز: شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

حکایت شادمانی بریربن خضیر از لقای پروردگار در روز عاشورا

حکایت شادمانی بریربن خضیر از لقای پروردگار در روز عاشورا

بریربن خضیر همدانی از اصحاب بزرگوار امام حسین علیه السلام، و از قبیله هَمْدان و قاری قرآن بود و در مسجد کوفه می نشست و در مکتب علمی خود درس قرآن و احکام می آموخت. بریر با عبدالرحمن عبدربه أنصاری، صبح عاشورا در خیمه نظافت ایستاده بودند تا سید الشهداء علیه السلام بیرون آید و آنها برای نظافت و استعمال نوره یکی پس از دیگری وارد شوند، بریربن خضیر در این موقعیت شروع کرد با عبدالرحمن به شوخی و مزاح پرداختن. عبدالرحمن به او گفت: دست از مزاح بردار، سوگند به خدا که این ساعت، موقع مزاح و باطل نیست. بریر در پاسخ گفت: سوگند به خدا که تمام عشیره و قوم من میدانند که من اهل مزاح و سخنِ درهم و باطل نبوده ام، نه در سن جوانی و نه در سن کهولت؛ ولیکن قسم بخدا که الآن آنقدر خوشحال و مسرورم به آنچه ما به آن برخورد خواهیم کرد. سوگند بخدا که بین ما و ملاقات حوریان بهشتی هیچ فاصله ای نیست، مگر یک حمله که از طرف این قوم بشود و ما جان خود را در نصرت فرزند پیامبر اکرم فدا کنیم، و چه بسیار دوست دارم که این امر زودتر صورت گیرد (بحارالانوار طبع کمپانی ج10 ص192).

وعده وصل چون شود نزدیک *** آتش عشق شعله ور گردد
قَوْمٌ إذا نودوا لِدَفْعِ مُلِمةٍ *** وَ الْقَوْمُ بَیْنَ مُدَعسٍ وَ مُکَرْدَسِ
لَبِسوا الْقُلوبَ عَلی الدروعِ وَ أقْبَلوا *** یَتَهافَتونَ عَلَی ذِهابِ الاْنْفُسِ
(ترجمه: گروهی که هرگاه برای مقابله با سختی ای فراخوانده شوند و آنان در هر شرایطی باشند دل هایشان را برروی زره هایشان قرار می دهند و آماده جان فشانی می شوند).

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید