از دیدگاه قرآن و روایات برخی از حكمتهای شرور و بلاها عبارتند از:
الف: بلاها و مصایب؛ عامل توجه، بیداری دل و توفیق به توبه:
چون انسان در اثر غفلت و فراموشی یاد خداوند، مرتكب معصیت و گناه می شود، از این رو، برای خروج از غفلت، همواره به مذكری نیاز است تا در اثر توجه به خداوند، انسان از معاصی فاصله بگیرد. در آیاتی از قرآن كریم، یكی از عوامل مذكر، مصایب و شدت ها معرفی شده است: «و لقد ارسلنا الی امم من قبلك فاخذناهم بالباساء و الضراء لعلهم یتضرعون؛ ما به سوی امم سابق، پیغمبرانی فرستادیم، اما آنان اطاعت نكردند؛ از این رو، آنان را به بلا و مصیبت مبتلا كردیم؛ شاید كه آنها به درگاه خدا زاری كنند و توبه نمایند» (انعام/42) و «و اذا مس الانسان ضر دعا ربه منیبا الیه ثم اذا خوله نعمة منه نسی ما کان یدعوا الیه من قبل و جعل لله اندادا لیضل عن سبیله قل تمتع بکفرک قلیلا انک من اصحاب النار؛ و چون به انسان آسیبی رسد، پروردگارش را به حال توبه و انابه می خواند، سپس چون او را از جانب خود نعمتی عطا کند، آن دعاهایی را که پیش از این (برای رفع بلا) کرده بود از یاد می برد و برای خدا همتایانی قرار می دهد تا از راه خدا گمراه کند. بگو: اندکی به کفر خویش برخوردار باش که تو از اهل آتشی» (زمر/8). در این آیه شریفه، خداوند به طور مطلق می فرماید: هرگاه كه به انسان فقر، مصیبت و سختی برسد، در آن حال، به دعا و توبه می پردازد، اما همین كه نعمت و ثروت به اوعطا كند، خدایی را كه از پیش می خواند، بكلی فراموش می كند. در آیه دیگری درباره كافران می فرماید: «ولنذیقنهم من العذاب الادنی دون العذاب الاكبر لعلهم یرجعون؛ ما كافران را عذاب نزدیك تر بچشانیم، غیر از آن عذاب بزرگ تر و شدیدتر قیامت؛ شاید كه به سوی خدا باز گردند» (سجده/21). مراد از «عذاب ادنی» در آیه شریفه، همین مصایب و دردهاست، نه عذاب مرگ و نه عذاب اخروی؛ زیرا خداوند حكمت این عذاب را برگشت كافر به رحمت الهی معرفی می كند كه با مرگ حاصل نمی شود.
ب: بلاها؛ آثار تكوینی اعمال و عذاب گنهكاران:
آیات دیگری از قرآن، مصیبت ها و رنج ها را نتایج سوء اعمال زشت انسان ها برمی شمارند. از نظر این آیات، خداوند برای تكفیر گناهان برخی از مردم (به خاطر لطف به آنان) آنها را در همین دنیا عذاب می كند: «و ما اصابكم من مصیبة فبما كسبت ایدیكم و یعفوا عن كثیر؛ هر مصیبتى به شما رسد به خاطر اعمالى است كه انجام داده اید، و بسیارى را نیز عفو مى كند» » (شوری/30). در این آیه شریفه، خداوند متعال بلاها را به افعال اختیاری انسان ها مرتبط می كند و آنها را آثار تكوینی اعمال افراد، می داند؛ همچنان كه روایات بسیاری نیز حكمت بلاها را تكفیر گناهان معرفی می كنند. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «ان العبد اذا كثرت ذنوبه و لم یكن عنده من العمل ما یكفرها، ابتلاه بالحزن لیكفرها؛ از آن روی كه عذاب آخرت بسیار سنگین و مشكل است، خداوند (مؤمنان مورد علاقه خود) را در همین دنیا به شدت ها مبتلا می كند تا كفاره گناهان او باشد.
ج: بلاها؛ امتحان الهی و موجب تكامل وجودی:
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «ان فی الجنة منزله لایبلغها عبد الا بالابتلاء ؛ در بهشت هیچ جایگاهی نیست مگر اینکه بنده با امتحان آن را بدست آورده باشد». طبق آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام، بسیاری از مشكلات و بلاها، امتحان الهی بوده و بعضی از مقامات و موقعیت ها تنها بر اثر پیروزی در امتحان الهی و تحمل مصایب و شداید حاصل می شوند. خداوند می فرماید: «کل نفس ذائقة الموت و نبلوكم بالشر و الخیر فتنة و الینا ترجعون؛ هر انسانى طعم مرگ را مى چشد! و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش مى كنیم و سرانجام بسوى ما بازگردانده مى شوید» (انبیاء/35) و نیز می فرماید: «و لنبلونكم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین؛ قطعا همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و میوه ها، آزمایش مى كنیم و بشارت ده به استقامت كنندگان» (بقره/155). اولیای الهی و كسانی كه مقرب خداوندند، بیشتر به بلاها مبتلا هستند و بلكه طالب نزول مصیبت اند تا به واسطه آن به تكامل بیشتری دست یابند. هر كه در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند.
حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «الا و ان الشجرة البریه اصلب عودا، و الرواتع الخضرة ارق جلودا» (نهج البلاغه/نامه 45)، حضرت علی علیه السلام انسان مبتلا به مشكلات را به درختان بیابانی تشبیه نموده كه چوبشان سخت تر است؛ یعنی انسانی كه با مشكلات مبارزه كرده و در این شرایط رشد نموده باشد، ثمره ایمانی او در مقابل افرادی كه زندگی را به خوشی و راحتی سپری می كنند بیشتر خواهد بود. در نتیجه، با توجه به آیات و روایات مزبور و وجوهی كه برای فلسفه بلاها و شرور ذكر شد هیچ مصیبتی بدون حكمت و خیرخواهی الهی واقع نمی شود و در این قالب هاست كه نسبی بودن شرور و توجیه شر در نظام كل معنا می شوند.